برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
افسانه ي کلاشينکف از زماني آغاز شد که گروهبان ميخاييل کالاشينکف در جنگ دوم جهاني مجروح ومجبور شد تا مدتي در بيمارستان بستري گردد.او در اين زمان شروع به طراحي سلاح هايي کوچک کرد.در سال1944 او به کارخانهي ماشينسازيIzhevskپيوست اولين طرح او نيز يک کاربين نيمه اتوماتيک عمل کننده با گاز بود.در طول سال هاي 45و 46ميلادي او تفنگ تهاجمي خود را ساخت که در سال1946 جهت آزمايشات اوليه به ارتش شوروي سابق تحويل داده شد.
بعد از رفع اشکالات نهايي نمونه دوم در سال 1947 جهت دومين دورهي آزمايشات به ارتش تحويل داده شد که طرح وي رقيب خود را به سادگي پشت سر گذاشت و با نام رسميAK-47در سال 1949 به خدمت گرفته شد.به همراه نمونهي پايه گونه ي با فنداق تاشونده براي يگانهاي چترباز با نامAKS نيز ساخته شد.در سال 1959 AK به طور گسترده اي مورد بهسازي قرار گرفت که بعد از آن اين سلاح با نام AKM(حرف M براي Modernizirovwnnyj)شناخته شد.کاليبر اين سلاح7.62*39ميليمتر بوده با فشار گاز عمل کرده و نوع قفل گکنگدن آن چرخشي است.طول کلي آن870وطول لوله ي آن 415 ميليمتر است.وزن اين سلاح در مدل3/4 AKو در مدل 3/14 AKM کيلوگرم است.سرعت علمي تيراندازي 600تير در دقيقه و برد مفيد آن نيز حدود 400متر است.
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
کلاشينکف AK-74.AKS 74.AK74M
با پيشرفت تکنولوژي استفاده از کاليبر هاي کوچک با سرعت بالا و نيروي پس زني کم مورد توجه طراحان قرار گرفت و با ورودM16 به خدمت در ارتش ايالات متحده روسها نيز به فکر استفاده از کاليبر مشابه افتادند.فشنگ روسي با کاليبر اسمي5.45ميليمترو با قطر واقعي5.62ميليمتر ترکيبي ار هستهي فولادي و سربي با نوک توخالي بود که در صورت شليک از لوله به طول 415ميليمتر به سرعت دهانه ي حدود900 متر بر ثانيه مي رسيد.نوع ساخته شده براي سربازان نيروي هوايي با فنداق تا شونده به AKS-74معروف شد و همچنينAK-74Mيکي از جديدترين انواع اين سلاح ميباشد که در سال 1991 ساخته شد.AL-74Mنيز مانند اسلاف خود از نظر ارنوميکي داراي مشکل ميباشد.بيشتر اين سلاح هل بهد از پيمان ورشو به مهمات استانداردناتو مجهز شدند.
کلاشينکفAK-101
اينگونه بهسازي شده براي بازارهاي جهاني در نظر گرفته شده و از کاليبر استاندارد ناتو5.56استفاده ميکند.برد مفيد نيز تا 1000متر افزايش يافته است.
کالاشينکفAK-103
اين سلاح با کاليبر بزرگتر7.62*39ميليمتر و برد مفيد1000متر قدرت آتش بالايي نسبت به اسلاف خود دارد.
ناگفته نماند که AK در اين سلاح از دو کلمه Alexanderov Kalashinikov برگرفته شده است.
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
نام : A-50
نوع هواپیما IL-76 MD
کد ناتو Mainstay
در حدود دهه 70 یک گروه از طراحان نیروی هوایی شوروی ، سعی کردند تا مدل پیشرفته ای از رادار هوایی شناسایی که قابلیت نصب برروی هواپیما را داشته باشند بسازند . در واقع قصد این طرح جاگزینی هواپیمای شناسایی جدیدی با هواپیمای قدیمی تر TU-126 بود ، زیرا TU-126 نسبت به رقیب جدید آمریکایی خود یعنی E-3 ( AWACS ) ضعیف تر بود و قابل رقابت با ان نبود .
در سالهای ابتدایی دهه 80 ، شرکتی تحقیقاتی – تولیدی شوروی به نام " VEGA-M " رادار پیشرفته ای به نام " SHMEL" را طراحی کرده و ساخت . اما این رادار خالی از مشکل نبود و یک مشکل داشت ، آن هم تاخیر زمانی بیش از حد این رادار بود . اما تولید کنندگان با نصب یک کامپیوتر توانستند تا حد زیادی این مشکل را برطرف کنند . اما با این وجود این رادار نسبت به همتای آمریکایی خود E-3 در تعداد کانالهای راداری ضعف دارد و برد کمتری نیز نسبت به آن دارد ، اما در مکانهایی که زمین دارای عوارض زیادی است و پستی و بلندی زیادی دارد A-50 نسبت به E-3 برتری دارد . البته این برتری به اینجا خلاصه نمیشود بلکه A-50 در مورد هواپیماهایی که در ارتفاع پایین پرواز می کنند وهمچنین تشخیص موشکهای کروز و هواپیماهای پنهانکار نسبت به E-3 دارای برتری است .
در کل A-50 می تواند در آن واحد به شناسایی 60 و هدایت 12 هدف در شعاع 220 کیلومتری بپردازد و اطلاعات مربوط به آنها را به هواپیماهای خودی و یا به ایستگاههای رادیویی زمینی ارسال کند و اهداف بزرگ را نیز که تا 400 کیلومتر دورتر هستند شناسایی کند .
هواپیمایی که برای حمل این رادار در نظر گرفته شد ، هواپیمای ترابری IL-76MD است که پس از نصب رادار به A-50 تغییر نام داده است و از سال 1984 در خدمت نیروی هوایی اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفته است .
هواپیما مجهز به یک سیستم پیش اخطار مادون قرمز پیشرفته مجهز شده است تا در صورت هدف قرار گرفتن توسط جنگنده های دشمن ، از این امر مطلع شود . سیستم راداری نیز همانطور که گفته شد از نوع SHMEL است که دارای حالتهای تشخیص دوست از دشمن ، سیستم مخابره دیجیتالی ، و ارتباط پایگاههای زمینی و دریایی و هوایی با هم است .
وقتی هواپیما در مسافتهای دور پرواز می کند نیز برای ارسال و دریافت اطلاعات از سیستم ماهواره ای استفاده می کند .
مشخصات کامل :
نام : A-50 ( IL-76 MD )
ساخت : شوروی ( روسیه )
خدمه : 5 تا 10 نفر
تاریخ ورود به خدمت : 1984
طول هواپیما : 47 متر
طول بال : 50 متر
ارتفاع : 15 متر
وزن : 190 تن
موتورها : 4 موتور از نوع D-32KP-2
نیروی کشش : 4 × 12000 کیلو گرم
حداکثر ارتفاع : 13 کیلومتر
حداکثر سرعت : 810 کیلومتر
برد : 7500 کیلومتر
نوع رادار : SHMEL
برد رادار : به شعاع 220 کیلومت A-50 ( IL-76 ) برای برد بیشتر به یک مقر سوخت گیری هوایی در دماغه هواپیما مجهز شده که در شکل مشخص است . رادار نصب شده بر روی آن هم در قسمت فوقانی ، بین سکان عمودی عقب و انتهای بالهای هواپیما نصب شده است . صفحه رادار نیز 9 متر قطر دارد و طوری ساخته شده که در برابر هوای بد و ناپایدار مقاوم باشد و کنده نشود .

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
در واقع همان گونه که سایت اینترنتی روسین دیفنس نوشته بود، ایران با طراحی و ساخت این جنگنده و نمایش آن همه را شگفت زده کرد. با ساخت این جنگنده صنایع هوایی ایران به پیشرفت قابل ملاحظه ای دست یافته است. این سایت اینترنتی همچنین در مورد این هواپیما می نویسد شفق از موتور روسی RD-۳۳ کلیموف استفاده می کند و از کابین پیشرفته ایی مجهز به سامانه های نمایشگر رنگی ساخت روسیه استفاده می برد.
این نمایشگرها را می توان قابل مقایسه با نمایشگرهای چند کاره و رنگی مورد استفاده در هواپیمای جنگی F/A-۲۲ آمریکا دانست. این سایت شفق را با طرح هواپیمای MiG I-۲۰۰۰ روسیه قابل مقایسه دانسته است.
از ویژگیهای شفق میتوان به طراحی ویژه و آیرودینامیک تحسین برانگیز آن اشاره کرد. از شکل و شمایل هواپیما و همچنین ورودیهای هوای موتور آشکار است که طراحان تلاش بسیاری به خرج داده اند تا بازتابش راداری هواپیما را به کمترین حد ممکن برسانند تا امکان کشف و رهگیری آن دشوارتر باشد.
در واقع می توان شفق را اولین هواپیمای جنگی استیلث ایرانی به حساب آورد. نوع سازه به کار رفته به شکل مناسبی اجازه حمل انواع بمب و موشکهای هوابه هوا و هوابه زمین و همچنین انواع بمب با هدایت لیزری را به این هواپیمای توانمند می دهد.
احتمالا طراحان با آینده نگری امکان استفاده از موشکهای هدایت شونده روسی را مد نظر داشته اند. ایران گفتگوهایی را برای تولید موتور پیشرفته روسی به نام RD-۳۳ انجام داده است و گویا گفتگو هایی نیز در زمینه تولید تحت امتیاز نمایشگرهای چند منظوره ساخت روسیه در جریان است. این هواپیما که اولین نمونه آن سال قبل ساخته شد، قرار است که دو سال دیگر، با نقش نظامی یا آموزشی، وارد خدمت نیروی هوایی شود. به هر روی شفق گام تحسین برانگیزی در صنایع هوایی ایران به حساب آمده و طراحی و ساخت آن موجب افتخار و سربلندی ایرانیان است.
دید کلی

مواد بیهوش کننده
مواد بیهوش کننده داروهائی هستند که سبب ایجاد بی دردی، از بین رفتن
هوشیاری، شل شدن عضلات و فعالیت رفلکسی شده و این عمل را با تضعیف سیستم
اعصاب مرکزی به طور غیر انتخابی و برگشت پذیر انجام میدهند. بیهوش کننده
های عمومی به دو دسته بیهوش کننده های استنشاقی و داخل وریدی تقسیم میشوند
معمولا این داروها را همراه با داروهای الحاقی تجویز می کنند.
عملکرد مواد بیهوش کننده
نظریات موجود درباره عملکرد بیهوش کننده ها را میتوان به نظریات فیزیکی و نظریات بیوشیمیایی طبقهبندی نمود.
نظریات فیزیکی عمدتا بر اساس دو خاصیت فیزیکوشیمیایی مولکول ماده بیهوش کننده یعنی قابلیت قطبی شدن و حجم مولکول بنا نهاده شده است.
نظریات بیوشیمیایی بر پایه آثاری است که بیهوش کنندههای عمومی در سیستم
های بیوشیمیایی ایجاد مینمایند. ولیکن، هیچ یک از این نظریات با شواهد
تجربی بدون شبهه حمایت نشده است. چند تن از محققین پیشنهاد کرده اند که
اثر اصلی که توسط بیهوش کننده های عمومی ایجاد میشود از تداخلات فیزیکی
مانند تداخلاتی که سبب تغییرات همآرائی در ماکرومولکولها میگردد ناشی
میشود و نقش دوم را تغییرات بیوشیمیایی داراست.
نظریات فیزیکی
نظریات چربی: این نظریه توسط میر در سال 1899 و اورتون در سال 1901
پیشنهاد شده است. در این نظریه چنین فرض شده است که اثر بیهوش کننده ها
مستقیما به ضریب توزیع عامل بیهوش کننده بین روغن زیتون و آب بستگی دارد،
به این ترتیب که، هر چه این ضریب بزرگتر باشد فعالیت بیهوش کنندگی دارو
نیز بیشتر است. این نظریه صرفا بیانگر یک مسیر موازی بین حلالیت در چربی و
اثر بیهوش کنندگی میباشد و در هر حال، نحوه اثر بیهوش کننده ها را توضیح
نداد.
تعمیمی در نظریه اورتون- میر توسط ولینز در سال 1954 پیشنهاد شده است. طبق
نظر او قدرت یک داروی بیهوشی نه فقط به غلظت آن در غشا بلکه به فضائی که
اشغال میکند بستگی دارد. بیهوشی هنگامی رخ میدهد که در نتیجه جذب در یک
ناحیه آب گریزی، بخشی از داروی بیهوشی که حجم آن دارای اهمیت است به درون
فاز غشائی برسد. متعاقبا غشا با جذب مایع یا ایجاد ناهنجاری، منبسط شده و
غشای دو لایه فسفولیپیدی سبب میشود که یا مستقیما هدایت یونی مهار شود و
یا از تغییرات ضروری در همآرائی پروتئین های غشا که برای هدایت یونی لازم
است جلوگیری میکند.
شواهدی مبنی بر اینکه محل اثر بیهوش کنندههای عمومی غشاست وجود دارد.
تداخل این داروها با چربیها سبب آثار غیر اختصاصی بیهوشی عمومی میشود،
در حالی که تداخل با پروتئین غشا دلیلی برای اثر انتخابی و ویژگی میباشد.
نظریات محیط مائی
طبق نظر میر در سال 1961 و پاولینگ در سال 1961، محیطی که در سیستم اعصاب
مرکزی برای بیهوشی مهم است، محیط چربی نبوده بلکه محیط مائی است. با در
نظر گرفتن بعضی مواد مانند کلروفروم و گزنون که در محیط خارج از بدن
بلورهای ریز هیدراته تشکیل میدهند، پاولینگ تاکید کرد که بلورهای مشابهی
توسط مولکول های آب در مایع مغزی تشکیل میشود که" کلاتریت" نامیده
میشود. این بلورها در اثر تشکیل پیوند مواد بیهوش کننده با زنجیره های
جانبی پروتئین ها و دیگر مواد حل شده از طریق نیروهای واندروالس پایدار
میشوند. این بلورهای ریز هیدراته هدایت پیامهای الکتریکی را که برای
نگهداری هوشیاری لازم است تغییر میدهند. متعاقب این عمل تخدیر یا بیهوشی
رخ میدهد.
میلر به طور مستقل پیشنهاد نمود که داروهای بیهوش کننده از طریق پایدار
کردن غشای بافتهای تحریک شده با نظم دادن به مولکولهای آب در کوه یخ که
بلورهای ریز کوچکتر از بلورهای ریز هیدراتها پاولینگ هستند، بیهوشی ایجاد
مینمایند. حقایق متعددی این نظریات را رد میکند و هیچ شاهد تجربی مبنی
بر تشکیل هیدراتها در بیهوشی وجود ندارد. بسیاری از داروهای بیهوش کننده
نمیتوانند هیدرات تشکیل دهند. در دمای بدن هیدراتها پایدار نیستند.
رابطه تشکیل هیدرات با قدرت داروی بیهوشی خیلی ضعیف تر از رابطه حلالیت در
چربی و قدرت آن میباشد.
نظریات بیوشیمیایی
مهمترین کوشش در زمینه بیوشیمی که برای توضیح بیهوشی عمومی انجام گرفته
است نظربه مهار اکسایش است. کو استل "Quastel" در سال 1963 بیان کرد که
داروهای بیهوشی برداشت مغزی اکسیژن را در آزمایشهای خارج بدنی مهار
میکنند. برای مثال این مواد از اکسید شدن کوآنزیم NADH به NAD+(یا
نیکوتینامید آدنین دی نوکلئوتید که سابقا دی فسفوپیریدین نوکلئوتید DPN
نامیده میشد) جلوگیری مینمایند.
همچنین بیهوشکنندههای عمومی عملکرد چرخه اسید سیتریک را تضعیف میکنند
زیرا NAD+ در دکربوکسیله کردن اکسایشی در چرخه اسید تری کربوکسیلیک (کربس)
ضروری است.
از آنجا که اکسید شدن NADH توسط فسفریله شدن ADP به ATP کنترل میشود،
میتوان نتیجه گرفت که بیهوش کنندههای عمومی باعث مهار فسفریله شدن
اکسایشی نیز میشوند.
بنابراین، این پدیدهها، عامل ایجاد بیهوشی نبوده و تنها متعاقب آن ایجاد میشوند. بسیار محتمل است که کاهش برداشت مغزی اکسیژن، ناشی از کاهش فعالیت سیستم اعصاب مرکزی که در اثر بیهوشی ایجاد میگردد، باشد

در سال ۱۶۶۶، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگهای قابل رؤیت تجزیه میشود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگهای دیگر نیست. آزمایشهای بعدی نشان داد که با ترکیب نورها میتوان رنگهای مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود میآورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی میگویند. بعضی از رنگها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی میکنند و نور سفید میسازند. این رنگها را نیز رنگهای مکمّل مینامند.
● تاثیرات رنگها از نظر روانشناسی
با وجودی که اثر رنگها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق میکند امّا برخی از تاثیرات رنگها دارای معنی یگانهای در سراسر جهان هستند. رنگهایی که در طیف رنگها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگهای گرم شناخته میشوند که این دامنهاش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است. رنگهایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگهای سرد نامیده میشوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بیتفاوتی را به ذهن آورند.
روانشناسی رنگها به عنوان روش درمان در برخی از فرهنگهای قدیمی، از جمله مصریها و چینیها، از رنگها برای درمان استفاده میشده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته میشود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار میگیرد.
در این روش:
▪ از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده میشود.
▪ از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده میشود.
▪ از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده میشود.
▪ از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده میشود.
▪ از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتیهای پوستی استفاده میشود.
اغلب روانشناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید مینگرند و میگویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگها اغراق شده و رنگها در فرهنگهای مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهشها نشان دادهاند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آنها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آنها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.
● روانشناسی رنگهای مختلف
▪ روانشناسی رنگ سیاه
ـ سیاه تمام نورها در طیف رنگها را جذب میکند.
ـ سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار میگیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته میشود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیتهای خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده میشود.
ـ رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار میگیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.
ـ در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
ـ رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایشهای مد مورد استفاده قرار میگیرد.
▪ روانشناسی رنگ سفید
ـ رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
ـ رنگ سفید میتواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
ـ رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستانها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده میکنند.
▪ روانشناسی رنگ قرمز
ـ رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
ـ رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
ـ رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
ـ رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.
▪ روانشناسی رنگ آبی
ـ آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
ـ رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن میآورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
ـ رنگ آبی، میتواند احساس غم، درونگرایی یا گوشهگیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
ـ رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار میگیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاقهای آبی کارآیی بیشتری دارند.
ـ رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگهاست امّا یکی از رنگهایی است که کمترین اشتها را بر میانگیزد. در برخی از برنامههای کاهش وزن توصیه میشود که غذای خود را در بشقابهای آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکیها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته میشود.
ـ رنگ آبی میتواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.
▪ روانشناسی رنگ سبز
ـ رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
ـ رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
ـ پژوهشگران دریافتهاند که رنگ سبز میتواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانشآموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، میتوانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
ـ رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار میرفته است.
ـ از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده میشود.
ـ رنگ سبز باعث کاهش استرس میشود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار میکنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش میشوند.
▪ روانشناسی رنگ زرد
ـ رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
ـ رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس میکند، بیشتر از بقیه رنگها چشم را خسته میکند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر میتواند باعث چشم درد یا در حالتهای خاص از دست دادن بینایی گردد.
ـ رنگ زرد میتواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته میشود اما بیشتر مردم در اتاقهای زرد رنگ، هیجانشان را از دست میدهند و بچه ها نیز در اتاقهای زرد رنگ بیشتر گریه میکنند.
ـ رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان میگردد.
ـ چون رنگ زرد، از بقیه رنگها زودتر دیده میشود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار میگیرد.
▪ روانشناسی رنگ ارغوانی
ـ رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
ـ رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
ـ رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.
▪ روانشناسی رنگ قهوهای
ـ رنگ قهوهای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینانپذیری است.
ـ رنگ قهوهای همچنین میتواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
ـ رنگ قهوهای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن میآورد.
ـ رنگ قهوهای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی میتواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.
▪ روانشناسی رنگ نارنجی
ـ رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژیزا در نظر گرفته میشود.
ـ رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن میآورد.
ـ رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار میگیرد.
▪ روانشناسی رنگ صورتی
ـ رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
ـ رنگ صورتی اثر آرامبخشی دارد. در ورزشگاهها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی میکنند تا بازیکنان آنها کم انرژی و منفعل شوند.
ـ با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافتهاند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود میآید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندانها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل
- نان کره مالیده شده از روی کره ای اش به روی فرش سقوط می کند ؛هر چه فرش گران تر باشد این احتمال هم بیشتر می شود .
-اگر در توده یا کپه ای به دنبال چیزی بگردی ،چیز مورد نظر حتماٌ در ته قرار دارد .
- روزی که چترت را فراموش کنی باران می بارد .
- هیچ کاری آنطور که به نظر می رسد ساده نیست .
- وقتی در ترافیک گیر کرده ای لاینی که تو در آن هستی دیرتر راه می افتد .
-هر
کاری بیش آنچه فکرش ر امی کنی یا دو برابر آنچه باید وقت می برد مگر اینکه
آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت می گیرد .
-هر چیزی که بتواند خراب شود خراب می شود آن هم در بدترین زمان ممکن .
-اگر فاجعه های مختلفی امکان وقوع داشته باشند ،آنچه بیشترین آسیب را در بر خواهد داشت رخ خواهد داد .
-اگر چیزها را به کار خود رها کنی ، از بد به بدتر پیش خواهند رفت .
-اگر جایی توقف کنی آدرسی از کسی بپرسی و آنها بگویند " ممکن نیست پیدایش کنی " مطمئن باش هرگز پیدایش نخواهی کرد .
-اگر چیزی را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازی احمق باهوش تری پیدا می شود و کارت را خراب می کند.
- اگر شلوارت را بدون نگاه کردن بپوشی حتماٌ چپه می پوشی .
- در صورتی که شانس انجام درست یک کار پنجاه پنجاه باشد ، احتمال غلط انجام دادن آن نود در صد است .
-
وسایل نقلیه اعم از اتوبوس ، قطار ، هواپیما و.. همیشه دیرتر از موعد حرکت
می کنند مگر آنکه شما دیر برسید ؛ در این صورت درست سر وقت رفته اند.
- اگر به نظر می رسد همه چیزها خوب پیش می روند حتماً چیزی را از قلم انداخته ای .
-احتمال بد پیش رفتن کارها نسبت مستقیمی با اهمیت آنها دارد.
-هر وقت خودت را برای انجام دادن کاری آماده کرده ای ناچار می شوی اول کار دیگری را انجام دهی .
فلسفه مورفی : لبخند بزن ...فردا روز بدتری است .
قانون ترمودینامیک مورفی :مسائل تحت فشار بدتر می شوند.
بازبینی کمی قانون مورفی :همه چیزها یکباره خراب می شوند .
قوانین استنباط شده از قانون مورفی :
قوانین جاذبه مورفی:
- شی ء در حال سقوط همیشه جایی فرود می آید که بیشترین ضربه را بزند .
- جسم نشکن همیشه روی سطحی می افتد که آنقدر سخت باشد که بتواند جسم را بشکند یا ترکی در آن ایجاد کند .
- قطره رنگ همیشه سوراخی در روزنامه پیدا می کند تا بر فرش زیر آن بچکد ( و تا زمانی که خشک نشده، دیده هم نمی شود )
-
اشیاء قیمتی اگر سقوط کنند به مکانهای غیر قابل دسترس مثل کانال آب یا
دستگاه زباله خرد کن ( آن هم در حالی که روشن است ) می افتند.
قوانین اتوبوسی مورفی:
- اگر تو دیرت شده اتوبوس هم دیر می آید .
- اگر زود برسی اتوبوس دیر می آید ،اگردیر برسی اتوبوس زود رسیده است .
- اگر بلیط نداشته باشی پول خورد هم نداری، وقتی پول خورد داری که بلیط هم داری .
- هر چه بیشتر از راننده بپرسی که کدام ایستگاه باید پیاده شوی احتمال این که درست راهنمایی ات کند کمتر خواهد شد.
-
مدت زیادی منتظر اتوبوس می مانی و خبری نیست پس سیگاری روشن می کنی . به
محض روشن شدن سیگار، اتوبوس می رسد. (به عبارت ساده اگر سیگار را روشن کنی
اتوبوس می رسد )
-اگربرای زودتر رسیدن اتوبوس سیگار را روشن کنی اتوبوس دیرتر می آید.
قوانین درسی مورفی :
- دانش آموزان جدید از مدرسه هایی می آیند که در آنها هیچ چیز یاد نمی دهند.
- 80 % امتحانات پایان ترم بر اساس کلاسی ست که در آن غایب بوده ای .
مس یکی از عناصر لازم در تغذیه انسان و دام است و به مقادیر کم در تولید هموگلوبین خون موثر است. به مقدار زیاد در اغذیه ایجاد عوارض و مسمومیت مینماید. استاندارد مس در بیشتر کشورها ، 20ppm در اکثر مواد غذایی است و در نوشابهها و آب میوه این مقدار 2ppm میباشد. وجود مس در شیر به عنوان کاتالیزور در تسریع اکسیداسیون چربی و تغییر طعم شیر موثر است و میزان 2ppm مس در شیر و یا کره ، مدت نگاهداری این مواد را کاهش میدهد. همچنین وجود مس در میوهها و سبزیهای قوطی شده ، میزان ویتامین C موجود را کاهش میدهد.
قلع
مواد غذایی حاوی قلع در انسان ایجاد مسمومیت مینماید. گزارشهای متعددی مبنی بر مسمومیت افراد ناشی از مصرف آبمیوه و یا مشروبات نگاهداری شده در قوطی ، در دست است. در صنایع غذایی ، قوطیهای فلزی که به منظور نگاهداری اغذیه بکار میروند، اغلب بوسیله یک ورقه قلع پوشیده میشوند. اغذیه مختلف بخصوص اغذیه اسیدی و همچنین اغذیه گوگرددار مانند ماهی و گوشت در مدت نگاهداری با سطح فلز قوطی ایجاد واکنش نموده و قسمتی از فلز در آن حل میشود. حداکثر مجاز قلع در اغذیه در بیشتر کشورها 250ppm است.
افزودنیهای مواد غذایی
محافظها
نگهدارندهها ، موادی شیمیایی هستند که با جلوگیری از رشد میکروارگانیسمها و اکسیداسیون مواد اکسید شونده و کنترل فعالیت آنزیمها ، فساد مواد غذایی را به تاخیر انداخته و مدت نگهداری آنها را طولانی مینمایند.
تثبیتکنندهها و استحکام دهندهها
شامل موادی مانند صمغها ، نشاسته و دکسترین و ژلاتین و بعضی ترکیبات پروتئینی و غیره میباشد که در اثر ترکیب آنها با آب مواد غذایی ، خاصیت چسبندگی به ماده غذایی داده و حالت ژلهایشکل تولید میکنند و در بیشتر پودینگها ، سسهای سالاد ، انواع ژله و غیره استفاده میشود.
مکملهای غذایی
مکملهای غذایی ، موادی هستند که به عنوان تکمیل کننده و تقویت کننده به مواد غذایی اضافه میشوند. مثلا ویتامین D به شیر ، ویتامینهای گروه B به محصولات غلات ، ویتامین A یا بتاکاروتن به مارگارین و روغنهای گیاهی ، ویتامین C به آبمیوهجات کنسرو شده و مصنوعی که از اسانس ، شکر و رنگ تهیه میشوند، افزوده میگردند.
امولسیون کنندهها
امولسیون کنندهها موادی هستند که به عنوان استحکام دهنده و ایجاد امولسیون برای روغن در آب ، آب در روغن ، گاز در مایعات و گاز در جامدات بکار میروند که یا از امولسیون کنندههای طبیعی مانند لیستین و یا از امولسیون کنندههای مصنوعی مانند مونو یا دی گلیسریدها و اسیدهای چرب و مشتقات آنها استفاده میکنند.
بی رنگ و سفید کننده ، اصلاح کننده و تعدیل کننده نشاسته
مواد اکسیدانی مانند پراکسید هیدروژن جهت سفید کردن شیری که جهت تهیه نوع خاصی از پنیر است، استفاده میشود. همچنین برای تغییر رنگ آرد تازه آسیاب شده و کیفیت عمل آوری نان ، از مواد اکسیداسیون استفاده میشود.
عوامل اسید کننده
این عوامل موادی هستند که جهت پایین آوردن PH به مواد غذایی افزوده میشوند که ضمن اصلاح طعم ، بطور غیرمستقیم از رشد باکتریها جلوگیری نموده و مدت زمان استریل محصولات کنسرو را کمتر مینمایند. همچنین باعث جلوگیری از شکرک زدن مرباجات در غلظتهای زیاد میگردند. این مواد عبارتند از: اسید سیتریک ، اسید استیک ، اسید مالیک و ... .
طعم دهندهها
برای تغییر طعم و اصلاح طعم مواد غذایی از طعم دهندههای طبیعی مانند ادویهجات و اسانسهای طبیعی و یا از طعم دهندههای مصنوعی مانند اسانسها استفاده میشود. اسانسهای طبیعی را از میوه ، گل ، برگ و غیره گیاهان توسط تقطیر در خلاء بدست میآورند. بعضی از اسانسهای مصنوعی عبارتند از: بنزآلدئید با طعم گیلاس ، اتیل بوتیرات با طعم آناناس و متیل آنترانیلات با طعم انگور و ...
رنگها
رنگها مواد رنگی مختلفی میباشند که به صورت طبیعی و یا مصنوعی تهیه شده و جهت خوشمنظر کردن و یا متحدالشکل کردن و گاهی هم برای مخفی کردن و نامحسوس جلوه دادن عیوب و تقلب در فراوردههای غذایی بکار میرون
اسانس ها ترکیبات معطری هستند که در اندامهای مختلف گیاهان یافت می شوند. در واقع اسانس ها مخلوطی از مواد مختلف با ترکیبات شیمیایی بسیار متفاوت از یکدیگر بوده و دارای بوی بسیار قوی می باشند. در دمای محیط اسانس ها در مجاورت هوا تبخیر می شوند و به همین دلیل به آنها روغنهای فرار، روغنهای معطر، روغنهای استری و یا اسانس های روغنی می گویند.
● مصرف اسانس ها به چه زمانی باز می گردد؟
استعمال اسانس ها به دوران باستان باز می گردد، بطوریکه مصریان استان ۴۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح از روغنهای معطری که از گیاهان بدست می آوردند برای انجام مناسک مذهبی، آئین ها و نیز مداوای بیماران استفاده می کردند. نوشته هایی بدست آمده است که نشان می دهد مصریان ۴۰ قرن قبل از میلاد می دانستند که چگونه اسانس ها را از گیاهان بدست آورند. در واقع مصریان از اسانس ها برای مومیایی کردن فراعنه استفاده می کردند. مومیاگران بعد از خارج نمودن احشاء، شکم جسد را از اسانس های سیر، دارچین و اسانسهای معطر دیگر پر می کردند.
● اسانس ها دارای چه خصوصیاتی هستند؟
به طور کلی اسانس ها ترکیبات بی رنگی هستند، بخصوص اگر تازه تهیه شده باشند. با گذشت
زمان به علت اکسید شدن رنگ آنها تیره می گردد. آنها در الکل کاملا حل می شوند، در صورتی که با آب غیر قابل اختلاط هستند. اما به اندازه کافی در آب حل شده و بوی خود را به آن انتقال می دهند (مانند عرقیات گیاهی).
مواد اصلی موجود در اسانس ها در اثر حرارت و گرما تغییر می یابند. بوی اسانس ها نیز بی نهایت متفاوت می باشد که این امر به دلیل ترکیبات مشخص هرگیاه است. بوی اسانس ها به طور محسوسی در معرض هوا تغییر می کند. همچنین طعم اسانس ها نیز با یکدیگر متفاوت است و می توان گفت اسانس ها دارای طعمهای شیرین، تلخ، ملایم، گس و سوزاننده می باشند.
تفاوت اسانس ها یا روغنهای معطر با روغنهای معمولی در این است که اسانس ها یا روغنهای
معطر فاقد ترکیبات اسیدهای چرب هستند و بر خلاف روغنهای معمولی تند نمی شوند و همچنین
اسانس ها بر روی کاغذ یا پارچه، لکه چربی بر جای نمی گذارند.
اسانس ها بسته به نوع گیاه ممکن است در اندامهای مختلف گیاه وجود داشته باشد. نکته حائز اهمیت این است که برای بدست آوردن حداکثر مقدار اسانس در یک گیاه، باید حتما گیاه را قبل از گل دادن چید. در این زمان است که گیاه حداکثر اسانس را داراست و بعد از گل دادن گیاهان حدود ۷۰% اسانس خود را از دست می دهند. در ضمن باید از گیاهانی استفاده کرد که از مواد شیمیایی در پرورش آنها استفاده نشده باشد و گیاه در طبیعی ترین حالت ممکن باشد تا در اسانس آن مواد شیمیایی و رادیواکتیو موجود نباشد. در واقع اسانس هر گیاه شیره ذاتی و رکن اصلی و ارزشمند هر گیاه بوده و به منزله روح گیاه می باشد.
اسانس ها در اکثر مواد مخلوطی از ترکیبات مختلف شیمیایی هستند که با یکدیگر تفاوت بسیار داشته ولی در بعضی از خواص فیزیکی با هم اشتراک دارند. به عنوان مثال اسانس ها دارای بوی مشخص و نافذ می باشند. اکثر آنها با استفاده از دوبار تقطیر، قابلیت بی رنگ شدن را دارند. البته در این مورد اسانس بابونه یک استثناء بوده و رنگ خود اسانس آبی می باشد. همچنین اسانس ها در معرض هوا رنگی می شوند. به عنوان مثال، اسانس نعناع به رنگ زرد و اسانس دارچین به رنگ قهوه ای در می آیند.
مقدار اسانس موجود در گیاهان بسیار اندک می باشد، بطوریکه مقادیر لازم از گیاهان مختلف برای تهیه ی کیلوگرم از اسانس آنها به شرح زیر می باشد:
▪ میخک: ۲۰ کیلوگرم
▪ اسطوخودوس (لاواندا): ۱۵۰ کیلوگرم
▪ نعناع: ۳۰۰ کیلوگرم
▪ آویشن قرمز: ۵۰۰ کیلوگرم
▪ مریم گلی: ۸۰۰ کیلوگرم
▪ بابونه: ۱۰۰۰ کیلوگرم
▪ گل سرخ: ۳۰۰۰ کیلوگرم
● اهمیت و کاربرد اسانس ها:
اسانس ها به دلیل معطر بودن و داشتن طعمهای مشخص در صنایع غذایی، عطرسازی و لوازم آرایشی، داروسازی و بطور کلی در صنایعی که محصولات معطر و یا دارای طعم خاص تولید می کنند، مورد مصرف دارند. اسانس ها کاربردهای فراوانی در صنایع داروسازی دارند. همانطور که گفته شد، اسانس ها دارای ترکیبات شیمیایی متنوع و پیچیده ای هستند و به همین دلیل نمی توان خصوصیات داروئی مشترکی را برای آنها ذکر کرد. ولی بطور کلی اسانس ها دارای خاصیت ضد نفخ (Carminative) می باشند. ار دیگر خصوصیات داروئی که برای اسانس ها ذکر شده است، که به برخی موارد در زیر اشاره شده است:
۱) ضد عفونی کننده
۲) ضد تشنج
۳) ضد تورم و التهاب
۴) خلط آور
۵) ضد قارچ، باکتری و کرم
۶) محرک
۷) مسکن درد دندان
۸) ضد خارش موضعی
۹) محرک دستگاه گوارش
۱۰) ضد رماتیسم
برای اسانس ها در صنایع مختلف نیز کاربردهای متنوعی ذکر شده است، از این صنایع می توان به بعضی اشاره کرد:
۱)تهیه حشره کش ها
۲) تهیه آدامسهای معطر
۳) صنایع صابون سازی
۴) تهیه خمیر دندان
۵) تهیه مواد پلاستیکی
۶) صنایع عطرسازی
۷) فرآورده های خوراکی
در واقع مهمترین کاربرد اسانس ها علاوه بر موارد ذکر شده، اثرات درمان کننده آنهاست.
● اسانس ها در بدن انسان چگونه اثر می کنند؟
واضح ترین اثر اسانس ها تحریک حس بویایی می باشد. بوها تاثیری بر احساسات ما داشته و
مستقیما بر روی مغز اثر می گذارند. دستگاه بویایی به سیستم لیمبیک که مرکز کنترل هیجان، حافظه و احساسات جنسی است متصل بوده و در کنترل ضربان قلب، فشار خون، استرس، تنفس و تعادل هورمونها دخالت دارد. همچنین اسانس ها بعد از استعمال موضعی و یا مصرف بصورت استنشاقی جذب خون شده و اثر خود را از راه خون اعمال می کنند.
● اسانس ها برای گلها و گیاهان حامل خود چه فایده ای دارند؟
اسانس ها برای گیاهان بوجود آورنده خود نیز دارای فوایدی می باشند. به عنوان مثال، اسانس موجود در گیاه دارای خاصیت دورکنندگی حشرات موذی بوده و به این وسیله از خراب شدن گلها و برگها جلوگیری بعمل می آورند. همچنین کاربرد مهمتر اسانس ها در جذب حشراتی است که جهت انجام عمل گرده افشانی و لقاح به گیاهان کمک می کنند.
برای اغلب مردم، درست كردن یخ كار ساده ای است: كافی است یك ظرف آب را در
فریزر قرار دهیم. اما شیمیدانی به نام «یون می چوی» Eun Mi Choi و
همكارانش در دانشگاه ملی سئول در كره جنوبی به این مسئله به گونه ای دیگر
می نگرند. برای آنها درست كردن یخ از طریق كاهش دما تا زیر نقطه انجماد
آب، آخرین گزینه محسوب می شود و نه اولین گزینه. این محققان ترجیح می دهند
با قرار دادن آب در معرض میدان های الكتریكی یخ درست كنند و شگفت انگیزتر
آنكه این كار را در دمای اتاق انجام می دهند.
اما همانطور كه «دنیس ویتلی» (Denys Wheatley) زیست شناس سلولی دانشگاه
آبردین انگلستان كه بر روی تاثیر آب بر سیستم های زنده تحقیق می كند نیز
اذعان دارد، ایجاد یخ در دمای اتاق یا اصطلاحا «یخ داغ» واقعا حیرت انگیز
است چراكه قرن های متمادی تصور بشر آن بود كه ایجاد یخ فقط با سرما میسر
است.
آزمایش موفقیت آمیز «چوی» كه چند ماه پیش صورت گرفت سرانجام به جست وجویی
۱۰ساله در مورد نحوه تشكیل «یخ داغ» پایان داد. اما نتیجه غیرمنتظره این
آزمایش شگفت انگیز سئوال جدیدی را نیز برای دانشمندان مطرح كرد. آزمایش
«چوی» حاكی از آن است كه نه تنها تبدیل آب ولرم به یخ توسط اعمال میدان
الكتریكی، كاری شدنی است بلكه شدت میدان لازم برای این كار نیز به طور
غیرمنتظره ای پایین است، آنقدر پایین كه به سهولت می توان میدان های
مشابهی را در گوشه و كنار طبیعت
از شكاف میان تخته سنگ ها و خلل و فرج ذرات خاك معلق در هوا گرفته تا فضای
میان پروتئین ها در سلول های بدن یافت. به همین علت تحقیقات اخیر پس از
كشف «یخ داغ»، بر روی این پرسش متمركز شده است كه آیا «یخ داغ»، به طور
طبیعی در طبیعت نیز شكل می گیرد اما بازگردیم به داستان كشف «یخ داغ».
داستان تشكیل یخ در دمای اتاق با كشفی به ظاهر تصادفی در سال ۱۹۹۵ و توسط
یك دانشمند علم مواد به نام «یاكوب كلین» Jacob Klein در مؤسسه علوم
ویزمان Weizmann در اسرائیل آغاز شد. او متوجه شد كه مایعات آلی محصور شده
مابین صفحاتی از جنس میكا كه تنها چند نانومتر با همدیگر فاصله گرفته اند
در دمایی بسیار بالاتر از حالت معمول خود منجمد می شوند.
همین مسئله سبب شد تا او به این فكر بیفتد كه شاید به روشی مشابه بتوان در
دمای اتاق یخ ایجاد كرد. اینگونه بود كه كلین شش سال بعد را صرف آزمایش بر
روی آب و دیگر مایعات كرد. آزمایش های او برای منجمد كردن اغلب مایعات در
دمای اتاق موفقیت آمیز بود اما در مورد آب خیر. می دانیم كه آب یك مایع
معمولی نیست. در حالی كه اغلب مواد در حالت جامد خود، چگال تر از حالت
مایع هستند اما موضوع در مورد آب برعكس است به همین دلیل هم كوه های یخ در
آب شناور می مانند چراكه آب، پس از انجماد، منبسط شده و نتیجتا چگالی یخ،
كم تر از چگالی آب است. نهایتا «كلین» به این نتیجه رسید كه محصور كردن
مولكول های آب در فضای تنگ مابین صفحات جامد خود به عنوان مانعی برای
انجماد آب عمل می كند. به همین دلیل هم او از ادامه آزمایش خود بر روی آب
منصرف شد.
اما «كلین» یك عامل حیاتی را كه برای ایجاد یخ در دمای اتاق لازم است
ندیده بود و آن، میدان الكتریكی بود. اما همین كه كلین پروژه تحقیقاتی خود
را متوقف كرد دو زیست فیزیكدان به نام های «رونن زانگی» Ronen Zangi و
«آلن مارك» Alan Mark كه در آن زمان در دانشگاه گرونینگن در هلند بودند،
ادامه تحقیق را به دست گرفتند. این دو محقق در سال ۲۰۰۳ موفق به انجام یك
شبیه سازی رایانه ای شدند كه نشان می داد در هنگام اعمال یك میدان
الكتریكی چه اتفاقی برای مولكول های آب محصور میان صفحات جامد خواهد افتاد.
از آنجایی كه دو اتم هیدروژن موجود در مولكول آب دارای بار جزیی مثبت بوده
و اتم اكسیژن این مولكول نیز بار جزیی منفی دارد بنابراین اعمال میدان
الكتریكی بر روی آب می تواند جهت گیری های تصادفی مولكول های آب را تغییر
داده و آنها را همانند مولكول های جامدات منظم كند. شبیه سازی های «زانگی»
و «مارك» حاكی از آن است كه این میزان نظم می تواند به حدی باشد كه حتی در
دمای اتاق هم آب را منجمد و جامد گرداند. «مارك» دراین باره می گوید: «با
یك میدان الكتریكی قوی حتی می توان یك لیوان پر از آب را در دمای اتاق به
یخ تبدیل كرد.» اما هیچ كس نتوانسته بود صحت این پیش بینی را حتی با
مقادیر بسیار جزیی آب به طور تجربی نشان دهد تا اینكه نوبت به «چوی» رسید.
«چوی» و همكارانش ابتدا لایه نازكی از آب را مابین یك صفحه و یك سوزن
بسیار باریك فلزی محصور كردند. سپس میدان الكتریكی ضعیفی را مابین سوزن و
صفحه فلزی اعمال كرده و سر سوزن را به تدریج به صفحه نزدیك كردند. هنگامی
كه سر سوزن فقط ۷۰ نانومتر با صفحه فلزی فاصله داشت، سوزن به مانعی برخورد
كرد و دیگر جلوتر نرفت. این مانع، در واقع لایه ای از یخ بود و بدین ترتیب
«چوی» برای اولین بار در جهان موفق به ایجاد «یخ داغ» شده بود.
اما آنچه محققان را به طور خاص شگفت زده كرد آن بود كه ایجاد «یخ داغ» با
اعمال شدت میدانی در حدود یك میلیون ولت بر متر میسر شده بود. اگرچه ممكن
است این شدت میدان، زیاد به نظر برسد اما برعكس تصور شما، این میدان در
حدی است كه به راحتی می توان مشابه آن را در بسیاری از نقاط طبیعت یافت.
به عنوان مثال، در میان خلل و فرج ذرات خاك معلق در هوا، بار الكتریكی
كافی برای ایجاد چنین شدت میدانی وجود دارد. چنین میدانی می تواند حتی در
هوای معتدل نیز توده ای از مولكول های آب را به بلورهای بسیار كوچك یخ
تبدیل كند. بدین ترتیب پدیده «یخ داغ» ممكن است بتواند نحوه تشكیل ابرها
در آسمان را كه سال هاست به شكل یك راز سر به مهر باقی مانده و دانشمندان
علوم جوی را سردرگم كرده است تبیین كند برای توضیح بیشتر در این مورد، به
حاشیه مقاله با عنوان «ابرها هیچگاه فراموش نمی كنند» مراجعه كنید. به
همین ترتیب، میدان های الكتریكی موجود مابین غشاء سلول های عصبی و یا سطوح
پروتئین ها و پلی ساكاریدها نیز می توانند به اندازه كافی شدید باشند كه
منجر به شكل گیری ذرات بسیار كوچك یخ در درون سلول ها شوند.
«ویتلی» معتقد است كه بدین ترتیب، به زودی جست وجو برای یافتن «یخ داغ» در
حفره های درون پروتئین ها نیز آغاز خواهد شد. او می گوید: «در فواصل بسیار
كوچك در سطح پروتئین ها می توان میدان های الكتریكی بسیار شدیدی را یافت.»
درواقع ممكن است نشانه هایی از وجود «یخ داغ»، پیش از این نیز بدون آنكه
كسی متوجه آن شده باشد خود را بروز داده باشد. شیمیدان هایی كه میزان تحرك
مولكول های آب را مطالعه می كردند دریافته بودند كه حركت این مولكول ها در
اطراف یون هایی كه دارای دو یا سه بار مثبت هستند نظیر یون های كلسیم و
كروم به شدت كند می شود. میزان این كند شدن به حدی است كه مولكول هایی كه
در لایه های نزدیك این یون ها قرار دارند ممكن است تا پیش از آنكه جای خود
را به دیگر مولكول ها بدهند حتی تا یك ساعت تمام همانطور در اطراف یون
مزبور باقی بمانند. اما همین مولكول ها در اطراف یون های تك بار نظیر
پتاسیم و سدیم برعكس بسیار پرجنب و جوش هستند. در واقع ممكن است حركت كند
آب در اطراف یون های با بیش از یك بار مثبت، نشانه ای از انجماد آب در
حضور میدان الكتریكی اطراف یون باشد.
«ویتلی» معتقد است كه پیامدهای كشف این رفتار شگفت انگیز آب بسیار تكان
دهنده خواهد بود. آب بستر حیات محسوب می شود و چنانچه ویژگی های این بستر
حتی اندكی هم تغییر كند منجر به تحول بیش از یكصد عامل دیگر در سلول ها
خواهد شد. «ویتلی» ادامه می دهد: «به نظر می رسد كه آب یعنی همان مایعی كه
بیشترین بخش بدن ما را تشكیل می دهد هنوز هم جزء ناشناخته ترین عوامل
طبیعت است. ویژگی های ناشناخته این مایع حیات بخش، هنوزهم پس از قرن ها
تحقیق علمی، ما را شگفت زده می كند.»




