تبليغاتX
وبلاگ کیمیاگر

 1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم »

        داراي 19 حرف عربي  است.

 2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد

        به 19 قسمت است.  (114= 6 × 19).

 3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق

        (شماره 96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است.

 4- سوره علق 19 آيه دارد.

 5- سوره علق 285 حرف (285= 15× 19) دارد.

 6- اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي

         سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است.

 7- اين 19 كلمه ، 76 حرف (76= 4× 19) دارد كه

        به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم است.

 8- دومين باري كه جبرئيل امين فرود آمد 9 آيه اولي

       سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه است.

       ( 38=2 × 19) .

 9- سومين باركه جبرئيل امين فرود آمد 10 آيه اولي

         سوره مزمل (شماره 73) را آورد كه شامل 57 كلمه است.

 ( 57= 3 × 19).

 10- چهارمين باركه جبرئيل فرود آمد 30 آيه اولي

سوره مدثر (شماره 74) را آورد كه آخرين آيه آن

« بر آن دوزخ 19 فرشته موكل اند» مي باشد. (آيه 30) .

 11- پنجمين بار كه جبرئيل فرود آمد اولين سوره كامل

 « فاتحه الكتاب» را آورد كه با اولين جمله قرآن

بسم الله الرحمن الرحيم (19 حرف)

 آغاز مي شود. اين بيانيه 19حرفي  بلا فاصله

بعد از نزول آيه « برآن دوزخ 19 فرشته موكل اند» نازل شد.

 اين مراتب گواهي ارتباط عاري از شبهه آيه 30

سوره مدثر(عدد 19) و اولين جمله قرآن

«بسم الله الرحمن الرحيم» (عدد 19)

با سيستم اعداي اعجاز آميز است كه

بر عدد 19 بنا نهاده شده است.

 12- آفريننده ذوالجلال و عظيم الشأن با آيه 31

سوره مدثر به ما ياد مي دهد كه چرا

عدد 19 را انتخاب كرده است.

پنج دليل زير را بيان مي فرمايد :

    الف) بي ايمانان را آشفته سازد.

  ب) به خوبان يهود و نصارا اطمينان دهد قرآن آسماني است.

  ج) ايمان مومنان تقويت نمايد.

   د) تا هر گونه اثر شك و ترديد را از دل مسلمانان و

خوبان يهويت و مسيحيت بزدايد.

   ه) تا منافقين و كفار را كه سيستم اعدادي قرآن را

قبول ندارند رسوا سازد.

 13- خداوند به مامي آموزدكه اين نظم اعدادي قرآن

تذكري به تمام جهانيان است (آيه 31 سوره مدثر)

 ويكي از معجزات عظيم قرآن است(آيه 35).

 14- هركلمه از جمله آغازيه قرآن  بسم الله الرحمن الرحيم 

 در تمام قرآن به نحوي تكرار شده كه به  

عدد 19 قابل تقسيم است، بدين ترتيب كه

 كلمه ‍‎‎‎‎‏“ اسم “ 19بار

كلمه “ الله “ 2698بار( 2698=42 *19)، 

 كلمه “ الرحمن “ 57 بار ( 57=3*19)

وكلمه “ الرحيم “ 114بار ( 114= 6*19)ديده مي شود.

 15 - قرآن 114سوره دارد كه هر كدام از سوره ها

با آيه افتتاحيه “ بسم الله الرحمن الرحيم “ آغاز مي شود

بجز سوره توبه (شماره 9) كه بدون آيه  افتتاحيه است،

 لذا آيه “ بسم الله الرحمن الرحيم“ در ابتداي سوره ها

113 بار تكرار شده است. چون اين رقم به 19

قابل قسمت نيست وسيستم اعدادي قرآن آسماني

ساخته پروردگار بايد كامل  باشد يكصد و چهاردهمين آيه 

 بسم الله را در سوره النمل كه دو بسم الله دارد (شماره 27)

(آيه افتتاحيه وآيه 30 )بنابراين قرآن مجيد

114 بسم الله دارد.

 16- همانطور كه در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آيه

افتتاحيه بسم الله است. هر گاه از سوره توبه شروع كرده

 آن را سوره شماره يك وسوره يونس را سوره شماره دو

فرض نموده وبه همين ترتيب جلو برويم، ملاحظه مي شود

كه سوره النمل نوزدهمين سوره است (سوره 27)

كه بسم الله تكميلي را دارد. از اين نظم نتيجه مي گيريم

 كه قرآني كه اكنون در دست ماست با قرآن زمان پيامبر

 از لحاظ ترتيب سوره ها يكي است.

 17- تعداد كلمات موجود بين دو آيه بسم الله

سوره النمل 342=18*19 مي باشد.

 18- قرآن مجيد شامل اعداد بي شماري است. مثلاً :

ما موسي را براي چهل شب احضار كرديم،

ما هفت آسمان را آفريديم.

شمار اين اعداد در تمام قرآن 285=15*19 مي باشد.

 19- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع كنيم، حاصل جمع

 174591=9189*19 خواهد بود .

 20- حتي اگر اعداد تكراري را از عدد فوق حذف نماييم

حاصل جمع 162146 =8534 *19 خواهد بود.

 21- يكی از اعجاز قرآن مجيد اين است كه29 سوره با

حروف رمزي شروع مي شود كه معني ظاهري ندارند،

اين علامات در هيچ كتاب ديگري و در هيچ جايي ديده

نمي شوند. اين حروف در ابتداي سوره هاي قرآن

 بخش مهمي از طرح

 اعدادي اعجاز آميز مي باشد كه بر عدد 19بنا شده است.

 اولين نشانه اين ارتباط اين است كه29 سوره از قرآن

با اين علامات شروع مي شود. تعداد حروف الفبا دراين رموز 14و

تعداد خود رمزها نيز 14مي باشد.

هرگاه تعداد سوره ها(29) وحروف الفبا (14) را

باتعدادرمزها (14)جمع كنيم،

حاصل جمع 57=3*19خواهد بود.

 22- خداوند توانا به ما ياد مي دهدكه در هشت سوره

سوره هاي شماره(31, 10،12،13،15،26،27،2)

 دو آيه اول كه با اين رموز آغاز مي شوند

حاوي و حامل معجزه قرآن هستند،

بايد توجه داشت كه  قرآن كلمه “ آيه “ را

به معني معجزه به كار برده است.

بايد كلمه آيه داراي معاني متعددي باشد كه يكي از آن ها

 معجزه است و نيز بايد دانست كه خود كلمه معجزه

در هيچ جاي قرآن به كاربرده نشده است بدين جهت قرآن

مناسب تفسير نسل هاي گوناگون بشريت است. مثلاً نسل هاي

 قبلي (پيش از كشف اهميت حروف رمزي قرآن) كلمه آيه رادر اين

هشت سوره ،آيه نيم بيتي مي پنداشتند، ولي نسل هاي بعدي كه ازاهميت اين رموزبا خبر شدند آيه را به معني معجزه تفسير

كرده اند. به كار بردن كلمات چند معنايي و مناسب براي همه

نسل هاي بشر در زمان هاي گوناگون خود

يكي از معجزات قرآن است.

 23- سوره قاف(شماره 50) كه با حرف  ق  

شروع مي شود  شامل 57( 57= 3 *19)

حروف ق است.

 24- سوره ديگري در قرآن حروف ق را در علامت رمزي خود

  دارد، سوره شورا (شماره 42) كه اگر حروف ق را در اين

 سوره شمارش نمائيم، ملاحظه خواهيم كرد كه حرف ق

 57 =3 * 19 بار تكرار شده است.

 25- بدين ترتيب در مي يابيم كه دو سوره قرآني فوق الذكر

 (شماره 50 و42) به اندازه همديگر (57،57)

شامل حرف ق هستند كه

مجموع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن(114) برابر است.

چون سوره ق بدين نحو آغاز مي شود : “ق و القرآن المجيد“ 

 تصور حرف ق به معني قرآن مجيد مي نمايد

و 114 ق مذكور گواه 114 سوره هاي قرآن است.

اين احتساب اعداد آشكار و گويا،  مدلل مي دارد كه 114

سوره قرآن، تمام قرآن را تشكيل مي دهند و

چيزي جز قرآن نيستند.

 26- آمار نشان مي دهد كه  فقط اين دو سوره كه با

حرف  ق آغاز مي شوند، داراي تعداد معيني  ق (57 مورد)

هستند، گوئي خداوند توانا مي خواهد با اشاره و كنايه

 بفرمايد كه خودش تنها از تعداد حروف الفبا

در سوره هاي قرآن با خبر است.

 27- يك نمونه در آيه 13 از سوره ق مدلل مي دارد كه

 هر كلمه و در حقيقت هر حروف در قرآن مجيد

به دستور الهي و طبق يك سيستم اعدادي بخصوصي كه

 بيرون از قدرت بشر است  گنجانيده شده است.

اين آيه مي فرمايد “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن

مردمي كه لوط را نپذيرفتند، قوم ناميده مي شوند.

خواننده بلافاصله متوجه مي شود كه اگر به جاي « اخوان »

در سوره  ق كلمه « قوم » به كار برده مي شد

چه اتفاقي مي افتاد. در اين صورت ذكر كلمه قوم بجاي اخوان،

حرف « ق» در اين سوره 58 بار تكرار مي شد و

 عدد 58 به 19 قابل قسمت نيست و لذا

با تعداد 57 «ق» كه در سوره شورا مطابقت نمي كرد و

جمع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن برابرنمي شد، بدين معني كه با جايگزين كردن يك كلمه به جاي ديگري نظم قرآن از بين مي رود.

 28- تنها سوره اي كه با حرف « ن » آغاز مي شود،

سوره قلم است ( شماره 6 ) اين سوره 133« ن »

دارد كه به 19 قابل قسمت است ( 133= 7×19).

 29- سه سوره اعراف (شماره 7 ) مريم ( شماره 19 )

 و ص ( شماره 38) كه با حروف« ص» شروع مي شوند،

جمعاً 152 حرف « ص » دارند (152= 8×19).

 30- در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و

« هـ» 344 مي باشد (344= 18 × 19) .

 31- در سوره « يس » تعداد حروف « ي » و « س»

285 مي باشد (285= 15×19).

  32- در هفت سوره 40 تا 46 كه با رمز« حم» شروع مي شوند،

تكرار حروف 2166 مي باشد (2166=14*19)

 بنابراين  تمام حروف اختصاري كه  در ابتداي  سوره هاي قرآن 

 قرار دارند. بدون استثناء در روش اعددي اعجاز آميز قرآن

شركت دارند.

 33- در سوره هاي شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 كه

 با رمز « الم »  شروع مي شوند  تعداد حروف الف ، لام ، ميم

 جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 مي باشند

(26676= 1404*19).

 34- در سوره هاي 20و26و27و28و36و42 كه با  رمز « طس »

يا  يكي از دو حرف  مزبور (ط ، س) آغاز مي شوند

تعداد دو حرف « ط » و «س» 494 مورد مي باشد

 (494= 26*19).

 35- در سوره هاي 10و11و12و14و15 كه با رمز « الر»

آغاز مي شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء )

تنها در سوره سيزدهم 9709 مورد است كه

اين عدد قابل قسمت بر عدد 19 مي باشد

(9709=511*19).

 36- در سوره هايي كه با رمز يكي از حروف “ط“ “س“ و “م“

 آغاز مي شوند، تعداد حروف طاء و سين و ميم

9177 مورد مي باشد ( 9177= 438*19).

 37- در سوره رعد ( شماره 13 ) كه با حرف  رمزي “المر“

 آغاز مي شود، تعداد حروف (الف ، لام ، ميم، را )

1501 مورد مي باشد ( 1501= 79*19).

 38- در سوره اعراف (شماره 7) كه با حروف رمزي “المص“

شروع مي گردد  تعداد وقوع “الف“  2572 مورد ،

حرف “لام“  1523 مورد، حرف “ميم“  165 و  حرف “ص“  98 مورد

 كه جمعاً عدد 5358 به دست  مي آيد

( 5358= 282*19).

 39- در سوره مريم (شماره 19) كه با حروف “كهيعص“  

شروع مي شود، تعداد حروف( كاف ، ها ، يا ، عين ، صاد)

798 مورد مي باشد ( 798= 42*19).

 40- در سوره شورا (شماره 42) كه با حروف “ حم عسق“

 شروع مي شود، تعداد  حروف( حا ، ميم ، عين، سين ، قاف )

 570 مورد مي باشد( 570=30*19).

 41- در سيزده سوره اي كه حرف “الف“ در لغت رمزي آن ها است

سوره هاي شماره

2 ، 3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14، ۱۵ ،29 ، 30 ، 31 ، 32

جمع الف هاي موجود 17499 مورد می باشد

 (17499=921*19).

 42- در سيزده سوره فوق الذكر جمع حروف “لام“ 1870

 مورد مي باشد(1870=620*19).

 43- در هفده سوره اي كه حروف “ميم“ در لغت رمزي آن ها ست

(سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 13 ،32 ، 26 ، 28 ،

 29 ، 31 ،30 ، 40 ، 41 ، 42 ، 43 ، 44 ، 45 ،46 )

جمع حروف “ميم“ 8683 مورد مي باشد (8683=457*19).

  • درتاريخ ، كتابي سراغ نداريم كه مانند قرآن طبق يك

سيستم عددي تنظيم شده باشد بر اين حقيقت علاوه بر

 

 43 بند پيشين،

 

موارد زير نيز گواه صادقي است:

 

   الف: كلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تكرار شده

كه مضربي از عدد 19 است ( 2698= 142 * 19 )

 و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحيم“

نيز 19 مورد مي باشد.

مسئله جالب اين كه در سوره اخلاص

بعد از “قل هو الله احد “

جمله “ الله الصمد“ آمده 

 در صورتي كه اگر “هو الصمد“ مي آمد، ظاهراً

جمله  صحيح تر بود. از نظر دستور زباني

بايد “هو“ مي آمد اما با اين حال “الله“ آمده است،

اگر به جاي “الله“ “هو“ مي آمد ، سيستم رياضي قرآن

 بهم مي ريخت و اين مسئله شباهت زيادي

دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق“.

   ب: مورد جالب ديگر در سوره مريم حروف مقطعه كهيعص

 مي باشد كه به صورت حروف آغازين آمده است،  

اين حروف در سوره مريم، به صورت جداگانه، با  اين تعداد 

 به كار رفته اند:

حرف “ك“ 137مرتبه،

حرف “ه“ 168 مرتبه،

حرف “ي“ 345 مرتبه، 

 حرف “ع“ 122 مرتبه،

حرف “ص“ 26 مرتبه. 

 جمع اين ارقام  به اين صورت است:

345+ 168+137+122+26= 897

كه مضرب عدد 19 مي باشد. ( 897= 42*19)

يعني مجموع تكرار حروف پنج گانه (ك، ه ، ي ، ع ، ص)

 سوره مريم (سوره شماره 19)

 علاوه بر آنكه برعدد 19(تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم)

 قابل تقسيم است، بر عدد 14(كه تعداد حروف مقطعه است)

نيز قابل تقسيم مي باشد

(798=57*14).

  پ: درقرآن بعضي از كلمات با كلمه هاي ديگركه

از نظر معني با هم تناسب دارند

يكسان به كاررفته اند. مثلاً :

 1- كلمه “حيوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن

 به كار رفته است و به همان تعداد (145 بار)

كلمه “موت“ يا مرگ  با مشتقاتش به كار رفته است.

 2- كلمه “دنيا “ 115 بار و كلمه “آخرت“ هم

 115 بار به كار رفته است.

 3- كلمه “ملائكه“ 88 بار در قرآن آمده است و

 كلمه“شياطين“ نيز به همان تعداد88 بار

به كار برده شده اند.

 4-“حر“ يعني گرما 40 بار و كلمه “ برد“ يعني سرما

 نيز 40 بار به كار برده شده اند.

 5- كلمه “مصائب“ 75 بار و كلمه “شكر“ نيز 75 بار.

 6- كلمه “زكات“ 32 بار و كلمه “بركات“ نيز 32 بار .

 7- كلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و كلمه “نور“

نيز با مشتقاتش 49 بار .

 8- كلمه “يوم “ به معني روز و “شهر“ به معني ماه

 در قرآن به ترتيب 365 بار و 12 بار به كار رفته اند.

 9- كلمه “رجل“ به معني مرد 24 بار و كلمه “امرأه “

به معني زن نيز 24 بار در قرآن به كار رفته اند.

 10- كلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است.

   آيا اين ها تصادفي است؟


«عجائب و شگفتي هاي قرآن پايان ناپذيراست و قرآن ظاهرش

 

خوشايند و باطنش عميق است.

 

عجائبش را نمي توان شمرد و غرائبش هرگز كهنه نشود

 

 مؤمن هرگاه قرآن بخواند بوي عطر مانندي

از دهانش خارج شود.» پیامبر اکرم(ص)


 


+ نوشته شده در ساعت توسط محمد درویش نژاد |

مقام والاى حضرت فاطمه زهرا عليها السلام فقط از منظر معصومين عليهم السلام كه همتاى ايشانند، قابل بيان است.

كلمات و سخنان اين بزرگواران حكايت از كرامت و عظمت والاى اين بانوى عالمه دارد:

1- فاطمه عليها السلام از نگاه امام اميرالمؤمنين عليه السلام
در آخرين لحظات عمر مبارك حضرت فاطمه عليها السلام وصاياى خويش را به همسرشان مى‏نمودند كه «اى پسرعمو! توهرگز مرا در دوران زندگى دروغگو وخائن نيافتى و هرگز با فرمانت مخالفت نكردم.» على عليه السلام كه شاهد درگذشت تنها ياور و تسلى بخش خود است، مى‏فرمايد: «پناه به خدا! تو داناتر و پرهيزگارتر و گرامى‏تر و نيكوتر از آنى كه من به جهت مخالفت كردنت‏با خود، تو را نكوهش كنم. دورى از تو و احساس فراقت‏برمن گران خواهد بود ولى گريزى از آن نيست. به خدا سوگند! با رفتنت مصيبت رسول خدا صلى الله عليه و آله را برمن تازه كردى. انالله و انااليه راجعون از اين مصيبت‏بزرگ و دردناك و تاثرآور و حزن‏انگيز!» (1)

دقت دركلام على عليه السلام در اين لحظات شدت علاقه و احترامش را به فاطمه عليها السلام مى‏رساند. در نگاه امام على عليه السلام فاطمه در چنان مرتبه والايى از زهد و خداترسى و عمل به احكام الهى قرار دارد كه تصور مخالفت او با همسرش ممكن نيست. حضرت على عليه السلام در پاسخ به ادعاهاى بى‏اساس معاويه مبنى بر فضايل امويان در نامه‏اى مى‏نويسد: «... دو سيد جوانان اهل بهشت از ماست و «صبية النار» از شماست، كودكانى كه نصيب آنان آتش گرديد. بهترين زنان جهان از ماست. و «حمالة‏الحطب‏» آنكه هيزم كشد براى دوزخيان از شماست. اين فضليت‏ها از ماست و آن فضيلت‏ها از شماست...» (2)

در شعرى كه به ايشان منسوب است، مى‏فرمايد: «من به فاطمه و فرزندانش مباهات مى‏كنم! آن گاه به رسول خدا صلى الله عليه و آله افتخار مى‏كنم در آن هنگام كه فاطمه را به همسرى من درآورد.» (3)

شخصيت والايى چون حضرت على عليه السلام به همسرى بانوى جهان افتخار مى‏كند و همسرى با او را ملاك برترى خود و شايستگى‏اش بر رهبرى اسلام مى‏داند.

2- فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسن مجتبى عليه السلام
امام حسن عليه السلام در موارد بسيارى از مادرشان سخن گفته‏اند. من جمله: «شبى ديدم مادرم در محراب به نماز ايستاده است و تا طلوع خورشيد مشغول ركوع و سجود بود و شنيدم براى يكايك مردان و زنان دعا مى‏كرد و آنان را نام مى‏برد ولى براى خود چيزى نخواست. عرض كردم: مادر! چرا همان گونه كه براى ديگران دعا مى‏كنى، براى خود دعا نمى‏كنى؟ فرمود: فرزندم! اول همسايه بعد از آن خانه.» (4)

3- فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسين عليه السلام
در روز عاشورا، در آن هنگام كه لشكر دشمن امام حسين عليه السلام را احاطه كرد. ضمن خطبه مفصلى فرمودند: «مرا بين كشته شدن و ذلت مخير كرده‏اند و من هرگز تن به پستى نمى‏دهم. خدا و رسول مرا از چنين كارى باز مى‏دارند. همچنين نياكان پاك و دامن‏هاى مطهر و پاكيزه اجازه چنين پذيرشى را به من نمى‏دهند.» (5)

در يك كلام، امام حسين عليه السلام دليل پايمردى و مقاومت‏خويش را تربيت الهى فاطمه عليها السلام مى‏داند.

امام حسين عليه السلام نقل مى‏كند: «آن زمان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه ام‏سلمه بود، صرصائيل (يكى از فرشتگان الهى) نزد پيامبر آمد و عرض كرد: نور را به عقد نور درآور. پيامبر فرمود: چه كسى را براى چه كسى؟ گفت: دخترت فاطمه عليها السلام را براى على‏ابن‏ابى‏طالب. سپس در حضور جبرئيل و ميكائيل و صرصائيل فاطمه را به عقد على درآورد.» (6) دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مى‏دارد.

4- فاطمه عليها السلام از نگاه امام سجاد عليه السلام
امام سجاد عليه السلام مى‏فرمايد: «وقتى كه قيامت فرا رسد، منادى ندا مى‏دهد: در اين روز، ترس و اندوهى به خود راه ندهيد. همه خوشحال از اين عفو عمومى سربالا مى‏برند. فاطمه عليها السلام وارد محشر مى‏شود و گفته مى‏شود كسانى كه به آيات ما ايمان آوردند و مسلمان شدند به جز مسلمانانى كه دوستدار اهل‏بيت هستند، همگى سرها را بزير اندازند. آن گاه اعلام مى‏شود: اين است فاطمه دخت محمد صلى الله عليه و آله. او و همراهانش به سوى بهشت مى‏روند. خداوند فرشته‏اى را خدمت وى مى‏فرستد و مى‏گويد: حاجتت را از من بخواه!

فاطمه عرض مى‏دارد: پروردگارا! حاجت من آن است كه مرا و كسانى را كه فرزندان مرايارى كردند، مورد عفو قرار دهى.» (7)

5- فاطمه عليها السلام از نگاه امام محمدباقر عليه السلام
امام باقر عليه السلام به جابر روايت كردند كه: «... چون قيامت‏شود، جبرئيل ندا مى‏دهد: خديجه دختر خويلد كجاست؟ مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، ام كلثوم خوهر موسى كجايند؟ آنان از جاى بر مى‏خيزند... اى اهل محشر! امروز من كرامت را براى محمد و على و حسن و حسين و فاطمه عليهم السلام قرار دادم. سرها را پايين بياندازيد و چشمها را فرو ببنديد، چون فاطمه مى‏خواهد به بهشت‏برود. سپس جبرئيل ناقه‏اى بهشتى مى‏آورد و آن حضرت را به بهشت مى‏برد و ليكن ايشان وقتى نزديك بهشت مى‏رسد درنگ مى‏كند. خداوند مى‏فرمايد: درنگ شما براى چيست؟

فاطمه مى‏گويد: پروردگارا! دوست دارم در چنين روزى مقامم شناخته شود. خداوند مى‏فرمايد: اى دختر حبيبم! برگرد و نظر افكن و هركس را كه دوستى تو يا دوستى يكى از فرزندان تو در دلش باشد، او را گرفته و وارد بهشت كن.» در ادامه امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد: «به خدا سوگند! اى جابر در آن روز فاطمه شيعيان و دوستانش را همانند پرنده‏اى كه دانه خوب را از دانه بد جدا مى‏كند، از بين جمعيت جدا مى‏كند.» (8)

6- فاطمه عليها السلام از نگاه امام جعفر صادق عليه السلام
مرحوم مجلسى در ضمن روايتى از امام صادق عليه السلام نقل مى‏كند: «فاطمه، صديقه كبرى است. محور حركت انسانهاى گذشته، معرفت و شناخت‏حضرت فاطمه بوده است.» (9) سيد هاشم بحرانى روايت ديگرى از امام صادق عليه السلام نقل مى‏كند كه: «نبوت هيچ پيامبرى تكميل نشد مگر اين كه به فضيلت آن حضرت اقرار نموده، محبت او را دارا باشد.» (10) امام صادق عليه السلام در ذيل آيه شريفه «اناانزلناه فى‏ليلة‏القدر» ; مى‏فرمايد: منظور از «ليلة‏» فاطمه و منظور از «قدر» خداوند است. هركس فاطمه را آن گونه كه سزاوار است، بشناسد، «ليلة‏القدر» را درك كرده است.» (11)

7- فاطمه عليها السلام از نگاه امام موسى كاظم عليه السلام
امام كاظم عليه السلام مى‏فرمايد: «همانا فاطمه، صديقه و شهيده است.» (12) سليمان جعفر مى‏گويد: از امام كاظم عليه السلام شنيدم كه فرمودند: «در خانه‏اى كه اسم محمد يا على، حسن، حسين، جعفر، عبدالله و از زنان فاطمه باشد، فقر و تنگدستى وارد نخواهد شد.» (13)

8- فاطمه عليها السلام از نگاه امام رضا عليه السلام
امام رضا عليه السلام از اجداد گراميش نقل مى‏كند كه پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمودند: سه فضيلت‏به تو داده شد كه به من داده نشده است. على عليه السلام عرض كرد: چه چيزهايى به من داده شده است؟ فرمود: تو پدر زنى چون من دارى كه من چنين پدر زنى ندارم، همسرى چون فاطمه به تو داده شده كه به من داده نشده است، حسن و حسين به تو داده شده كه به من داده نشده است.» (14) امام رضا عليه السلام از پدران بزرگوار خود از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى‏كند كه پس از ازدواج على و فاطمه عليهما السلام خداوند عزوجل فرمودند: «اگر على عليه السلام را نمى‏آفريدم براى دخترت فاطمه همتا و همسرى در روى زمين يافت نمى‏شد.» (15)

9- فاطمه عليها السلام از نگاه امام جواد عليه السلام
امام جواد عليه السلام خطاب به موسى بن قاسم كه گفت: در حج از طرف مادرت نيز زيارت كردم و گاهى هم نكردم; فرمودند: «آن را زياد كن، زيرا كه برترين چيزى است كه بدان عمل مى‏كنى.» (16) زكريا بن آدم نقل مى‏كند: «در محضر امام رضا عليه السلام بودم كه امام جواد عليه السلام در حالى كه بيش از چهار سال از عمرش نگذشته بود، وارد شد. وقتى نشست دستش را روى زمين قرار داد و سر به آسمان بلند نمود و مدتى طولانى به فكر فرو رفت. امام رضا عليه السلام فرمود: جانم فدايت! چرا اين چنين در انديشه‏اى؟ پاسخ داد: به جهت‏ستم‏هايى كه نسبت‏به مادرم فاطمه عليها السلام انجام دادند.» (17)

10- فاطمه عليها السلام از نگاه امام هادى عليه السلام
آن حضرت در مورد علت نامگذارى حضرت صديقه طاهره عليها السلام به «فاطمه‏» ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى‏كند: «دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مى‏دارد.» (18)

11- فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسن عسكرى عليه السلام
امام حسن عسكرى عليه السلام از امام على عليه السلام، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى‏كند كه: «آن هنگام كه خداوند آدم و حوا را آفريد، آنان در بهشت‏به خود مباهات مى‏كردند. آدم به حوا گفت: خداوند هيچ مخلوقى بهتر از ما نيافريده است. خداوند به جبرئيل فرمود: اين دو بنده‏ام را به فردوس برين ببر! زمانى كه وارد فردوس شدند، چشمانشان به بانويى افتاد كه جامه‏اى زيبا از جامه‏هاى بهشتى در برداشت و تاجى نورانى بر سرگذاشته و دو گوشواره درخشان به گوشش آويخته بود و بهشت از پرتو نور چهره‏اش درخشان بود. حضرت آدم به جبرئيل گفت: حبيبم جبرئيل! اين بانو كه از زيبايى چهره‏اش بهشت نورانى گشته، كيست؟ گفت: او فاطمه دختر محمد صلى الله عليه و آله پيامبرى از نسل تو است كه در آخرالزمان خواهد آمد. گفت: اين تاجى كه برسردارد، چيست؟ پاسخ داد: شوهرش على‏بن ابيطالب عليه السلام است. گفت: اين دو گشواره كه بر دو گوش او است چيست؟ پاسخ داد: دو فرزندش حسن و حسين مى‏باشند. آدم گفت: حبيبم! آيا اينان پيش از من آفريده شده‏اند؟ گفت: بلى، اينان در علم مكنون خداوند چهارهزار سال پيش از آن كه تو آفريده شوى، وجود داشتند.» (19)

12- فاطمه عليها السلام از نگاه امام مهدى (عج)
حضرت بقية‏الله (عج) فرمودند: «دختر رسول خدا فاطمه عليها السلام براى من سرمشق و الگوى نيكويى است.» (20) امام مهدى عليه السلام كه با ظهور خويش عالم را متحول مى‏سازد، حضرت فاطمه عليها السلام را الگوى عملى و حكومتى خويش مى‏شمرد و اين، حكايت از مقام عظماى بانوى عالم، حضرت زهرا عليها السلام دارد.

آنچه مطرح شد، قطره‏اى از درياى وجود فاطمه عليها السلام بود. (21) به اين اميد كه در قيامت ما را مشمول عنايت و شفاعت‏خود قرار دهد.

+ نوشته شده در ساعت توسط محمد درویش نژاد |

موسیقی نوای دلنشینی است که بر روی همه موجودات تأثیر دارد . در طبیعت همه مخلوقات الهی نوعی موسیقی دارند . جریان آب بر رودخانه ،  دریا و  صدای آواز پرندگان همه نوایی آرام بخش دارند .  گذشته از این که خود مخلوقات دارای موسیقی خاصی هستند، از نواهای دیگر نیز متأثر می شوند.


"عنکبوت و موسیقی"

وقتی موسیقی نواخته شود ، عنکبوت از تارتنیدن باز می ماند . " میشله" نویسنده معروف فرانسوی نقل می کند که جوان هنرمندی که اغلب ساعات روز را به نواختن ویولون در اطاق خود می گذارنید  ، روزی مشاهده می کند روی دستش که آرشه گرفته عنکبوتی سراپا به نوای ویولون گوش داده و بی حرکت ایستاده است.

همچنین فردی که دراتاق مشغول نواختن نی لبک بود ،  رو به روی او بر روی دیوار اتاق عنکبوتی تارمی تنید . هنگامی که صدای نی لبک را شنید از تارتنیدن باز ایستاد و بی حرکت ماند .


"تاثیر موسیقی بر سگ"

" توسگانینی" موسیقی دان شهیرایتالیایی می گوید تاثیرموسیقی درسگها بسیار شدید می باشد و هنگامی که قطعات معروف موسیقی را می شنود ، گوشهای خود را تیز کرده و حالت حمله به اشخاص بیگانه را به خود می گیرند.


"گرگ و موسیقی"

گرگ برعکس سگ بی اندازه از موسیقی  متاذی و فراری است . به همین جهت در بسیاری از دهستانهای روسیه زارعین و کشاورزان برای بیرون کردن دسته گرگها از دهکده، آلات موسیقی  را به صدا درآورده و گرگها را از حوالی دهکده فراری می دهند.


"خرس و موسیقی"

بسیاری از شکارچیان خرس، در آفریقا و آمریکا با نواختن فلوت این حیوان را دستگیر می سازند . بدین ترتیب که خود را درمعبر خرس قرار می دهند وهنگامی که این حیوان نزدیک می شود، فلوت را به صدا در می آورند. خرس ازشنیدن صدای فلوت ، تعادل خود را از دست می دهد و روی پا و دست چپ خود بلند می شود و فوراً آن حیوان را به دام می اندازند.


" فیل و موسیقی"

فیل ازشنیدن نوای موسیقی متاثر و یا مسرورمی گردد .  به همین جهت است که در سیرکها تا ارکستر به صدا در نیاید فیلهاعملیات اعجاب انگیز خود را نشان نمی دهند.


"اثر موسیقی برشیر"

شیر با شنیدن موسیقی بی حرکت می شود . یکی از نقاشان فرانسوی برای این که از شیرهای باغ وحش پاریس نقاشی کند ، ارکستری را استخدام نمود . آنها با نواختن، شیرها را مدتی بی حرکت نگاه می داشتند و به این وسیله نقاش مزبورمی توانست از شیرها تابلویی تهیه کند.


"ماهی و موسیقی"

به طوری که در حوضچه های شیشه ای آزمایش شده  ، هنگامی که آهنگ فلوت یا ویولون منعکس شود ،  ماهیهای شناور در آن حوضچه ها هم از حرکت ایستاده و در وسط آب توجه خود را به شنیدن موسیقی معطوف می دارند.


" مرغ و موسیقی

"یکی از دانشمندان حیوان شناس آلمان که از موسیقی نیز سر رشته دارد . آهنگی ساخته که با نواختن آن، مرغها زودتر از موعد معین  تخم گذاری را آغاز می کنند.


" سوت بلبلی و کبوتر"

کبوتر بازان برای دستگیر کردن کبوتر دیگران، اشخاصی که می توانند با دهان و کمک دو انگشت " سوت ممتد" بزنند را استخدام می کنند ، یا خود آن را می آموزند و هنگامی که کبوترها در پروازند و یا لب بام نشسته اند" سوت بلبلی" می زنند ؛ در نتیجه به کبوتران حالت رخوت و سستی دست می دهد و قدرت پرواز از آنها سلب می گردد . لذا به زمین می نشینند و یا از جای خود بر نمی خیزند و شخص دیگری که منتظر چنین فرصتی است آنها را دستگیر می کند.

کبوتر بازان به کسانی که می توانند سوت ممتد بکشند " بلبل" می گویند . نتیجه این که چون " سوت بلبلی" یک نوع موسیقی است ، در ساختمان بدن کبوتر تاثیر سوء می گذارد و غدد داخلی را از وظایف خود باز می دارد . کبوتر از حرکت باز می ماند و در نتیجه طعمه دیگران می گردد.

+ نوشته شده در ساعت توسط محمد درویش نژاد |

آیا تا به حال فکر کرده اید چرا یک شبانه روز 24 ساعت است و بیست ساعت نیست ؟ یا چرا یک شبانه روز را 16 قسمت نکرده اند ؟

در قدیم راهبه های مصری مسئول اعلام وقت شبانه روز بودند . آنها زمان را در طول روز با اندازه  گیری سایه خورشید تعیین می کردند، در شب وقتی نور خورشید نبود، اوقات را با نگاه کردن به آسمان ، موقعیت ستاره ها و بالا آمدن آنها از خط افق تعیین می کردند.

پس از گذشت مدت زمانی مصریان به فکر افتادند تا زمان یک شبانه روز را به گونه ای تقسیم کنند . آنها طول روز خود را 10 ساعت در نظر گرفتند ؛ یک ساعت برای طلوع آقتاب و یک ساعت هم برای غروب خورشید منظور کردند ، یعنی یک روز 12ساعت شد . چون زمان شب و روز را با هم برابر در نظر می گرفتند ، یک شبانه روز اختراع کردند ، در حال حاضر نیز همه از آن تبعیت می کنند . مصریها و رومیهای قدیم ، شبانه روزشان را از نیمه شب آغاز می کردند ؛ همان طور که ما نیز هم اکنون نیمه شب را شروع روز قرا ر می دهیم . اما بابلیها و یونانیها روز را با طلوع خورشید شروع می کردند . یهودیان قدیمی هم آغاز شبانه روز را غروب خورشید در نظر می گرفتند .

+ نوشته شده در ساعت توسط محمد درویش نژاد |

عسل که واژه ای با ریشه عربی است به ماده شیرین تخمیر شده ای گفته می شود که زنبورعسل آن را تولید می کند . قرآن کریم از تاثیر شفادهندگی عسل سخن می گوید و همچنین از حضرت رسول خدا(ص) روایت شده که می فرمایند: "مردم به چیزی همانند عسل شفا نیافته اند که آن شفای همه دردهاست."

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیز می فرماید: "عسل شفای همه بیماریهاست و هیچ بیماری نیست ، مگر اینکه بلغم آن را کاهش می دهد و به قلب جلا می بخشد."

بوعلی سینا بزرگترین پزشک مسلمان در قرن چهارم در کتاب" قانون "در طب می نویسد:

عسل اندرون را تقویت ، نیرو را زیاد و اشتها را بازمی کند.

همچنین در جای دیگری کاربرد آن را به صورت نان عسلی وآرد گندم بر روی زخم توصیه می کند و می گوید عسل در به هم آوردن زخمهای چرکین کمک می کند.

مصرف عسل شاید قدمتی به درازای حیات انسان داشته باشد.

قدیمی ترین اسناد پزشکی با قدمت حدود 3500 سال قبل از میلاد که در مصر کشف شده نشان می دهند که عسل برای درمان زخمهای گوارشی، کلیه، چشم و دیگر اندامها استفاده می شده است.


نحوه تولید عسل

زنبورابتدا شهد گلها یا گیاهان را مکیده ودر چینه دان خود با بزاق مخلوط می کند و با چندین بارفرو بردن و بیرون آوردن آن را در کندو به زنبورهای جوان تحویل می دهد. زنبورهای جوان نیزکه غدد آنزیم ساز آنها به حداکثر رشد رسیده، شهد را دهان به دهان می چرخانند و پس از مخلوط کردن با بزاق دهان و فرو بردن و بیرون آوردن از چینه دان عسل ساز خود و گرفتن قسمتی از آب ، آن را تبدیل به عسل می کنند. این عسل در حجره های موم مانند برگردانده می شود . سپس زنبورها با بال زدنهای مکرر آب آن را تبخیر کرده و در نتیجه عسل پخته شده روی آن را با یک ورقه موم سفید می پوشانند. مقدارمختصری از عسل را خود زنبورها مصرف می کنند و بقیه حاصل زحماتشان را ما انسانها استفاده می کنیم. جالب اینکه دانشمندان معتقدند زنبور به هنگام ساختن عسل آنچنان ماهرانه عمل می کند که خواص درمانی و دارویی گیاهان کاملاً به عسل منتقل شده و محفوظ می ماند.

رنگ عسل بر حسب آنکه زنبور بر چه گل و ثمره ای نشسته و از آن بهره گیری کرده تفاوت می کند.


ترکیبات عسل

1- عسل مهمترین منبع مواد قندی طبیعی است و تا کنون 15 نوع قند در آن کشف گردیده که از مهمترین آنها می توان به فروکتوز( قند میوه) به نسبت 40% و گلوکز ( قند انگور) به نسبت 30% و ( قند نیشکر) به نسبت 40% اشاره کرد.

2- عسل به لحاظ داشتن برخی از مواد تخمیری در تبادلات غذایی و کمک به هضم غذا در میان خوراکی ها بالاترین مرتبه را دارد ، مهمترین مواد تخمیری موجود در عسل عبارتند از: آمیلاز، که مواد نشاسته ای را مبدل به قند و اینورتاز، که قند معمولی را به قند انگور و قند میوه مبدل می سازد و نیز کاتلاز، پروکسیداز، ولیپاز.

3- عسل دارای ویتامین های بسیار است که از جمله مهمترین آنها ویتامینB6 , B5 , B2 , B1 ، ویتامینA , E , K , C است. هر چند مقدار این ویتامین ها در عسل زیاد نیست ولی کافی و مفید است. البته مقدار این ویتامینها بستگی به نوع شیره ای دارد که زنبور از گلها می گیرد.

4- عسل دارای انواع پروتئین، اسیدهای آمینه، اسیدهای آلی مثل اسید فورمیک، مشتقات کلروفیل مقداری آنزیم و محرک های حیاتی و رایحه های معطر است.

5- املاح معدنی در عسل فراوانند از جمله: کلسیم ، سدیم، پتاسیم، منگنز، آهن ، کلر ، فسفر، گوگرد و ید.

بسیاری از محققین تاکید دارند که عسل دارای عوامل قوی ضد میکروب است.


موارد استفاده عسل در پزشکی

از عسل در موارد گوناگون به صورت خوراکی و یا به صورت موضعی در درمان بیماریها در طب اطفال، بیماریهای گوارشی، بیماریهای تنفسی، بیماریهای چشمی، بیماریهای زنان و زایمان، بیماریهای گوش و حلق و بینی، بیماریهای قلبی، بیماریهای کلیه و دستگاه عصبی استفاده شده است. شیوع انواع میکروبهای مقاوم به آنتی بیوتیک اخیرا منجر به ارزیابی مجدد روشهای درمانی باستانی از جمله عسل شده است . تحقیقاتی که امروزه بر روی عسل انجام شده ، بر یافته های گذشتگان صحه گذاشته است.

عسل محتوی آنزیم هایی است که ممکن است در فرآیند ترمیم با تحریک ایجاد بافت کمک نماید.

عسل مایع ورمی(یا چرک) را جذب می کند واز این طریق زخم را تمیز می نماید. همچنین عسل درد و تحریک را کاهش می دهد و بوی نامطبوع را از بین می برد.

+ نوشته شده در ساعت توسط محمد درویش نژاد |


امروزه‌ مواد خوشبو كننده‌ بدن‌ انواع‌ گوناگونی‌ دارند كه‌ انتخاب‌ مناسب‌ و استفاده‌ صحیح‌ از آنها به‌ آگاهی‌ كافی‌ نیاز دارد. چهار گروه‌ عمده‌ این‌ مواد عبارت‌اند از:

EAU DE COLOGNE (ادوكلن)؛ با رایحه‌ ای‌ ضعیف‌ و قیمتی‌ نازل‌

EAU DE PERFUME ؛ با ماندگاری‌ كم‌ و حداقل‌ چربی‌

EAU DE TOILETTE ؛ مناسب‌ برای‌ محیط‌ كار

PERFUME ؛ با ماندگاری‌ زیاد و گرانقیمت‌


انتخاب‌ عطر

توجه‌ داشته‌ باشید كه‌ عطرها چند دقیقه‌ بعد از استعمال‌ بوی‌ متفاوتی‌ خواهند داشت. بنابراین‌ هنگام‌ خرید عطر، پس‌ از امتحان‌ كردن‌ آن، چند دقیقه‌ صبر كنید و بعد تصمیم‌ بگیرید. به‌ علاوه، عطرها بر پوست های‌ گوناگون‌ بوهای‌ متفاوت‌ دارند و ممكن‌ است‌ عطری‌ كه‌ بر پوست‌ شما خیلی‌ خوشبوست، روی‌ پوست‌ دوستتان‌ چندان‌ مناسب‌ نباشد.

هنگام‌ خرید عطر هیچ‌ گاه‌ بیش‌ از دو یا سه‌ نوع‌ را امتحان‌ نكنید تا بوها با هم‌ اشتباه‌ نشوند.


نگهداری‌ از عطر

هیچ‌ وقت‌ شیشه‌ عطر را در دمای‌ زیاد یا خیلی‌ كم‌ نگهداری‌ نكنید. در آن‌ را محكم‌ ببندید و دور از نور خورشید و در مكانی‌ تاریك‌ به‌ صورت‌ ایستاده‌ قرار دهید. توجه‌ داشته‌ باشید كه‌ با گذشت‌ زمان‌ رایحه‌ عطر تغییر می ‌كند و كمتر می‌ شود.


استفاده‌ از عطر

برخی‌ از مردم‌ به‌ عطر حساسیت‌ دارند و حتی‌ در بعضی‌ افراد رایحه‌ عطر موجب‌ سردرد می ‌شود. بنابراین‌ عطرهای‌ قوی‌ را در خارج‌ از محیط‌ كار استفاده‌ كنید. برای‌ جلوگیری‌ از ایجاد لك‌ روی‌ لباس‌ یا تغییر رنگ‌ جواهرات، از پاشیدن‌ عطر بر آنها بپرهیزید.

به‌ منظور ماندگاری‌ بیشتر یك‌ رایحه، همان‌ عطر را چند بار استفاده‌ كنید؛ در این‌ صورت‌ حدود شش‌ تا هشت‌ ساعت‌ بوی‌ آن‌ باقی‌ می‌ ماند.
عطر را همیشه‌ روی‌ پوست‌ در نقاطی‌ كه‌ نبض‌ دارد استفاده‌ كنید. به‌ علاوه، اگر آن‌ را روی‌ مچ‌ دست‌ زدید، مچ ها را به‌ هم‌ نمالید، زیرا این‌ كار موجب‌ كاهش‌ رایحه‌ عطر می‌ شود. پیش‌ از پوشیدن‌ لباس‌ صبر كنید تا عطر خشك‌ شود، چون‌ امكان‌ ایجاد لك‌ روی‌ لباس‌ وجود دارد. همچنین‌ هیچ‌ وقت‌ عطر را بر صورت‌ یا پشت‌ گوش ها نزنید، زیرا رایحه‌ كاملی‌ نخواهد داشت‌ و نیز سبب‌ خشكی‌ پوست‌ می شود‌
+ نوشته شده در ساعت توسط محمد درویش نژاد |

تام برامل

 5 سال بعد از بازنشستگی هنوز هم تام برامل دوست داشت که ایستگاه شماره 6 آتش نشانی Livermore را ببیند. او روزی در آنجا فرمانده عملیات بود اما امروز دیگر همه چیز فرق کرده بود. همه چیز عوض شده بود.

اما او اعتراف می کرد که یک چیز هنوز هم عوض نشده بود. در حقیقت آن سالها بود که عوض نشده بود. درست در بالای طبقه های وسایل یک لامپ آویزان بود. آن 107 سال بود که اویزان بود و هنوز هم روشن!

دیگر همه کتابهای جهان نام این لامپ اسرار آمیر را که با ولتاژ کمی کار می کند در دل خود ثبت کرده اند. این لامپ رکورددار روشن ماندن همزمان در بین تمام لامپهای جهان است. هیچ شرکتی ادعا نمی کند لامپی می سازد که 107 سال روشن بماند و آن هم مستمر.

جالب است بدانید آمریکایی ها به این لامپ با دید تحسین می نگرند. شاید هم بالاترو این لامپ به عنوان سمبل مقاومت و ابتکار آمریکایی مدتی است که نامش بر سر زبانها افتاده است. سناتورها و رئیس جمهورها همه از آن تمجید کرده اند.

در سال یک میلیون بار از سایت این لامپ بازدید صورت می پذیرد و دو وب کم به جامعه بزرگ هواداران این لامپ اجازه می دهد که لحظه به لحظه آن را ببینند.هنوز راز بزرگی است که این لامپ چگونه این همه سال روشن مانده است و حتی باعث ایجاد شک و گمانهای بسیاری هم شده است.نگهبانان به شدت به این لامپ علاقه دارند. آنها برای حفظ لامپشان از یک محافظ تغییر ولتاژ، یک دیزل ژنراتور و یک باتری پشتیبان استفاده می کنند. جالب است بدانید آنها این لامپ را نماد تعهد اخلاقی خود می دانند!

برای سالها برامل به طور غیر رسمی به عنوان نگهبان لامپ شناخته می شد و وظیفه راهنمایی عموم و توریستها را برای دیدن لامپ بر عهده داشت. برامل می گوید این فعل روشن بودن را صرف می کند. برامل می گوید مردم نظرات بسیار گوناونی درباره عمر این لامپ دارند اما من معتقدم که هر چه باشد این لامپ بسیار عمر کرده است چون سازنده ان به شدت آن را در براربر هوا مهرو موم کرده است و هیچگونه هوایی برای سوختن کامل رشته کربنی داخل آن وجود ندارد. چون این لامپ در خلا کار می کند نمی سوزد. این راز آن است.

لامپ 107 ساله

حالا سوال این است که این لامپ چرا ساخته شد؟ در آن زمان این لامپ شب و روز روشن بود تا در شبها آتش نشانها برای روشن کردن چراغهای نفتی خود مجبور به کورمال کورمال دست کشیدن به در و دیوار نباشند. Shelby Electric Co وظیفه ساخت این لامپ را قبول کرد. به زودی اما این لامپ از سازنده خود نیز بیشتر عمر کرد. کارخانه در سال 1914 بسته شد.

اما بد داستان این بود که هیچ کس به این لامپ توجهی نداشت. این لامپ در طی جنگهای جهانی دوم و ویتنام هم روشن ماند اما کسی به وجودش توجهی نکرد. در سال 1972 ناگهان یک خبرنگار محلی درباره این یادگار بزرگ شروع به مصاحبه کرد. اینجا بود که آتش نشانان به گنجشان نگریستند.

در سال 2001 در جشن صد سالگی این لامپ جشنی بزرگ با حضور 600 میهمان برگزار شد. امروز این لامپ بیش از یک میلیون ساعت روشن بوده است و به جشن تولد دویست سالگی خود می نگرد.

 

+ نوشته شده در ساعت توسط محمد درویش نژاد |



از وظایف شوهر نسبت به همسر خود - ازدواج Kamyabonline The Best Site For You

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

کمیابترین کدهای جاوا