عمر مبارك امام رضا (ع) به چهل و هفت سال رسيده بود و عقربه تاريخ, سال 195 هجري را نشانه مي رفت ولي هنوز امام نهم متولد نشده بود .
مسئله جانشيني امام رضا (ع) اصحاب و شيعيان حضرت (ع) را متاثر كرده بود . اين اندوه زماني به فزوني رفت كه فرقه واقفيه كه بنا به دلائل مادي و تصرف سهم امام و عدم بازگرداندن آن به حضرت رضا (ع) ، قائل به غيبت امام كاظم (ع) شده بودند, و در تبليغات خويش عدم داشتن فرزند پسر از سوي امام رضا (ع) را دليل بر ادعاي موهم خود مي دانستند ... تا جايي كه يكي از همين افراد در نامه اي خطاب به حضرت نوشت :
تو چگونه امام هستي در حالي كه فرزندي نداري !
حضرت در پاسخ فرمودند : تو از كجا مي داني كه فرزندي ندارم ، به خدا سوگند روزها و شبها سپري نمي شود مگر اينكه خداوند فرزند پسري را به من عنايت فرمايد كه حق و باطل را از هم جدا سازد .
اصول كافي ج 1 ص 320 مدينه المعاجز ج 7 ص 274. اثبات الهداه ج3 ص 247 - 342 الوافي ج 2 ص 375 . حليه الابرار ج 4 ص 604 ارشاد المفيد ص 318 . كشف الغمه ج 2 ص 352 اعلام الوري ج 2 ص 94 . بحار الانوار ج 50 ص 22
همچنين يكي از ياران به حضرت عرض مي كند :
امام پس از تو كيست؟
آن حضرت فرمودند : فرزندم
سپس گفت:آيا كسي كه فرزند ندارد چگونه جرات آن را دارد كه بگويد فرزندم ؟
راوي همين حديث گويد:چند روز سپري نشده بود كه امام جواد (ع)بدنيا آمد.
اصول كافي , ج 1 ص 286
همچنين ابن قيام واسطي جزو فرقه واقفيه كه امامت حضرت رضا(ع) را قبول نداشت ، نزدآن حضرت آمد و به قصد عيبجويي حضرت گفت :
آيا مي شود كه دو امام در يك مقطع زماني با هم باشند ؟
حضرت(ع) فرمود : نه مگر آنكه يكي از دو صامت ( خاموش ) باشد .
ابن قيام گفت :
پس چطور براي تو صامت نيست ؟
امام فرمود : چرا . به خدا سوگند خداوند براي من (فرزندي) قرار مي دهد كه حق وحق خواهان را استواري مي بخشد و باطل و باطل خواهان را نيست و نابود ميكند.
اصول كافي ج 1 , 321 مدينه المعاجز ج 7 ص 37-275 . موسوعه الامام الجواد (ع) ج 1 ص 164 حليه الابرار ج 4 ص 606 . الوافي ج 2 ص 176 اثبات الهداه ج 3 ص 247 . كشف الغمه ج 2 ص 352 الخرائج و البرائح ج 2 ص 899 . بحار الانوار ج50 ص 22
راويان و تاريخ نگاران شيعه اقوالي را درباره تاريخ تولد حضرت ذكر كرده اند :
1- شيخ كليني در اصول كافي ، شيخ مفيد در ارشاد، رمضان هجري195
3- شيخ طوسي از احمد بن محمد عياش در انوار البهيه 10 رجب 195 هجري را روز ولادت حضرت دانسته است.
برخي تولد حضرت را در شب جمعه و برخي روز جمعه ذكر كرده اند .
" اللهم اني اسئلك بالمولدين في رجب محمدبن علي الثاني و ابنه علي بن محمد المنتخب ."
داستان تولد امام جواد(ع)
روزي برادرم حضرت رضا(ع) مرا طلبيد و فرمود:
اي حكيمه امشب فرزند مبارك خيزران متولد مي شود و بايد تو در وقت تولد او حاضر باشي.
"اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله ."
حضرت فرمود :پس از اين عجايب بسيار را بيش از آنچه مشاهده كردي، مشاهده خواهي كرد.
گذشته از اين امام (ع) در بين شيعه و سني به باب المراد نيز شهرت دارد
شيخ مفيد و طبرسي از محمد بن حسان و علي بن حسان از علي بن خالد روايت مي كنند : زماني كه در سامرا بودم خبر آوردند كه مردي كه مدعي نبوت است از شام آورده و زنداني كرده اند. براي من شنيدن چنين سخني گران بود. تصميم گرفتم به زندانبانان محبت كرده _قلب آنان را به دست آورم - از اينرو با آنان رابطه برقرار كردم و آنان اجازه دادند تا با وي ملاقات كنم . چون به نزد او رفتم بر خلاف شايعات پخش شده او را فردي عاقل و فرهيخته يافتم .
به او گفتم: فلاني به تو نسبت ادعاي نبوت داده اند و به همين دليل نيز زنداني شده اي .
وي گفت : هرگز چنين ادعايي نكرده ام .ماجراي من از اين قرار است كه در موضع معروف به راس الحسين شام، جايي كه سر مبارك حضرت حسين (ع) را در انجا نصب كرده اند، مشغول عبادت بودم كه ناگهان شخصي به نزد من امد و گفت بر خيز برويم . بلند شدم و به همراه وي حركت كردم ، كمي كه راه رفتيم خودم را در مسجد كوفه ديدم، فرمود :
اينجا را مي شناسي ؟ گفتم : بله مسجد كوفه است . او در آنجا نماز خواند من هم نماز خواندم. سپس با هم از آنجا بيرون آمديم. كمي راه رفتيم، ناگهان خود را در مسجد مدينه مشاهده كردم. وي به رسول خدا (ص) سلام كرد و نماز خواند، من نيز با او نماز خواندم. سپس از آنجا خارج شديم. مقداري با هم قدم زديم كه ناگاه خود را در مكه ديدم، او كعبه را طواف كرد ،من نيز طواف كردم . سپس از آنجا خارج شديم، چند قدمي راه نرفته بوديم،كه خود را در جاي نخست، در شام و در حال عبادت الهي مشاهده كردم. آن مرد رفت، در شگفتي فرو رفته بودم كه خدايا اين چه كسي و اين چه كرامتي بود؟ يك سال از اين واقعه گذشت كه باز همان مرد آمد. از ديدن او خوشحال شدم. از من خواست كه با وي همراه شوم و چون سال گذشته مرا به كوفه ، مدينه و مكه برد و به شام بازگرداند. وقتي خواست برود به او گفتم : تو را به خداوندي كه چنين قدرتي را به تو عطا كرده است سوگند مي دهم كه بگويي كيستي ؟
فرمود من محمد بن علي بن موسي بن جعفر هستم .
من اين ماجرا را به دوستان و آشنايان بازگو كردم و اين ماجرا پخش شد تا اينكه مرا دستگير و به ادعاي نبوت به اينجا آوردند .
گفتم: جريان تو را با محمد بن عبد الملك زيات در ميان مي گذارم .
گفت : بازگو كن
من نامه اي به او كه در آن وقت وزير اعظم معتصم عباسي بود نگاشتم و موضوع را با وي در ميان گذاشتم .
وي در زير نامه من چنين نوشت: نيازي به آزاد كردن او از سوي ما نيست. به كسي كه در يك شب او را از شام به كوفه و از كوفه به مدينه و از مدينه به مكه برد و سپس به شام بازگرداند، بگو تا وي را از زندان رهايي بخشد .
علي بن خالد مي گويد : پس از مشاهده پاسخ وزير معتصم عباسي و نااميد شدن از نجات او با خود گفتم :بايدا نزد او رفته و او را دلداري دهم . چون به زندان رفتم ، ماموران زندان مضطرب و پريشان از اين سوبه آن سو مي دويدند .
جريان را پرسيدم : گفتند زنداني مدعي نبوت كه در غل و زنجير در پشت درهاي بسته و قفل شده بود معلوم نيست به آسمان پر كشيده يا زير زمين فرو رفته و يا مرغان هوا اورا شكار كرده اند .
علي بن خالد كه فردي زيدي مذهب بود با مشاهده چنين واقعه اي به امامت امام جواد (ع) معتقد و از اعتقاد خوب و راسخي بر خوردار شد.
الخرائج و الجرائج ،ج1،ص380 - بحارالانوار،ج25،ص376 - الكافي ،ج1،ص492 - مدينة المعاجز،ج7 ، ص422 - البرهان ،ج2،ص493 - موسوعة الامام الجواد(ع)،ج1،ص227
ابو جعفر طبري از ابراهيم بن سعيد نقل مي كند كه : حضرت امام جواد (ع) را ديدم كه بر برگ درخت زيتون دست مي زد و آن برگها به برگ نقره تبديل مي شد . من آنها را از حضرت گرفتم ، وبا آنها در بازار معامله نمودم. آن برگها نقره خالص بود و هرگز تغييري نكردند . دلائل الامامة، ص398 - موسوعة الامام الجواد (ع)،ج1،ص228- اثبات الهداة ، ج3 ،ص 345
اسماعيل بن عباس هاشمي مي گويد : در روز عيدي به خدمت حضرت جواد (ع) رفتم، از تنگدستي به آن حضرت شكايت كردم . حضرت سجاده خود را بلند كرد، از خاك قطعه اي از طلا گرفت. يعني خاك به بركت دست حضرت به پاره اي طلاي گداخته مبدل شد . آن را به من عطا كرد. من آنرا به بازار بردم شانزده مثقال بود .
اثبات الهداة ،ج3 ،ص 338 - بحارالانوار ،ج 50 ،ص 49 - مدينة المعاجز ،ج 7 ،ص373 - موسوعة الامام الجواد (ع)،ج 1 ،ص 253
راوي نقل مي كند : حضرت امام جواد (ع) را ديدم كه آهن را بدون آنكه در آتش نهد مي كشيد و سنگ را با خاتم خود نقش مي زد .
مدينة المعاجز ،ج7 ،ص322 - اثبات الهداة ،ج3 ، ص 345 - دلائل الامامة ،ص 399 - نوادر المعجزات ،ص 181 - موسوعة الامام جواد (ع) ،ج1 ،ص 252
آسپرين داروی معجزه آسا:
چند رشته مطالعات تازه نشان می دهد که آسپيرين می تواند در برابر سرطان دهان، حلق و مری و همچنين روده از بدن محافظت کند.از يک سو محققان ايتاليايی می گويند که مصرف مرتب آسپيرين برای مدت پنج سال خطر ابتلا به سرطان دهان، حلق و مری را به ميزان دو سوم کاهش می دهد و دو گروه ديگر در آمريکا از تاثير مثبت آسپيرين در پيشگيری از سرطان روده خبر می دهند.اين يافته ها بر شواهد قبلی که نشان می دهد آسپيرين يک داروی معجزه آساست می افزايد.مطالعات قبلی نشان داده است که اين قرص، که بيش از يک قرن پيش ساخته شد، می تواند به پيشگيری از سرطان ريه کمک کند.اکثر مردم اين دارو را برای تسکين درد به کار می برند، اما استفاده از آن برای حفاظت در برابر بيماری های قلبی و حتی آرتروز نيز رايج است.
تاريخچه:
وقتى نخستين بار در سال 1763 از پودر پوست درخت بيد براى تسكين بيمارى كه
از تب رنج مى برد استفاده كردند كسى فكرش را نمى كرد كه سال ها بعد دارويى
را از آن كشف كنند كه جان ميليون ها نفر را از خطر مرگ نجات دهد. در آن
سال يك كشيش انگليسي به نام ادوارد استون مقالهاي در جلسه سلطنتي
انگلستان ارائه دادكه در آن استفاده از برگ درخت بيد را حتي در درمان
مالاريا نيز موثر معرفي كرده بود. 100 سال پس از مقاله استون، يك پزشك
اسكاتلندي دريافت كه با استفاده از مادهاي كه از برگ درخت بيد بدست
ميآيد، عوارض ناشي از رماتيسم به طرز معجزه آسايي كاهش مييابد.
آسپيرين را چه كسي كشف كرد؟
فردريک باير (Fredrich Bayer) در سال 1825 بدنيا آمد. پدر او يک نساج و
رنگرز پارچه بود و طبق عادت آن زمان وی در ابتدا شغل و حرفه پدر را برای
کار انتخاب کرد و پس از مدتی فعاليت با پدر، در سال 1848 تشکيلاتی مشابه
برای خود راه اندازی کرد و در آن حرفه بسيار هم موفق شد.
تا قبل از 1856 برای رنگرزی از مواد رنگی طبيعی استفاده می شد اما با کشف
و صنعتی شدن ساخت رنگهای حاصل از مواد نفتی، باير که پتانسيل موجود در اين
کشف را بخوبی احساس کرده بود با کمک شخصی بنام فردريک وسکوت (Friedrich
Weskott) کمپانی Bayer را راه اندازی کرد.
باير در ماه می سال 1880 در گذشت و تا آن زمان کمپانی هنوز در فعاليت
رنگرزی مشغول بود، اما شرکت تصميم گرفت با استخدام تعدادی شيميدان نوآوری
هايی در اين صنعت بوجود آورد و اين اتفاق هم افتاد اما نه در صنعت رنگرزی.
هنگامی که فليکس هوفمن (Felix Hoffmann) در حال انجام آزمايش با يکسری از
ضايعات رنگی بود تا شايد بتواند دارويی برای درمان درد ناشی از بيماری
پدرش بدست آورد توانست به پودری دسترسی پيدا کند که امروزه شما آنرا به
نام آسپرين می شناسيد.
هوفمن آسپرین را کشف نکرد:
آسپرين چهل سال قبل توسط يک شيميدان فرانسوی کشف شده بود، اين شيميدان
بخوبی می دانست که پودر اسيد استيل ساليسيليک (acetylsalicylic acid)
دارای خاصيت شفا بخشی بسيار می باشد. در واقع بيش از 3500 سال بود که بشر
اين پودر را می شناخت چرا که در سال 1800 يک باستان شناس آلمانی که در مصر
تحقيق می کرد، با ترجمه يکی از پاپيروس های مصری متوجه شد که بيش از 877
نوع مواد دارويی برای مصارف مختلف در مصر باستان شناخته شده بود که يکی از
آنها همين پودر اسيد بود که برای برطرف کردن درد از آن استفاده می شد.
در برخی از شواهد و نوشته های ديگری که در يونان بدست آمده است نيز مشخص
شده که بشر حدود 400 سال پيش از ميلاد از شيره پوست درخت بيد برای درمان
تب و درد استفاده می کرده است. همچنين آنها هنگام زايمان زنان از اين ماده
برای کاهش درد استفاده می کردند. امروزه مشخص شده که ماده موجود در اين
شيره چيزی جز اسيد ساليسيليک نيست.
ثبت رسمی کشف آسپرین:
ماه مارچ 1899 کمپانی باير رسما" محصول خود بنام آسپرين را به ثبت رساند و
به دنبال آن در ساير کشورهای جهان نيز تحقيقاتی گسترده راجع به اين دارو
انجام گرفت بگونه ای که هنگام بازنشستگی هوفمن در سال 1928، آسپرين در
تمام دنيا شناخته شده بود.
سپس شيميدانان آلي بر آن شدند كه اين ماده را شناسايي و جداسازي كنند. و
پس از تلاش فراوان يك كربوكسيليك اسيد همراه با يك عامل فنلي را شناسايي
كردند و به مناسبت منبع آن كه درخت بيد يا سايدكس بوده آن را ساليسيليك
اسيد ناميدند كه فرمول آن مطابق زير است:
سنتز استيل ساليسيليک اسيد (آسپرين) :
بوسيله استيله کردن عامل OH در ساليسيليک اسيد براحتی ميتوان آسپرين تهيه
کرد. اين کار به روشهای متفاوتی امکان پذير است. يکی از اين روشها استفاده
از استيک انيدريد در محيط اسيدی مي باشد که با توجه
به نقش کاتاليستی اسيد معمولا در حضور استيک اسيد يا سولفوريک اسيد انجام مي شود.
روش مورد بحث ديگر استفاده از استيل کلريد در حضور پيريدين می باشد.
بخش عملی :
الف) سنتز آسپرين با استفاده از استيک انيدريد:
در يک ارلن 250 ميلی ليتری 2.5 گرم ساليسيليک اسيد را با 3.5ميلی ليتر
استيک انيدريد مخلوط کنيد و 3-2قطره سولفوريک اسيد غليظ به آن اضافه کنيد.
مخلوط واکنش را ضمن هم زدن در يک حمام آب به مدت 15 دقيقه در دمای 60 درجه
سانتيگراد حرارت دهيد. آن را سرد کرده و در يک بشر حاوی 38 ميلی ليتر آب
سرد همراه با هم زدن بريزيد. رسوب را با کمک قيف بوخنر صاف کرده و با آب
سرد بشوييد. پس از خشک کردن راندمان و نقطه ذوب را تعيين کنيد.
برای خالص سازی کامل می توان بر روی محصول در حلال بنزن تبلور مجدد انجام
داد. برای اين کار آب حلال مناسبی نمی باشد.هم چنين مي توانيم به منظور
خالص سازي آسپيرين 7.5ميلي ليتر اتانول را با 17 ميلي ليتر آب مخلوط ودر
حمام آب گرم حرارت دهيم تا دماي آن به 65 درجه برسد.سپس آسپيرين ناخالصي
را كه تهيه كرده ايم به اين مخلوط اضافه مي كنيم و آن را حل مي كنيم.محلول
را سرد كرده تا بلورهاي جديد تشكيل شود و با قيف بوخنر آن را صاف مي كنيم.
پس از تبلور مجدد راندمان و نقطه ذوب را محاسبه نموده و با مرحله قبل
مقايسه کنيد.
نكته1: ريختن آب براي تبديل انيدريك استيك به استيك اسيد انجام مي شود و
به اين ترتيب بلور حاصل مي شود.توجه به اين نكته لازم است كه اسيد
ساليسيليك در اسيد استيك حل مي شود بنابراين تغييري قابل مشاهده اي تا قبل
از ريختن آب انجام نمي شود.به اين ترتيب ريختن آب و توليد استيك اسيد كه
آسپيرين در آن حل نمي شود موجب تشكيل بلور خواهد شدو آسپيرين ناخالص رويت
مي شود.
نكته2: براي اطمينان از اينكه واكنش بين مواد موجود در ارلن انجام شده است
مي توانيم از FeCL3 استفاده كنيم.در صورتيكه واكنش بين محتويات ارلن انجام
شده باشد با اضافه كردن اين ماده رنگي مشاهده نمي شود ولي اگر واكنش انجام
نشده باشد پس از افزودن اين ماده كمپلكس بنفش رنگي مشاهده خواهد شد. علت
اصلي اين موضوع از بين رفتن گروه OHدر ماده اوليه است.
ب) سنتز آسپرين با استفاده از استيل کلريد:
در يک ارلن 250 ميلی ليتری 6 گرم ساليسيليک اسيد را در 5 ميلی ليتر
پيريدين حل کنيد. ارلن را در حمام يخ بگذاريد و 5 ميلی ليتر استيل کلريد
را از داخل يک قيف جدا کننده قطره قطره و همراه با بهم زدن شديد به محلول
داخل ارلن اضافه کنيد. پس از اتمام افزايش، مخلوط واکنش را در يک حمام آب
به مدت 5 دقيقه گرم کنيد و سپس سرد نمائيد. هنگام سرد کردن يک جسم نيمه
جامدی تشکيل می گردد که حدود 60 ميلی ليتر آب سرد و چند تکه يخ به آن
اضافه کنيدو مخلوط را به هم بزنيد. کريستالهارا با قيف بوخنرصاف کرده و با
آب سرد بشوييدو سپس خشك كنيد و نقطه ذوب و راندمان را محاسبه كرده و به
روش قبلي خالص كنيد.
• زلزله شانكسي (1556). مرگبارترين زلزله شناخته شده تاريخ در چين كه تلفات آن 830000 نفر تخمين زده شده است.
• زمين لرزه داور استریتس سال 1580 (1580).
• زلزله كاسكاديا(1700).
• زلزله هاي كامچاتكا (1737 و1952).
• زلزله ليسبون در سال 1755 /زلزله يسبون (1755).
• زلزله نيومادريد (1811) ويك زلزله ديگر (1812) كه هر دو درشهر كوچك ميسوري رخ دادند؛ اين زلزله به عنوان قوي ترين زلزله در آمريكاي شمالي گزارش شده و مسير رودخانه مي سي سي پي را موقتا تغيير داد.
• زمين لرزه فورت تجون (1857). بزرگي آن بيش از 8 درجه ريشتر تخمين زده شده واز آن بهعنوان قوي ترين زلزله تاريخ كاليفرنياي جنوبي ياد مي شود.
• زلزله لون ولي (1872). لرزه شناسان مي گويند كه شايد قوي تري زلزله اي باشد كه در كاليفرنيا اندازه گيري شده و بزرگي آن 1/8 درجه در مقياس ريشتر تخمين زده شده است.
• زمين لرزه چارلستون (1886). بزرگترين زلزله درجنوب شرقي ايالات متحده كه 100 نفرراكشت .
• زمين لرزه آسام در سال 1897 (1897). يك زلزله بزرگ با اندازه بيش از 8 ريشتر كه همه ساختمان ها را ويران كرد.
قرن بيستم
• زلزله سانفرانسيسكو در سال 1906/زلزله سانفرانسيسكو (1906). بين 7/7 و3/8 ريشتر بود و تقريبا 3000نفر را كشته و400ميليون دلار خسارت به بار آورد؛ ويرانگرترين زلزله تاريخ كاليفرنيا و ايالات متحده است .
• زمين لرزه گريت كانتو (1923). اين زلزله در جزيره هانشو در ژاپن رخ داد و بيش از 140000نفر را درتوكيو و اطراف آن كشت .
• زلزله ناپير (1931). 256 كشته.
• زلزله لانگ پيچ در سال 1933.
• زلزله آسام درسال 1950 (1950). زلزله به بزرگي 6/8 در]] آسام ]] هند.
• زلزله هاي كامچاتكا (1952 و1737).
• زمين لرزه گريت كرن كانتي (1952). اين زمين لرزه دومين ريززلزله (tremor) قدرتمند تاريخ كاليفرنياي جنوبي است كه مرکز اصلی آن در 60 مايلي شمال لس آنجلس قرار داشت. خسارات عمده آن در بيكرزفيلد كاليفرنيا بود و لس آنجلس را نيز تكان داد .
• كويك ليك (1959). يك درياچه را در مونتاناي جنوبي در ايالات متحده ايجاد كرد.
• زلزله گريت چيليان (1960). بزرگترين زلزله اي كه تاكنون ثبت شده؛ بزرگي آن 5/9 درجه در مقياس اندازه گشتاور مي باشد وباعث ايجاد سونامي هايي در سراسر اقيانوس آرام شد .
• زمين لرزه جمعه خوب (1964). درآلاسكا رخ داد و سومين زلزله بزرگ ثبت شده به اندازه M 2/9 است و باعث ايجاد سونامي هايي در سراسر اقيانوس آرام شد .
• زمين لرزه آنكاش در سال 1970 (1970). باعث رانش زمين شدوشهر يوگاي ، پرو را دفن كرد كه منجر به كشته شدن بيش از 40000نفر گرديد .
• زلزله سيلمار (1971) باعث آسيبهاي زياد و غير منتظره در پل هاي بزرگ راه ها وباندهاي هواپيما در سن فرناندو ولي شد، در نتيجه براي جلوگيري از ويراني آزادراه ها در زلزله بعدي كاليفرنيا (1989) براي اولين بار به مقاوم سازي اين ساختارها (با سرعت كم ) پرداختند.
• زلزله مانوگوا (1972) كه بيش از 10000نفر را كشته و%90از شهر را ويران كرد . اين زلزله در نيمه شب 23 دسامبر 1972 رخ داد.
• زمين لرزه فريول (1976) كه در 6 مي بيش از 2000نفر را در شمال ايتاليا به كام مرگ فروبرد .
• زلزله تانگشان (1976) مخرب ترين زمين لرزه عصر جديد است .آمار رسمي تلفات آن 255000نفر اعلام شد اما بسياري از كارشناسان معتقدند كه دويا سه برابر اين تعداد دراين زلزله كشته شده اند.
• گواتمالا(1976). منجر به مرگ 23000 نفر مصدوم شدن 77000نفر وويراني 25000 خانه شد .
• زلزله كوالينگا ،كاليفرنيا (1983). 5/6 درجه در مقياس ريشتر در قسمتي از گسل سن آندرياس. شش نفر كشته شدند مركز شهر گوالينگا ، كاليفرنيا ويران شد و ميدان هاي نفتي دچار آتش سوزي شدند.
• زلزله بزرگ مكزيك (1985) بيش از 65000 نفر را به كام مرگ فروبرد (هرچند گمان مي رود به دليل ناپديد شدن مردم بيش از 30000 نفر كشته شده باشند ).
• زلزله ويتيرنروز (1987) .
• زلزله لينناكان /زلزله ارمني (1988) .بيش از 25000 نفر كشته شدند.
• زمين لرزه لوماپريتا (1989) . به شدت سانتاكروز ،كاليفرنيا/ سانتاكروز ، سانفرانسيسكو واكلند ،كاليفرنيا دركاليفرنيا را تحت تاثير قرار داد. به اين زمين لرزه سري جهاني نيز مي گويند. این زلزله درست در زمان برگزاری سري جهاني (مسابقات جهانی گلف) رخ داد. این زلزله لزوم بازسازی ساختهر جاده ها و پل ها را آشکار ساخت.
• زلزله لندرز ،كاليفرنيا (1992) خسارت هاي جدي در شهر كوچك يوكاولي ، كاليفرنيا به بار آورد ودر10ايالت غربي ايالات متحده احساس شد . 3ساعت بعد يك ريز زلزله به بزرگي 4/6 رخ داد و در سراسر كاليفرنياي جنوبي احساس شد .
• زلزله نورتريج در سال 1994/زلزله نورثريج ، كاليفرنيا (1994). خسارت هاي وارده معايب مقاومت لرزشي در ساختار ساختمان هاي كم ارتفاع جديد را نشان مي داد.
• زلزله بزرگ هانشين (1995). بيش از 6400نفر را در كوبه و اطراف آن واقع در ژاپن قرباني گرفت .
• زلزله ايزميت در سال 1999 درتركيه ، زلزله ايزميت (1999 ) بيش از 17000 نفر را در شمال غربی ترکیه به کام مرگ فرستاد
• ]]هکتور ماین | زلزله هکتور ماین [[ (1999). يك زلزله 1/7 ريشتري كه مركز اصلي آن در 30 مايلي شرق بارستوف ، كاليفرنيا قرار داشت و به طور گسترده در كاليفرنيا و نوادا احساس شد.
• زلزله Duzce (19999) .
• زلزله چي چي (1999)
• زلزله باكو در سال 2000/ زلزله باكو (2000).
قرن بيست ويكم
• زلزله گجرات در سال 2001/ زلزله گجرات (2001).
• زلزله دودلي درسال 2002 /زلزله دودلي (2002
• زلزله نيسکوالي (2001)
• زلزله بم ، ايران سال 2002 # / زلزله بم (2003). بيش از 40000نفر گشته گزارش شدند.
• زلزله پارك فيلد / زلزله پارك فيلد ،كاليفرنيا (2004). اين زلزله بزرگ نبود (6درجه ) اما پيش بيني شده ترين ومجهزترين زمين لرزه اي بود كه تا كنون ثبت شده واحتمالاً نگرشي را ايجاد مي كند كه مي تواند براي پيش بيني زلزله هاي آينده درجاهاي ديگر با گسل هاي لغزشي – ضربه اي مشابه مفيد باشد.
• زلزله چوتسودرسال 2004/ زلزله چوتسو (2004) .
• زلزله اقيانوس هند در سال 2004/ زلزله اقيانوس هند.(2004). يكي از بزرگترين زلزله هايي است كه درتاريخ ثبت شده و مقدار گشتاوري آن 1/9 تا3/9 است . مركز اصلي آن در سواحل جزيره سوماترا در اندونزي بود ؛ اين زمين لرزه عظيم باعث به وجود آمدن مجموعه اي از سونامي هاي غول پيكر شد كه سواحل چند كشور را در نورديد و 229000نفررا به كام مرگ فرستادند. از اين زلزله به عنوان يكي از بدترين بلاياي طبيعي سياره زمين ياد مي شود.
• زلزله سال 2005 در سوماتران /زلزله سوماتران (2005).
• زلزله فاكووكا در سال 2005/ زلزله فاكووكا (2005).
• زلزله سال 2005 كشمير /زلزله كشمير (2005). بيش از 79000 نفر كشته شدند . عده بيشتري در خطر زمستان كشمير قرار داشتند. – نياز به بهنگام سازي دارد .
• زلزله درياچه تانگانيا (2005).
• زلزله جاوه در ماه مي سال 2006/ (2006).
• زلزله جاوه در جولاي 2006/ زلزله 7/7 درجه اي جاوه در جولاي 2006 كه باعث فعال شدن سونامي شد . (2006).
• زلزله 3/6 درجه اي جاوه در جولاي 2006 (2006).
• زلزله 6/6 درجه اي سلبس در جولاي 2006(2006).
• زلزله 9/5 درجه اي ميكواكان در آگوست 2006 (2006).
• زلزله 6درجه اي خليج مكزيكو درسپتامبر 2006(2006).
استادیوم : آزادی
پیراهن باشگاه :قرمز
شهر بزرگ و پرجمعیت تهران یكی از كانونهای اصلی فوتبال در آسیا به شمار می آید . مردم این شهر از پیر و جوان ، مرد و زن همواره طرفدار فوتبال هستند .
پرسپولیس یكی از تیمهای پایتخت است كه هواداران زیادی در اقصی نقاط ایران دارد .
باشگاه شاهین
شاهین باشگاهی بود كه در سال 1321 به دست معلمی به نام دكتر عباس اكرامی و با همكاری و همراهی گروهی از بهترین جوانان كشور كه عمدتا دانشجو بودند بنا نهاده شد و مفاخر بزرگی چون امیر مسعود برومند، امیر عراقی ، مرحوم پرویز دهداری ، حسینعلی كلانی ، جعفر كاشانی ، همایون بهزادی ، حمید شیرزادگان و … را تربیت كرده و به جامعه فوتبال ایران تقدیم نمود .
شاهین دارای 402 تیم جوان با 62 شعبه در سطح كشور بود كه دكتر اكرامی این تیم را بر پایه 3 اصل ( اخلاق- تحصیل و علم و ورزش ) استوار ساخته بود .
شاهین در آن روزگار تنها دفتری در ورزشگاه امجدیه ( شیرودی فعلی ) بود كه بازیكنانش برای تعلیم در آنجا گرد هم می آمدند . این باشگاه برای اولین بار آموزش فوتبال را به صورت كتابی و از روی اصول شروع كرد و نخستین جزوه آموزشی را كه در برگیرنده اصول ورزش فوتبال بود و با استفاده از منابع جهانی تهیه و تنظیم گشته بود ، جهت یادگیری در اختیار اعضای خود قرار داد . این تیم به جهت سیستم و قدرت عجیبی كه بازیكنانش در كار حمله داشتند ، به ندرت اجازه می داد حریفانش ( حتی بزرگترینشان ) خود را از شكست نجات دهند . لیكن بی درایتی و عدم دور اندیشی مدیران وقت باشگاه و كج سلیقگی و انفعال دستگاه ورزش وقت كشور دست به دست هم داد و باعث شد به دلیل پاره ای مسائل بعد از بازی این تیم با تهرانجوان در هفته دهم در تاریخ 16/4/1349 این باشگاه منحل گردد .
در این بازی ناظم گنجاپور با وارد كردن سه گل در دقایق 61 – 68 و 75 به دروازه تهرانجوان این افتخار را بدست آورد كه تمام كننده كتاب پیروزی های شاهین برای همیشه باشد .
آن روز شاهین در هفته دهم بازیها با 18 امتیاز از10 بازی در ردیف دوم بود. این بازی ، آخرین بازی شاهین بود در حالی كه در این فصل 3 هفته از بازی های این تیم مقابل شهربانی ، دیهیم وتاج باقی مانده بود . ناگهان با اطلاعیه رسمی سازمان تربیت بدنی از تاریخ 20/4/1346 شاهین منحل گردید . پس از انحلال شاهین بازیكنان آن همچنان یكپارچگی خود را حفظ كردند و حدود یك سال محرومیت را با ادامه بازی ها و تمرینات خود در زمین های خاكی سپری نمودند تا این كه باشگاه های مطرح آن روز ، در صدد جذب این جوانان بی رقیب بر آمدند و از آن جمله باشگاه پاس خواهان كاشانی – كلانی و همایون بهزادی بود و بعضی از باشگاه های دیگر هم بقیه آنان را مد نظر قرار داده بودند .
لذا شاهینی ها به تكاپو افتادند تا از تفرق و پراكندگی مجموعه خود جلوگیری به عمل آورند ( از آن جمله مرحوم پرویز دهداری را می توان نام برد ) و بر آن شدند تا این مجموعه را در باشگاه پرسپولیس گرد هم آورند .
اما پرسپولیس
پرسپولیس باشگاهی بود كه در سال 1342 به دست "علی عبده " بنا شده بود و در آن رشته هایبولینگ ، والیبال و بسكتبال فعال بود .
عبده از آمریكا به ایران آمده بود و درجامعه ورزشی آمریكا در رشته بوكس صاحب عنوان قهرمانی بود . ( بابا بوكسور ) عبده مدت ها اندیشه ایجاد تیم فوتبال پرسپولیس رابا خودداشت و تیم فوتبالی رانیز ایجاد كرده بود كه تیمی ضعیف در رده دوم باشگاه های كشور محسوب می شد و از اعضای محبوب و ماندگار آن می توان محمود خوردبین را نام برد .
پس از انحلال شاهین با درایت امیر مسعود برومند و رایزنی های مرحوم دهداری چند تن از بازیكنان قبلی شاهین در تركیب تیم دسته دومی پرسپولیس قرار گرفته و ترتیب یك مسابقه با تیم جم آبادان ( كه در آن زمان تیم صاحب نامی بود ) را دادند و پس از آن تمامی اعضای شاهین به پرسپولیس پیوستند و محبوبیت شاهین بلند پرواز را به پرسپولیس هدیه نمودند .
پرسپولیس بهار خود را در آغازین روزهای سال 1347 با مربیگری دهداری ( كاپیتان پیشین شاهین ) و سرپرستی دكتر برومند آغاز كرد. مطابق مقررات این تیم می بایست كار خود رادر فوتبال ، از دسته سوم و یا حداكثر از دسته دوم باشگاه ها شروع كند ، اما انحلال چند تیم در این زمان باعث گردید تا به جای مسابقات لیگ ، یكسری مسابقات رده بندی در سطح باشگاه های پایتخت برگزار شود در آن مسابقات 4 تیم پرسپولیس ، تاج ، عقاب و پاس سرگروه گردیدند .
از آن پس پرسپولیس رسما وارد مسابقات باشگاهی ایران گردید. این تیم در سال 1347 قدرت نمایی كرد و تمام رقیبان را پشت سرگذاشت و به عنوان قهرمان باشگاه های تهران جهت شركت در مسابقات آسیایی تایلند عازم بانكوك گردید.
در سال 1348 كارخانه ایران ناسیونال كه با مدیریت خیامی ( از طرفداران تیم شاهین ) تازه تاسیس گردیده بود و تیم فوتبال ضعیفی هم داشت ( علی پروین هم از جمله بازیكنان این تیم بود )
در این زمان ( 1348 ) فكر تبلیغ محصول این شركت (پیكان ) با استفاده از محبوبیت تیم شاهین ، خیامی را بر آن داشت تا مذاكراتی با چند تن از شاهینی های سابق انجام داده و آنان را به تیم پیكان دعوت نماید.
با رفتن آنها افراد باقی مانده نیز راهی جز پیوستن به آنها ندیدند . لذا تمامی بازیكنان شاهین ( به جز عزیز اصلی – دروازه بان شاهین ) به پیكان مهاجرت كردند و در این سال عنوان قهرمانی باشگاه های ایران را از آن پیكان نمودند و در همین سال پیكان به جای تیم ملی در تورنمنت جام دوستی نیز شركت كرده و در بین 5 تیم مقام نخست را از آن خود كرد.
لازم به ذكر است كه در این زمان پیكان در برابر پرسپولیس با تك گل علی پروین و با نتیجه یك بر صفر پرسپولیس را شكست داد .
پرسپولیس در غیاب شاهینی ها با تصاحب 12 امتیاز در رده یازدهم قرار گرفتند . حضور در پیكان بیشتر از 1 سال به طول نیانجامید و مجددا بازیكنان در سال 1349 به خانه خود برگشتند و قهرمانی اولین دوره لیگ تخت جمشید در سال 1350 را از آن خود كردند . پرسپولیس در 5 دوره برگزاری لیگ تخت جمشید با كسب دو قهرمانی ( لیگ اول و سوم ) و سه نائب قهرمانی به عنوان پرافتخارترین باشگاه كشور شناخته شد .
با وقوع انقلاب اسلامی این تیم دچار بحران نفرات گردید و بازیكنانش بكلی عوض شدند و تعداد بسیار اندكی از بازیكنان قدیمی باقی ماندند. لیكن برگزاری مسابقات جام شهید اسمندی در سال 1358 و دیگر مسابقات باعث گردید تا بازیكنان مستعد و جوان كشور نگذارند این باشگاه بلند آوازه از رونق بیفتد .
باشگاه پرسپولیس در سال 1365 تحت پوشش بنیاد مستضعفان و جانبازان قرار گرفت و نام آن به ( آزادی ) تغییر یافت . اما پس از مدت زمان اندكی بنیاد ازاداره این باشگاه خودداری كرد و در این زمان با توجه به موقعیت این باشگاه ، سازمان تربیت بدنی خود اداره آن را برعهده گرفت و نامش را نیز به ( پیروزی ) تغییر دادند كه تاكنون نیز با همین نام در میادین ورزشی حضور می یابد .
البته این تیم برای هواداران پرشمار این تیم همان پرسپولیس است .
لازم به ذكر است طبق لیستی كه از سوی كنفدراسیون فوتبال آسیا در سال 1999 میلادی منتشر شد ، پرسپولیس به عنوان پرطرفدارترین تیم آسیا انتخاب شد .
دالیان چین و الهلال عربستان هم در مكان های بعدی قرار گرفتند . از جمله ستارگان تیم می توان به پروین ، كاشانی ، امیرآصفی ، بهزادی ، كلانی ، ایرانپاك ، اصلی ، آشتیانی ، درخشان ، پنجعلی ، عاشوری ، محمدخانی ، پیوس ، كرمانی مقام ، محرمی ، عبدی ، عابدزاده ، مایلی كهن ، دادكان ، كارگر، سبزی ، فتح آبادی ، انصاریفر و مرحوم شاهرخی اشاره نمود .
انصاریان ، رهبری فر ، فنایی ، شاهرودی و هاشمی نسب هم از بازیكنان مشهورومعروف دهه اخیر به شمار می آیند.
اینك آشتیانی به عنوان سرپرست تیم ، كاشانی و دادكان در هیئت مدیره باشگاه ، مشغول به كار هستند .
در سالهای گذشته خوردبین سرپرست و پروین سرمربی تیم بودند .
اینك تیم پرسپولیس با جذب نفراتی چون دایی ، كاویانپور، میناوند، باقری و كاظمیان ( كه همگی درخارج از كشور بازی كرده اند) و رهبری بگوویچ كروات، از مدعیان قهرمانی لیگ برتر محسوب می گردد.
مهدوی كیا و كریمی دو ستاره این باشگاه بودند كه اكنون درآلمان وامارات می درخشند .
گفتنی است جامهای قهرمانی اولین دوره مسابقات جام در جام باشگاههای آسیا و اولین دوره لیگ برتر باشگاههای كشور در كلكسیون افتخارات باشگاه دیده می شود . درحال حاضر پرسپولیس پر افتخارترین تیم ایران است .
![]()
![]()



