سمینار علمی با موضوع"Phytosteroids of dichloromethane extract of Ornithogalum cuspidatum Bertol" ارائه شده توسط دوست عزیزم جناب آقای احسان نظیفی دانشجوی کارشناسی ارشد زیست شناسی گرایش فیزیولوژی گیاهی دانشگاه تبریز.
دانلود فایل پاورپوینت (Mb ۶)
راهنمایی:درصفحه جدید در انتهای صفحه گزینه click hereرا بزنید

اي كاش روزهاي " غفلت " ما از شبهاي " غيبت " شما طولانيتر نبود.
وقتی تو بیایی بزرگترین جشن عالم برپا می شود.
با تومي گويم،
ازتومي پرسم ،
چرا هيچ ازحج بازگشته اي, پيغام تو را براي ما نمي آورد ؟
چرا مردم وقتي به هم مي رسند, نمي پرسند: تازگي ها از مولا چه خبر؟
چرا هيچ كس براي آمدنت نذر نمي كند؟
چرا دعاهايمان هم از نام تو خالي شده است؟
چرا بودنت را باور نكرده ايم؟
چرا وقتي به شهر ما مي آيي, آمدنت را حس نمي كنيم؟
چرا نيامدنت را با نبودن يكي مي گيريم؟
چرا چشمهايمان چنان آلوده گناه شد كه شايستگي ديدارت را از كف داديم؟
چرا زبانهايمان چنان با دروغ پيوند خورد كه ديگر نتوانستيم با تو هم سخن شويم؟
چرا شرمنده نگاهت از همين نزديكي ها نيستيم؟
چرا صداي گامهاي تو را كه نزديك مي شوي نمي شنويم؟
اين نواي اوست كه در كنار خانه توحيد ، در لباس ناشناس ربّ البيت را مي خواند و درخواست مي كند كه :
« اللهّم اَنجِزلي ما وَعَدتَني »
« خدايا آنچه را كه به من وعده نمودي ، برسان »
بياييم با پيمان ولايت به آستان مدارش ، دست بيعت را بسويش دراز كنيم و با مدد خواهي از حضرت حقّ ، زنگارهاي پليدي را از جان خويش بزداييم و قلب و جان را به نيوشيدن كلمات گهربار او و پدران پاكش صفا بخشيم و هر صبح و شام فرج حضرتش را از خداي متعال مسئلت كنيم و هميشه اين دعا را از صميم جان زمزمه كنيم كه :
« اللهّم عجّل لوليّك الفرج »
« بارالها در فرج و گشايش براي وليّت شتاب كن
به بهانه انتظار تو ...
هيچ آرزو كردهايد كاش برميگشتيم به روزگاري كه ديوارها كوتاهتر بود و درهاي خانهها اين همه قفل و بست نداشت و پنجرهها با اين همه نرده و حفاظ پوشانده نشده بود؟
به زمانهاي كه سخن گفتن روزمره را نيازي به سوگند خوردن نبود، چرا كه جز راست چيزي بر زبان نميآمد...
به زمانهاي كه اگر چرخ زندگيات خوب نميچرخيد، همسايهها هم احساس ميكردند كه نانِ خوش از گلويشان پايين نميرود.
راستی چرا آن صفا و صميميت از کوچه ها و خيابان های ما پر کشيد و رفت ؟ چرا از درد و رنج هم بی خبريم ؟ چرا به يکديگر به ديده شک و ترديد می نگريم ؟
شايد علتش نوع زندگی هامان باشد که ما را اين چنين از دوستی ، مهر ، فروتنی و صفا دور کرده است.
شايد اگر مثل قديمی ها ، هر شب جمعه به قبرستان کوچکی که کمی آن طرف تر ا ز خانه بود ، سر می زديم و نگاهمان به سنگ های قبری می افتاد که با صاحبان آشنايش خاطره ها داشتيم ، ديگر يادمان می ماند که رفتنی هستيم و نبايد دل به اين دنيای ناپايدار بست و به خاطرش دلی را آزرد.
شايد هم تقصير آسمان است كه با اين همه دود و سياهي، جلوي چشم ما را ميگيرد و نميگذارد كه هر شب، چشم به هزاران هزار ستارهي آن سقف بلند بيندازيم و شب به شب اين حقارت و كوچكي را از خود دور كنيم تا فردا صبح، رفتارمان با دوستانمان با همسايهي ديوار به ديوارمان و حتي با پدر و مادرمان، خداوار و اربابگونه نباشد...!
... غباري كه بر روزهاي انتظار مينشيند، رنگ كهنگي بر سوالاتم ميزند و سرگشتگي مرا در ميان آنها بيشتر ميكند كه براستي آيا ما وارث آن دلهاي پاكي هستيم كه سختترين بيماريها را به مدد يك دعاي خالصانه در كنار ضريحي مقدس به شفا مبدل ميكرد؟
آيا ما ادامهي آدمهاي نابي هستيم كه روزهاي جمعه، عاشقانه انتظار او را ميكشيدند و با اسبي آماده و زين كرده، براه ميافتادند به سوي دروازه شهر، تا نشاني باشد از اينكه ميدانيم موعود ميآيد و ما به انتظار او حتي مركباش را هم با خود آوردهايم.
آيا می شود دوباره برگرديم به صفا و خلوص آن روزگار ؟
”ماشين“، ”رايانه“ و " بزرگراه " مانع نيست. آنچه مانع است چشمهايي است كه به گناه آلوده شده و زبانهايي است كه به دروغ عادت كردهاند. گوشهايي است كه غيبت و تهمت شنيدهاند و دلهايي است كه انديشههاي غيرخدايي، تيره و سياهش ساخته...
کمر همت بايد بست. بايد آغاز کنيم. چه بهتر که از او که امام زمانمان است ، ياری بگيريم. او هم ، صفا و پاکی را می پسندد نه ريا و نفاق را. مثل قديمی ها باشيم که او را حاضر و ناظر خويش ، می ديدند و مطمئن بودند که هفته ای يکبار کارنامه اعمالشان در حضورش گشوده می شود و دغدغه خاطرشان ، آن بود که نکند رفتارشان بر چهره او اخمی بنشاند يا اشکی از ديدگان خدابينش جاری کند.
اما گويي در اين روزگار حيرت، ندايي راز آلود ما را به خود ميخواند:
”ما در رعايت حال شما كوتاهي نکرده و ياد شما را از خاطر نمی بريم...“
زمان تغيير را به تاخير نيندازيم. از همين لحظه...
با يك خطا كمتر و يك نيكي بيشتر...
« اللهم ارني الطلعه الرشيده و الغره الحميده، واكحُل ناظِري بنظره مِني اليَه، و عَجل فرجه »
می دانم آدينه ای خواهی آمد
که سحرگاهانش سوای همه روزهاست
خورشيد شادمانه ترين طلوعش را خواهد کرد
و دنيا رنگ ديگری خواهد گرفت
چهار فصل يکی خواهند شد و در پيکر بهار به تو خوشامد خواهند گفت
و جهان دوباره طعم محبت و دوستی خواهد چشيد
تو خواهی آمد
و تشنگی قرنها را فرو خواهی نشاند
به ما نگفتند ....
راستش را به ما نگفتند ، يا لااقل همه راست را به ما نگفتند.
گفتند : تو که بيايي خون به پا می کنی . جوی خون به راه می اندازی و از کشته ، پشته می سازی و ما را از ظهور تو ترساندند.
درست مثل اينکه حادثه ای به شيرينی تولد را کتمان کنند و تنها از درد زادن بگويند.
ما از همان کودکی ، تو را دوست داشتيم. با همه فطرتمان به تو عشق می ورزيديم و با همه وجودمان بی تاب آمدنت بوديم.
عشق تو با سرشت ما عجين شده بود و آمدنت ، طبيعی ترين و شيرين ترين نيازمان بود.
اما ... اما کسی که به ما نگفت که چه گلستانی می شود جهان وقتی تو بيايي.
همه پيش از آنکه نگاه مهر کشسر و دست های عاطفه تو را توصيف کنند ، شمشير تو را نشانمان دادند.
آری ، برای اينکه گلها و نهالها رشد کنند ، بايد علف های هرز را وجين کرد و اين جز با داسی برنده و سهمگين ، ممکن نيست.
آری ، برای اينکه مظلومان تاريخ ، نفسی به راحتی بکشند ، بايد پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاک ماليد و نسلشان را از روی زمين برچيد.
آری ، برای اينکه عدالت بر کرسی بنشيند ، هر چه سريؤ ستم آلود سلطنت را بايد واژگون کرد و به دست نابودی سپرد.
و اينها همه ، همان معجزه ای است که تنها از دست تو بر می آيد و تنها با دست تو محقق می شود.
اما مگر نه اينکه اينها همه مقدمه است برای رسيدن به بهشتی که تو بانی آنی.
آن بهشت را کسی برای ما ترسيم نکرد. کسی به ما نگفت که آن ساحل اميد که در پس اين دريای خون نشسته است ، چگونه ساحلی است ؟ !
پرندگان در آشيانه های خود جشن می گيرند و ماهيان دريآها شادمان می شوند و چشمه ساران می جوشند و زمين چندين برابر محصول خويش را عرضه می کند !
به ما نگفتند که وقتی تو بيايي :
دل های بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می کنی و عدالت بر همه جا دامن می گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ريشه کن می کند و خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد و طوق ذلت و بردگی را از گردن خلايق بر می دارد.
به ما نگفتند که وقتی تو بيايي :
ساکنان زمين و آسمان به تو عشق می ورزند. آسمان بارانش را فرو می فرستد. زمين ، گياهان خود را می روياند ... و زندگان آرزو می کنند که کاش مردگانشان زنده بودند و عدل و آرامش حقيقی را می ديدند. و می ديدند که خداوند چگونه برکاتش را بر اهل زمين می فرستد.
به ما نگفتند وقتی تو بيايي :
همه امت به آغوش تو پناه می آورند ، همانند زنبوران عسل به ملکه خويش ، و تو عدالت را آنچنان که بايأ و شايأ در پهنه جهان می گستری و خفته ای را بيدار نمی کنی و خونی را نمی ريزی .
به ما نگفته بودند که وقتی تو بيايي :
رفاه و آسايش می آيد که نظير آن پيش از اين نيامده است. مال و ثروت آنچنان وفور می يابد که هر که نزد تو بيايد ، فوق تصورش دريافت می کند.
به ما نگفتند که وقتی تو بيايي :
اموال را چون سيل ، جاری می کنی و بخشش های کلان خويش را هرگز شماره نمی کنی.
به ما نگفتند که وقتی تو بيايي :
هيچ کس فقير نمی ماند و مردم برای صدقه دادن به دنبال نيازمند می گردند و پيدا نمی کنند.
مال را به هر که عرضه می کنند، می گويد : بی نيازم .
ای محبوب ازلی و ای معشوق آسمانی !
ما بی آنکه مختصات آن بهشت موعود را بدانيم و مدينه فاضله حضور تو را بشناسيم تو را دوست می داشتيم و به تو عشق می ورزيديم.
که عشق تو با سرشت ها عجين شده بود و امدنت طبيعی ترين و شيرين ترين نيازمان بود.
ظهور تو بی ترديد بزرگترين جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خير خواهد کرد.
کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد
هر که اقرار بدين حسن خدا داد نکرد
تاریخچه :
در سال 1906 ، اولین سونار غیر فعال جهت شناسایی توده های یخ توسط لوییس نیکسون اختراع گردید . در جنگ جهانی اول به علت نیاز به شناسایی اهداف دریایی تمایل به استفاده از سونار افزایش یافت . پاول دانکوین فرانسوی به همراه کنستانتین چلوسکی روس موفق به اختراع اولین سونار فعال در سال 1915 شدند . اگرچه مبدل های پیزوالکتریک نسبت به این سونار ترجیح داده شدند ، اما در جای خود این نوع سونارها آینده روشنی را در علم رادار شناسی باز کردند .
در سال 1916 زیر نظر بخش تحقیقاتی و اختراعات ناوگان دریایی بریتانیا ، رابرت بویل ( فیزیکدان کانادایی) ، پروژه ای را بر عهده گرفت و با تشکیل کمیته تحقیقاتی تشخیص ضدزیر دریایی ( یا زیردریایی )
or alied)) submarine detection investigation committee ) موفق به ساخت نمونه آزمایشی شدند که با نام مخفف ASDIC شناخته می شود .
درسال 1918 انگلیس و ایالات متحده متفقا موفق به ساخت سیستم های مجهز به سونارفعال گشتند ، ودرسال 1923 تولید این نوع سیستم ها به طور رسمی آغاز گشت . تکنیک تشخیص نابودگرهای سیستم هایی که مجهز به تکنیک ASDIC بودند در سال 1922 ساخته شد .
پس از جنگ جهانی دوم ناوگان آمریکا اقدام به تولید کشتی ها و زیر دریایی های که دارای فناوری معروف به ماهی کوچک بودند ، کرد .
سونار فعال
http://www.hamkelasy.com/images/stories/sonar_02.jpg
سونار فعال با ایجاد پالس های صوتی (معروف به پینگ) ، وسپس گوش دادن به پالس بازگشتی عمل میکند . برای تشخیص فاصله از هدف ، شخص می تواند مدت زمان بین دریافت و ارسال پالس را اندازه گیری کند. برای اندازه گیری جهت و راستای هدف می توان از هیدروفونیک های متعدد (hydrofonic) استفاده کرده ، و سپس زمان دریافت پالس توسط هر یک از این هیدروفون ها را اندازه گرفت ، و با مقایسه این زمان ها به راحتی می توان جهت و راستای هدف را تعیین نمود .
http://www.hamkelasy.com/images/stories/sonar_03.jpg
پالس ارسالی ممکن است دارای فرکانس ثابت بوده یا دارای چهچهه ای (chirp ) از تغییرات فرکانس حامل باشد . درحالت دوم ما شاهد تغییر نامطلوب در بسامد حامل موج پیوسته هستیم . و میتوان از روش فشرده سازی برای دست یابی به سیگنالی با باند باریک و عاری از فرکانس های نامطلوب استفاده کرد . درعمل هنگامی که سیگنال ما از نوع چهچهه ای است مدت زمان دریافت سیگنال افزایش میابد . در نتیجه ما سیگنال دریافتی را با انرژی کمتری نسبت به زمانی که سیگنال ما دارای یک فرکانس بود دریافت می کنیم . در حالت کلی رابطه بین فرکانس و مسافت بدین صورت است که برای مسافت های طولانی از فرکانس های ضعیف تری استفاده می شود .
در یکی از موارد کاربردی ما از این سونار به عنوان چراغ قوه استفاده می کنیم . از یکی از نقاط زیر زیردریایی یا کشتی سنسور به درون آب فرستاده شده و می تواند فواصل خواسته شده را اندازه گیری کند .یگی دیگر از کاربردهای سونار فعال در شناسایی توده ماهیهای درون آب است . یکی دیگر از کاربردهای سونار فعال درعملیات نظامی می باشد و این سونار قادر به ایجاد یک تصویر سه بعدی با وضوح بالا ازمحیط اطراف سونار می باشد .با این وجود از این نوع سونار در عملیات جاسوسی مورد استفاده قرار نمی گیرد .درادامه کاربردهای این نوع سونار را به طور دقیق تر مورد بررسی قرار می دهیم .
از سونار فعال می توان در اندازه گیری عمق دریا استفاده کرد ، که این عملکرد معروف به عمق سنجی آکوستیکی ( echo sounding) است .
از سونارهای فعال معمولا در اندازه گیری مسافت بین دو پاسخگر (transponder ) استفاده میگردد . پاسخ گر وسیله ای است که قادر به دریافت و ارسال پالس های نوع اول ( فرکانس ثابت ) می باشد . ونیز هنگامیکه این پاسخ گر پالسی را دریافت می کند بسته به میزان انرژی پالس دریافتی از خود عکس العمل نشان میدهد . برای اندازه گیری مسافت یکی از پاسخ گرها اقدام به تولید پالس می کند سپس به اندازه گیری مدت زمان ارسال به پاسخگر دیگر و دریافت پالس می پردازد .حال کافی است تنها سرعت صوت ( پالس ارسالی ) را درون آب بدانیم . یعنی در اینجا مدت زمان طی مسافت بین دو پاسخگر اندازه گرفته شده و در سرعت پالس در آب ضرب می کنیم تا مسافت بین دو پاسخگر بدست آید . با بکارگیری پاسخگرهای متعدد ما قادر به شناسایی نسبی موقعیت های اجسام ثابت و متحرک درون آب هستیم .
آنالیز داده های سونار فعال :
http://www.hamkelasy.com/images/stories/sonar_04.jpg
داده های کسب شده توسط سونار فعال با اندازه گیری صوت مشخص شده ، برای یک پریود زمانی کوچک پس از ارسال پینگ ، بدست می آید . مسافتی که پالس تا کف دریا یا هر جسمی که دارای خاصیت بازتابش آکوستیکی ( acoustic reflection) است می تواند با اندازه گیری زمان سپری شده بین ارسال پالس و تشخیص هدف انجام می گیرد . سایر ویرگی هایی راکه می توان از شکل پالس بازگشتی دریافت کرد به صورت زیر است :
1.در هنگام ارسال پالس به کف دریا یا اقیانوس ، برخی از پالس های بازگشتی با برخورد به فصل مشترک بین آب دریا و محیط خارج از آب مجددا بازتاب پیدا می کنند و برای دومین بار ازکف دریا بازتابیده می شوند . این امواج بازگشتی حامل اطلاعاتی است که بیانگر میزان خاصیت آکوستیکی آن ناحیه ازکف دریا می باشد .
2.بسته به میزان ناهمواری کف دریا ما شاهد زمان های متفاوتی از بازکشت پالس ارسالی خواهیم بود . برای زمانی که کف دریا صاف است ، اغلب موج های بازگشتی در یک مسیر باز تابیده میشوند در نتیجه ما شاهد اطلاعاتی حاکی از وجود گیاهان نوک تیز (sharp spike ) درکف دریا هستیم . برای سطوح با ناهمواری بیشتر موج های بازگشتی گستره وسیع تری را به خود اختصاص میدهند ، و بعضی از پالس های بازگشتی پس از چند بازتابش که ناشی از ناهمواری سطح کف دریا میباشد به سونار بازمیگردند .درنتیجه کاهش میزان گیاهان نوکتیز در داده ها بیانگر سطح ناصاف کف دریا می باشد .
سونار وحیوانات دریایی :
بعضی از حیوانات دریایی نظیر وال ها و دلفین ها ، از سیستمی مشابه سیستم سونار ( پژواک مکانی ) جهت شناسایی دشمنان و نیز شکارها ی خود استفاده می کنند . اما خطر اینکه فعالیت سونار سبب تداخل و اغتشاش در مسیریابی حیوانات میشود وجود دارد ، وشاید از تغذیه مناسب و جفت گیری آنها جلوگیری کند . گزارش اخیر منتشر شده در ژورنال nature بیانگر تاثیر عملکرد نظامی سیستم های سونار در بیماری ودر نتیجه به ساحل آمدن وال ها بود . سونار های فعال که از ارسال پالس برای شناسایی اهداف خود استفاده می کنند به طور غیر مستقیم حیات حیوانات دریایی را به خطر می اندازند ، اگرچه تحقیقات علمی مجموعه ای از این عوامل را موثر می داند . در سال 2000 ، آزمایشی در ناوگان آمریکا با استفاده از فرستنده ای با قدرت 230db ودر فرکانس بین 3-7 khz بر روی 16 وال ها انجام گرفت که منجر به مرگ 7 وال گردید . با این وجود در صورتی که قدرت پالس های ارسالی کم باشد خطری حیات پستانداران دریایی را تهدید نمی کند .
سونار غیر فعال :
در این نوع سونار ها تنها عمل گوش دادن (و عدم ارسال پالس ) انجام می شود . ازکاربردهای مهم این سونار می توان به عملیات جاسوسی که از این سونار بهره می برند اشاره کرد .
سرعت صوت :
عملکرد سونار وابسته به سرعت صوت می باشد . سرعت صوت در آب های شیرین آهسته تر از سرعت صوت در آب دریا می باشد . در تمامی آب ها سرعت صوت وابسته به چگالی آب می باشد . چگالی وابسته به پارامترهایی نظیردما واملاح آب ( معمولا میزان شوری آب ) و فشار میباشد . سرعت صوت به طور تقریبی برابراست با :
که از رابطه بالا جهت فرآیندهایی از قبیل تغلیظ آب و تعیین عمق آب استفاده می شود . دمای آب متناسب با عمق آب از سطح دریا تغییر می کند . اما در عمق 30 تا 100 متری از سطح دریا شاهد تغییرات قابل توجهی هستیم . که به این محدوده دما شیب (themocline) گفته می شود که حد واسطی بین آب گرم تر و آب سردتر است که امواج صدا در این ناحیه طوری خم می شوند که زیر دریایی ها می توانند با پنهان شن در زیر این ناحیه از آشکارشدن بگریزند .
دما شیب مکن است در آبهای سطحی نزدیک ساحل نیز وجود داشته باشد که ما از منظور کردن آن صرف نظر میکنیم .
فشار آب اغلب بر نحوه انتشار صوت اثرگذار است . افزایش فشار باعث افزایش چگالی شده که در نتیجه شاهد افزایش سرعت صوت می باشیم . افزایش سرعت صوت منجر به منکسر شدن آن در برخورد با محیط دیگر می شود .که به آن قانون شکست اسنل گوییم .
امواج صوتی که در جهت پایین به سمت کف اقیانوس تابانده شده بودند به صورت قوس هایی که وابسته به فشار آب میباشند به طرف سطح آب بازتابیده می شوند . اقیانوس باید لا اقل دارای عمق 6000 فوتی باشند یا اینکه امواج به جای اینکه انکسار یابند به طرف بالا پژواک شوند . تحت این شرایط امواج در محدوده ای نزدیک سطح دریا فوکوس میشوند و مجددا به طرف پایین انکسار می یا بند ( به صورت قوس ) هر یک از این قوس ها با نام ناحیه همگرایی ( convergence zone) شناخته می شود . قطر نا حیه همگرایی بسته به دمای آب و میزان املاح آب می باشد .
برای مثال در آتلانتیک شمالی قطر ناحیه همگرایی که به فصل ندازه گیری وابسته بود و به صورت دایره های متحدالمرکز شناخته می شد برابر 33 مایل به دست آمد . در ضمن امواج شناسایی شده در صورتی که دارای خط مستقیم بودند مسافت کمی را به خود اختصاص ددند اما در حالت دوم در فواصل بیش از 100 مایلی قابل شناسایی بودند . با توجه به عواملی از قبیل مسافت دما و موانع راه سیگنال دریافت شده توسط گیرنده دارای انرژی بسیار ضعیف تری نسبت به حالت اولیه بودند که این مشکل با استفاده از سونار های دقیق حل شد .
شناسایی منبع صدا :
سونارهای نظامی زا راه های متعددی برای شناسایی منبع صوت استفاده می کنند . برای مثال ناوگان ایالات متحده از سیستم هایی که با جریان متناوب 60hz کار می کنند بهره می برد . در صورتی که ارسال کننده ها بر روی بدنه کشتی و با ایزولاسیون کامل سوار شده باشند یا اینکه در آب شناور شده باشند یک صوت با فرکانس 60 hz می توان از ژنراتورهای زیردریایی جهت کمک به تعیین اشیاء که اطراف زیردریایی هستند ساتع شوند . به طور قرار دادی اکثر زیردریایی های اروپا از فرکانس 50hz جهت توان سیستم های خود استفاده می کنند . نویز های ادواری نظیر پیچ ها یا تکان هایی که در زیردریایی هنگام افتادن در آب می کنند نیز برای سونار نیز قابل شناسایی است .
سیستم های سونار غیر فعال دارای اطلاعات بسیار مفیدی برای رادار هستند . با این وجود اغلب طبقه بندی های انجام شده به طور دستی و توسط اپراتور انجام می پذیرد . سیستم های کامپیوتری مکررا از اطلاعات پایه جهت تشخیص طبقه بندی کشتی ها سرعت کشتی نوع سلاح استفاده شده و حتی کشتی های خاص استفاده می کنند . داده های طبقه بندی شده مرتبا توسط ناوبر به روز میشود تا اشتباهی در دریافت اطلاعات رخ ندهد
نویز :
سیستم های سونار غیر فعال به علت اغتشاشی که توسط وسیله نقلیه ایجاد می شود دارای محدودیت های بسیار هستند . به این دلیل اغلب زیر دریایی ها دارای واکنش پذیری هسته ای هستند که در نتیجه بدون استفاده از پمپاژها به راحتی می توانند سرد شوند و از انتقال دهنده های گرمای بی صدا یا استفاده از سوخت های فسیلی یا استفاده از باتری هایی که در تمامی حالات می توانند به طور بی صدا به فعالیت بپردازند استفاده کنند . وسایل انتقال دهنده مناسب با کمترین نویز ساتع شده به صورت دقیق طراحی و ماشینیزه می شوند . این انتقال دهنده های مناسب در سرعت های بالا تنها حبابهایی را درون آب ایجاد می کنند و همچنین صدای خفیفی ایجاد میکنند هیدروفونهای سونار های فعال به طور مستور به بدنه کشتی یا زیر دریایی یدک کشیده می شوند تا تاثیر نویز حاصل شده ناشی از خود زیردریایی کاهش یابد . این هیدروفون ها بسته به کاربرد آن ها می توانند در بالای محدوده دماشیب یا پایین آن یدک کشیده شوند .در سالهای زیادی ایالات متحده اقدام به ساخت و جایگزینی سونار های پسیو متعدد در نقاط مختلف اقیانوس های جهان کرد که مجموعه آنها را sosus می نامند . در تمام مت زمانی که عملیات نظامی نظیر اکتشاف انجام می شد آنها به صورت آهسته عمل کرده و به صورت کاملا مخفیانه یدک کشیده میشدند .
اغلب نمایشگر هایی که در سونارهای غیر فعال می بینیم دارای تصاویر دو بعدی هستند . محور افقی بیانگر فرکانس و محور عمودر بیانگر موقعیت رادار است .
سونار در جنگ :
http://www.hamkelasy.com/images/stories/sonar_05.jpg
ناوگان ها یمدرن امروزی به طور گسترده از سونار استفاده می کننذ دو نوع سوناری که در مباحث قبلی مطرح شد ( سونار های فعال و غیر فعال ) به طور مکرر مورد استفاده قرار می گیرند . زمینه فعالیت های این رادار ها بسته به نوع موقعیت ناوها و زیردریایی ها تغییر می کند و بسته به نوع عملکرد نظامی در زمینه های مختلف باهم تفاوت می کنند . سونار های فعال زمانی که بتوانند موقعیت هدف را به خوبی تشخیص دهند بسیار مفید هستند . عملکرد سونارهای فعال مشابه رادار می باشد . پالس صوتی ارسال می شود سپس امواج صوتی در تمامی مسیرها شروع به حرکت می کنند . زمانی که این امواج به زمین برخورد میکنند امواج برخوردکننده در تمام جهات بازتابیده می شوند . و بعضی از سیگنال های بازتابیده شده به سنسور سونار فعال میرسند . این سیگنال های بازتابیده شده تکنیسین های سونار را قادر می سازد تا به شناسایی پارامتر هایی از قبیل فرکانس سیگنال انرژی سیگنال رسیده شده عمق درجه حرارت آب و درنتیجه موقعیت هدف بپردازند . اگرچه که استفاده از سونارهی فعال در عملیات نظامی بسیار خطرناک است زیرا به راحتی توسط ناوها و زیردریایی های دیگر قابل شناسایی است. برای اینکه نوع سونار ساتع کننده انرژی چیست کافی است تا به سیگنال صوتی ناشی از سونار گوش فرا دهیم (معمولا با استفاده از فرکانس سیگنال های رسیده شده به سنسور ) . در نتیجه با استفاده از انرژی دریافتی می توان موقعیت رادار را شناسایی کرد . سونارهای فعال قادر به شناسایی اهداف دریک فاصله معین می باشند اما مشکل این است که این رادار توسط شناساگرهای دیگر در فواصل چندین برابر فاصله شناسایی این سونارها قابل شناسایی هستند .
اهداف سونار رابطه کمی با محدوده ای که سونار در مرکز آن واقع شده است دارد . به طور نسبی بزرگی سیگنال دریافت شده از سونار ارسالی و نیز مسافت تا هدف وابسته است . و سیگنالها ی رسیده شده به سونار تنها مقدار کمی از اندازه سیگنال های ارسالی را به خود اختصاص می دهند . حتی اگر سیگنال دریافت شده توسط سونار دارای قدرتی مشابه باشند .
مثال زیر بیان کننده برخی از مشکلات به وجود آمده است :
فرض کنیم که سونار قابلیت ارسال سیگنالی با انرژی 20 وات و دریافت سیگنالی با حداقل انرژی 5 وات باشد . حال فرض نمایید که در فاصله 500 متری انرژی سونار به میزان 10 وات کاهش یابد . در صورتی که سیگنالی که بازتابیده میشود به طور کامل بازتابیده می شود با انرژی بیش تر از 5 وات به دریافت کننده سیگنال می رسند سیگنال اصلی دارای انرژی بالاتر از سیگنال با انرژی بیش از 5 وات در فاصله بین 500 تا 1000 متری است . اما دراین فاصله سیگنال بازگشتی به سونار دارای انرژی کمتر از 5 وات است و در نتیجه توسط سنسور قابل شناسایی نیست و در صورتی که از بویه صوتی استفاده کنیم پالس بازگشتی قابل شناسایی است . گیرنده آکوستیکی یا فرستنده آکوستیکی رادیویی نصب شده روی بویه که می تواند از هواپیما یا چتر پایین انداخته شود تا صداهای زیر آبی زیر دریا ها را دریافت و آنها را به هواپیما ارسال کند . برای ردیابی هدف تعداد زیادی بویه با الگوهایی که دارای مکان های معلوم یا مشکوک بوده به حضور هدف فرستاده می شود که هر بویه سیکنال قابل شناسایی خود را ارسال میکند .
http://www.hamkelasy.com/images/stories/sonar_06.jpg
در نتیجه جهت شناسایی سیگنال بازگشتی دو راه وجود دارد :
1.سیگنال ارسالی بسیار پر قدرت باشد .
2.شناساگرها بسیار حساس باشند تا بتوانند حداکثر فاصله رفت و برگشتی را که موج بازگشتی ارسال میکند تشخیص دهند.
زمانی که سونارهای فعال ایجاد نویز های شدید می کنند در نتیجه کسب اطلاعات توسط آنها ضعیف می باشد این نوع تشخیص توسط وسایلی که سکوها بروی آنها نصب می شوند نظیر هواپیما و هلی کوپترها انجام می گیرد وبه ندرت از زیر دریایها یا کشتی ها استفاده می گردد . زمانی که سونارهای فعال توسط کشتی ها یا زیر دریایی ها مورد استفاده قرار می گیرند این سونارها بوسیله تحریک های کوچک ادواری فعال می شوند( به وسیله پریود های متناوب و به وسیله تحریک های ضعیف ) جهت کاهش خطر شناسایی زیر دریایی توسط سونارهای غیر فعال دشمن در اغلب موارد سونار فعال به صورت پشتیبانی برای سونارهای غیر فعال در نظر گرفته می شود . زمانی که از هواپیما استفاده می شود سونارهای فعال درقالب بویه های یک بار مصرف استفاده می شوند که در هواپیماهای گشت زنی یدک کشیده می شوند یا در مجاورت یا نزدیکی محدوده ای که با سونارهای دشمن در ارتباط هستند انداخته می شوند بطور کلی سونارهای غیر فعال دارای محدوده و بست عملکرد گسترده تر نسبت به سونارهای فعال جهت شناسایی و کسب اطلاعات مورد نظر از هدف هستند .
زمانی که هر یک از وسایل موتور ریزه شده تولید بعضی تحریکات می کنند ممکن است سونار مورد نظر شناسایی شود . جهت بهبود وضعیت شناسایی سونارهای غیر فعال این سونارها دارای چشمی هستند چشمی مرکزی دارای دید 270 درجه است و دو چشمی دیگر که در دو سمت سونار تعبیه می شود هر کدام دارای دید 160 ردجه می باشد در نتیجه سونار دارای دید 360 درجه نسبت به محیط اطراف خودمی گردد. دراینجابا دو مسئله مواجه می شویم نخست نویزهای که زیر دریایی تولید می کند دیگر سیگنالهای دریافتی رسیده به سونار هنگامی که یک سیگنال در یک جهت مشخص شناسایی می شود و توسط سونار تعیین می گردد ( بدین معنا که هر سونار دارای ناحیه دیدی است که قادر به شناسایی سیگنالهای دریافتی است که به آن پهنای باند موقعیت گفته می شود ) این سیگنال توسط سونار آنالیز می شود ( آنالیز با استفاده از پهنای باند باریک ) که به طور کلی از تبدیل فوریه برای مشخص کردن سیگنال و آنالیز آن استفاده می شود سیگنال اصلی دارای فرکانسی است وهر کدام از موتورها نویزهای با فرکانس مشخص تولید می کنند در نتیجه با استفاده از یک ف*یل*تر فرکانس گزین به راحتی سیگنال اصلی از داخل سیگنال همراه با نویز تشخیص داده می شود .
یکی دیگر از کاربردهای سونارهای غیر فعال در مسیریابی اهداف می باشد . این فرایند با نام آنالیز حرکت هدف( Target motion Analysis) شناخته می شود و قادربه مشخص کردن محدوده حرکت هدف جهت راستا و سرعت هدف می باشد . TMA طی فرایند خاصی وبا استفاده از دریافت سیگنالهای با جهت های مشخص از زمانهای متفاوت انجام می گیرد وهر سیگنال بیانگر مکانی است که هدف در آنجا قرار می گیرد با مقایسه این مکانها توسط اپراتور می توان نحوه حرکت را مشخص کرد . هنگامی که آنالیز حرکت نسبی هدف انجام می گیردبه یک مدل هندسی که با تعیین شرایط محدود انجام می پذیرد دست می یابیم .
یکی دیگر از کاربردهای سونارغیر فعال انجام عملیاتهای جاسوسی می باشد. در اینجا وجود تکنولوژی بالا از جمله ف*یل*ترهای فرکانس گزین و نیز دریافت کننده های حساس ضروری است . در نتیجه هزینه سیستمها سنگین می شود بطور کلی این آرایش در کشتیهای گران قیمت جهت بهبود وضعیت تشخیص ( شناسایی آنها ) استفاده می شود . زیردریایی های مجهز به سونارهای غیر فعال دارای این قابلیت هستند که در زیر لایه های حرارتی آب مخفی شده یا اینکه با پائین رفتن در جهت عمق دریا می توانند سرعت خود را بهبود بخشند. البته متعاقبا نویزهای تولید شده نیز افزایش می یابد.
فیشرایزهای اکوستیکی :
این فیشرایزها در سونارها جهت شناسایی توده های ماهی انجام می پذیرد یک پالس درون آب ارسال شده وبا برخورد به اشیاء مورد هدف سونار که دارای چگالی متفاوتی نسبت به محیط اطراف خود هستند فرستاده می شوند مانند ماهی که صوتی را نسبت به منبع صوت پاسخ می دهد در واقع یک عکس العمل اکوستیکی از خود بروز می دهد این پژواک حاوی اطلاعاتی از قبیل اندازه ماهیها و موقعیت و فراوانی میزان ماهی ها می باشد . سخت افزارهای که برای اکوسوندر( echosounde) مورد نیاز است جهت فعالیتهای از قبیل فرستادن صدا، دریافت ، ف*یل*ترینگ ، آنالیز کردن پژواک مورد استفاده قرار می گیرد .
کاربرد فیشرایزهای اکوستیکی :
ماهی گیری یکی ازصنایع مهم است که با تقاضای زیادی روبرو شده است اما میزان صید جهانی به علت عدم دسترسی به منابع و نیز محدودیت منابع مشکل شده است در نتیجه تقاضای ناوگانهای ماهی گیری جهت بکارگیری روشهای مصنوعی جهت شکار با استفاده از وسایل الکترونیکی نظیر سنسورها ، مولد صدا و سونارها افزایش یافته است . ماهی گیرها در طول تاریخ روشهای متعدد و گوناگونی جهت بهره برداری کردن وصید ماهی ها استفاده کرده اند. بنابراین وجود تکنولوژی های اکستیکی یکی از روشهای بسیار موثر در ماهی گیری تجاری است .
عبور امواج صوتی ( انتشار امواج صوتی به علت تفاوت چگالی بین ماهی و آب متفاوت است این تفاوت به ما اجازه شناسایی توده های ماهی را می دهد تکنولوژی اکوستیک در زیر دریا کابرد فراوان دارد زیرا امواج صوتی در آب به مراتب مسافت بیشتری را می پیماید . امروزه کشتیها و ناوهای ماهی گیری فعالیت صیدی خود را به طور کامل بروی تکنولوژی اکوستیک ، سونارها و مولد های صدا متمرکز کرده اند. امروزه از سونارهای فعال جهت تعیین عمق آب و شناسایی وضعیت کف دریا استفاده می گردد.
واژه نامه :
Acostic sounding : عمق سنجی آکوستیکی
استفاده از امواج صوتی برای تعیین سطح عمق آب ، از طریق ندازه گیری زمان لازم برای رفت و برگشت پالس صوتی .
Acoustic acoustic : بازتابش آکوستیکی .
Thermocline : دماشیب .
واسطی میان آب سردتر و گرم تر اقیانوس ، که امواج سونار درآنها طوری خم میشوند که زیردزیایی ها می توانند با پنهان شدن زیر این واسط از آشکارشدن بگریزند .
Sonobouy , radio sonobouy : بویه صوتی ، بویه صوتی رادیویی .
Chirp : چهچهه
1.تغییر نامطلوب در بسامد حامل موج پیوسته در هنگام کلیدزنی آن .
2.صدای شنیده شده در گیرنده رمز هنگامی که بسامد حامل فرستنده به صورت خطی در مدت زمان پالس رمز افزایش میابد .
گیرنده آکوستیکی و فرستنده رادیویی نصب شده روی بویه ، می توانند از هواپیما یا چتر پایین انداخته شوند تا صدا های زیر آب زیر دریایی ها رادریافت و آنها را به هواپیما ارسال کنند . برای ردیابی زیردریایی ها تعداد زیاده با الگوهایی که دارای مکان های معلوم یا مشکوک به حضور زیردریایی انداخته می شود که هر بویه سیگنال قابل شناسلیی خود را ارسال می کند . سپس کامپیوتر هواپیما مکان زیردریایی را با مقایسه سیگنال های دریافت شده و تاخیر زمانی حاصل زا آن تعیین می کند .
Fishery : شیلات ، حوضه ماهیگیری .
Hydrophone : آب صدا سنج ، آب آوا سنج .
Echo location : پژواک مکانی .
|
مقدمه: يكي از عجيب ترين كشفيات انسان دسترسي به فضا است كه پيچيدگي و مشكلات خاص خود را دارد. راه يابي به فضا پيچيده است، چرا كه بايد با بسياري از مشكلات روبرو شد. مثلا: - وجود خلا در فضا - مشكلات گرما و حرارت - مشكل ورود مجدد به زمين - مكانيك مدارها - ذرات و باقي مانده هاي فضا - تابش هاي كيهاني و خورشيدي - طراحي امكانات براي ثابت نگه داشتن اشيا در بي وزني ولي بزرگترين مشكل ايجاد انرژي لازم براي بالا بردن فضاپيما از زمين است كه براي درك اين موضوع بايد به بررسي طرز كار موتورهاي موشك پرداخت. در يك ديدگاه ساده، مي توان موتورهاي موشك را به آساني و با هزينه اي نسبتا كم طراحي كرد و حتي آن را به پرواز درآورد اما اگر بخواهيم مسئله را در سطح كلان بررسي كنيم با مشكلات و پيچيدگي هاي بسياري مواجه هستيم و اين موتورهاي موشك (و به خصوص سيستم سوخت آن ها) آنقدر پيچيده است كه تا به حال تنها سه كشور توانسته اند با استفاده از اين فناوري انسان را در مدار زمين قرار دهند. در اين مقاله ما موتورهاي موشك هاي فضايي را مورد بررسي قرار مي دهيم تا با طرز كار و پيچيدگي هاي آن ها آشنا شويم. نكات پايه اي: عموما وقتي كسي درباره موتورها فكر مي كند، خود به خود مطالبي درباره چرخش برايش تداعي مي شود.براي مثال حركت متناوب پيستون در موتور بنزيني كه انرژي چرخشي براي به حركت در آوردن چرخ ها را توليد مي كند. و يا موتور الكتريكي كه با توليد ميدان الكتريكي كه با توليد ميدان مغناطيسي نيروي چرخشي براي پنكه يا سي دي رام توليد مي كنند. موتور بخار هم به طور مشابه كار مي كنند. ولي موتور موشك از لحاظ ساختار متفاوت است. موتور موشك ها موتورهاي واكنشي هستند.اساس كار موتور موشك برپايه ي قانون معروف نيوتون است كه مي گويد: "براي هر كنش واكنشي وجود دارد به مقدار مساوي ولي درجهت مخالف آن". موتور موشك نيز جرم را در يك جهت پرتاب مي كند و از واكنش آن در جهت مخالف سود مي برد. البته تصور اين اصل (پرتاب جرم و سود بردن از واكنش) ممكن است در ابتدا كمي عجيب به نظر بيايد، چرا كه در عمل بسيار متفاوت مي نماياند. انفجار، صدا و فشار چيزهايي است كه در ظاهر باعث حركت موشك مي شود و نه "پرتاب جرم".
بگذاريد تا با بيان چند مثال تصويري بهتر از واقعيت را روشن كنم:
● اگر تا به حال با اسلحه ي(به خصوص سايز بزرگ آن) shotgun شليك كرده باشيد، متوجه مي شويد كه ضربه ي بسيار قوي اي، با نيروي بسيار زياد به شانه شما وارد مي كند. يك اسلحه مقدار 1 انس فلز را به يك جهت و با سرعت 700 مايل در ساعت شليك مي كند و در واكنش شما را به عقب حركت مي دهد.
● اگر تا به حال شير آتش نشاني را ديده باشيد، متوجه مي شويد كه براي نگه داشتن آن بايد نيروي بسيار زيادي را صرف كنيد (اگر دقت كرده باشيد گاهي 2 يا 3 آتش نشان يك شير را نگه مي دارند) كه در اين جا شير آتش نشاني مثل موتور موشك عمل مي كند. شير آتش نشاني، آب را در يك جهت پرتاب ميكند و آتش نشان ها از نيرو و وزن خود استفاده مي كنند تا در برابر واكنش آن مقاومت كنند. اگر آن ها اجازه بدهند تا شير رها شود، شير به اين طرف و آن طرف پرتاب مي شود. حال اگر آتش نشان ها روي يك اسكيت برد ايستاده باشند شير آتش فشاني آن ها را با سرعت زيادي به عقب مي راند.
● اگر يك بادكنك را باد كنيد و آن را رها كنيد، بادكنك به پرواز در مي آيد، تا وقتي كه هواي داخل آن به طور كامل خالي شود. پس مي توان گفت كه شما يكم موتور موشك ساخته ايد. در اين جا چيزي كه به بيرون پرتاب مي شود مولكول هاي هواي درون بادكنك هستند. بسياري از مردم فكر مي كنند كه مولكول هاي هوا اهميتي ندارند، در حالي كه اينطور نيست. هنگامي كه شما به آن ها اجازه مي دهيد تا از دريچه بادكنك به بيرون پرتاب شوند، بر اثر واكنش به وجود آمده بادكنك به جهت مخالف پرتاب مي شود. در ادامه براي درك بهتر موضوع، به مثالي دقيق تر اشاره مي كنم:
● سناريوي توپ بيسبال در فضا: شرايط زير را تصور كنيد، مثلا شما لباس فضانوردان را پوشيده ايد و در فضا در كنار فضاپيما معلق مانده ايد و چندين توپ بيسبال در دست داريد. حال اگر شما توپ بيسبال را پرتاب كنيد، واكنش آن بدن شما را به جهت مخالف توپ حركت مي دهد. سرعت شما پس از پرتاب توپ به وزن توپ و شتاب وارده بستگي دارد. همانطور كه مي دانيم حاصلضرب جرم در شتاب برابر نيرو است، يعني: F=m.a همچنين ميدانيم كه هر نيرويي كه شما به توپ وارد كنيد، توپ نيز نيرويي مساوي ولي در جهت مخالف به بدن شما وارد ميكند كه همان واكنش است. پس مي توان گفت: m.a=m.a حال فرض مي كنيم كه توپ بيسبال 1 كيلو گرم وزن داشته باشد و وزن شما و لباس فضايي هم 100 كيلوگرم باشد. پس با اين حساب اگر شما توپ بيسبال را با سرعت 21 متر در ساعت پرتاب كنيد. يعني شما با دست خود به يك توپ بيسبال 1 كيلو گرمي، شتابي وارد كرده ايد كه سرعت 21 متر در ساعت گرفته است. واكنش آن روي بدن شما تاثير مي گذارد، ولي وزن بدن شما 100 برابر توپ بيسبال است. پس بدن شما با 100/1 سرعت توپ بيسبال (يا 0.21 متر بر ساعت) به عقب حركت مي كند. حال اگر شما مي خواهيد از توپ بيسبال خود قدرت بيش تري بگيريد، شما دو انتخاب داريد: افزايش جرم يا افزايش شتاب وارده شما مي توانيد يا يك توپ سنگين تر پرتاب كنيد و يا اينكه شما مي توانيد توپ بيسبال را سريع تر پرتاب كنيد (شتاب آن را افزايش دهيد)، و اين دو تنها كارهايي است كه مي توانيد انجام دهيد. يك موتور موشك نيز به طور كلي جرم را در قالب گازهاي پرفشار پرتاب مي كند؛ موتور گاز را در يك جهت به بيرون پرتاب مي كند تا از واكنش آن در جهت مخالف سود ببرد. اين جرم از مقدار سوختي كه در موتور موشك مي سوزد بدست مي آيد. عمليات سوختن به سوخت شتاب مي دهد تا از دهانه خروجي موشك با سرعت زياد بيرون بيايد. وقتي سوخت جامد يا مايع مي سوزد و به گاز تبديل مي شود، جرم آن تغيير نمي كند بلكه تغيير در حجم آن است. يعني اگر شما مقدار يك كيلو سوخت مايع موشك را بسوزانيد مقدار يك كيلو جرم با حجمي بيشتر، از دهانه خروجي موشك با دماي بالا و سرعت زياد خارج مي شود. عمليات سوختن، جرم را شتاب مي دهد. بياييد تا بيش تر درباره ي نيروي پرتاب بدانيم: نيروي پرتاب: قدرت موتور يك موشك را نيروي پرتاب آن مي گويند. نيروي پرتاب در آمريكا به صورت (پوند) ponds of thrust و در سيستم متريك با واحد نيوتون شناخته شده است (هر 4.45 نيوتون نيروي پرتاب برابر است با 1 پوند نيروي پرتاب). هر يك پوند نيروي پرتاب (4.45 نيوتون) مقدار نيروي است كه مي تواند يك شي 1 پوندي (453.59 گرم) را در حالت ساكن مخالف نيروي جاذبه زمين نگه دارد. بنابر اين در روي زمين شتاب جاذبه 21 متر در ساعت در ثانيه (32 فوت در ثانيه در ثانيه) است. | |

نیم فاصله کاربردهای زیادی برای نگارش در زبان فارسی دارد، بطور مثال به سه نگارش از “میشود” دقت کنید. کدامیک از نظر زیبایی و نگارش صحیحتر است؟ “میشود”، “می شود”، “میشود”
واضح است که نگارش آخر به دلیل وجود نیمفاصله بین حروف ی و ش صحیح میباشد. قبلا در مقاله "وبلاگ نویسها، زیباتر بنویسید!" برنامه " traylayout" را برای ایجاد نیم فاصله برای افرادی که بصورت پیش فرض این امکان را روی نرم افزار word ندارند معرفی کرده بودیم.
روش دیگر برای ایجاد تنظیمات نیمفاصله به این صورت است:
در برنامه Word، به منوی Insert رفته و گزینه Symbol را انتخاب نمایید. در پایین پنچره باز شده قسمتی به نام Character Code وجود دارد که برای جستجوی کاراکترها از طریق کد اسکی آنها میباشد. برای پیدا کردن نیمفاصله از بینهمه کد کافیاست که در این قسمت 200c را وارد کنید. حال بر روی دکمه Shortcut Key کلیک کنید. در پنجره جدیدی که باز میشود در قسمت Press new shortcut key کلیدهای Ctrl و بعد Space را همزمان بزنید(یا ترکیب دیگری از کلیدها). حال برای اتمام کار و تایید دکمه Assign را بزنید. از این به بعد شما برای نگارش نیمفاصله در متون فارسی بطور صحیح کافیست کلیدهای Ctrl + Spce را بزنید.

در اين ميان اختلاف بين پيكربنديهاي مورد نظر اروپائيها در زمينه بال دلتا و استفاده از كانارد با پيكربنديهاي روسي و آمريكائي نيز به صورت واضح علاوه بر پيكربنديهاي مختلف ورودي هواي موتور و سكان عمودي قابل مشاهده است.
در صورتي كه سير تكاملي چگونگي و محل قرارگيري موتور و همچنين ورودي هواي انواع جنگندهها را بررسي كنيم، ميبينيم كه در ابتدا جنگندهها، همانند هواپيماهاي ترابري و مسافربري از موتورهاي زير بال براي نيروي جلو برنده خود استفاده ميكردند كه اين عامل از چابكي يك جنگنده ميكاست.
پس از اين نوع پيكربندي، موتور هواپيماها در داخل بدنه قرار گرفتند كه اين موضوع تاكنون نيز ادامه دارد، ولي بحثي كه هنوز هم اختلاف سليقههائي بر روي آن وجود دارد، چگونگي رساندن هواي مورد نياز موتور ميباشد.
در اولين هواپيماهائي كه از موتورهاي داخل بدنه استفاده كردند، مدخل ورودي هواي موتور در دماغه هواپيما قرار ميگرفت و موتور هواپيما در داخل بدنه هواپيما بود.
اين طرح داراي يك مشكل اساسي بود و آن اينكه فضاي بسياري از بدنه هواپيما را كه بايد جهت سيستمهاي هواپيما و محل استقرار خلبان هواپيما مورد استفاده قرار ميگرفت اشغال ميکرد. براي حل اين مشكل، ورودي را در محل خود حفظ نموده و موتور را به انتهاي بدنه انتقال دادند.
اين طرح تا حدودي مشكلات طرح قبلي را حل مينمود ولي هنوز هم فضا براي استقرار خلبان و تجهيزات كم بود. براي حل اين مشكل، با حفظ موقعيت ورودي و موتور در طرح قبلي، هواي ورودي به مدخل موتور را از اطراف سيستمهاي هواپيما عبور دادند تا فضاي بيشتري براي سيستمها و تجهيزات هواپيما بوجود آيد. پس از آن سعي شد تا هواي ورودي به موتور از كنارههاي بدنه و از دو مدخل جداگانه كه هويتي مستقل از بدنه نداشتند وارد شود كه نمونه آن هواپيماي F-80 در سال 1944 ميباشد.

در سال 1955 و براي اولين بار در هواپيماي جنگنده F-8، وروي موتور به صورت عضوي جداگانه در زير بدنه هواپيما قرار گرفت. در سالهاي 1958 و1959 با ساخته شدن هواپيماهايF-4 وF-5، ورودي هواپيماها هويتي كاملا مستقل از بدنه پيدا كردند و بصورت عضوي جداگانه به كناره بدنه هواپيما چسبيدند.

در دهه50 كمپانيهاي اروپائي داسو و ساب، هواپيماهايي با بال دلتا شكل طراحي و عرضه نمودند و در دهه 60 بلوك شرق هواپيماهاي MIG-23 را كه يك هواپيماي Variable Sweep (با قابليت تغيير زاويه عقبگرد بال) بود عرضه نمود و پس از آن در دهه70 هواپيماي F-14 توسط آمريكائيها و هواپيماي Tornado توسط اروپائيها به اين صورت عرضه گرديدند.
در اواسط دهه60 ميلادي روسها هواپيمايMIG-25 را برخلاف روند گذشته با دو دم عمودي عرضه نمودند كه اين روش توسط آمريكائيها در اوائل دهه 70 ميلادي در هواپيماهاي F-14وF-15 پيگيري شد. هواپيماهاي F-14 و F-15 برخلاف روند گذشته هواپيماهاي F-4 و F-5، داراي بال بالا بودند كه وروديهاي موتور در زير بال قرار داشتند.
در اواسط دهه70 ميلادي، آمريكائيها با عرضه هواپيماي F-16 روند ادامه دار وروديهاي جانبي زير بال بالا را شكستند و هواپيماهاي تك موتوره خود را با يك ورودي در زير شكم هواپيما طراحي نمودند كه اين مسئله خود مشكلاتي را براي جاگذاري ارابه فرود در دماغه هواپيما دربرداشت.
پس از هواپيماي F-16، روسها يكي از شاهكارهاي طراحي خود يعني هواپيماي MIG-29 را عرضه نمودند كه داراي دو ورودي در زير بدنه و به صورت كاملا مجزا از بدنه هواپيما بود، گوئي بدنه هواپيما بر روي وروديهاي موتور سوار شده بود.
اين پيكربندي طراحي در هواپيماهاي SU-27 ، SU-30 و SU-34 نيز حفظ گـرديد. دوران هواپيماهاي F-16 و MIG-29، دوران شروع استفاده از بدنههاي مركب (Hybrid) و رگه دار (Strake) در هواپيماها براي بهرهگيري بهتر آيروديناميكي از بدنه بود.
از دهه90 ميلادي و پس از ساخت هواپيماي F-18 E/F كه كارآئي Strake در آن بصورت كاملا واضح ظهور کرد، با طرح مسائلي مانند خفيهكاري و كروز مافوقصوت، طرحهائي از جمله هواپيماهاي F-22 وF-35 مطرح گرديدند كه در اين هواپيماها بدنه (به صورت سه بعدي) و بال و دم افقي (به صورت دو بعدي) به سمت لوزي شكل شدن پيش ميروند. همچنين در اين هواپيماها از ويژگي رانش برداري براي قابليت انجام مانورهاي سخت استفاده ميشود. ويژگي اي كه براي اولين بار توسط هواپيماي سوخو 27 وارد بهره برداري شد و اكنون انواع جنگنده هاي روسي مانورهاي بسيار پيچيده اي را با تركيب سيستم هاي هدايت و كنترل ديجيتال بسيار پيشرفته و بكارگيري همه جانبه سيستم رانش برداري خلق كرده اند.
هواپيماي F-35 با وجود يك موتور بدليل وجود فن بزرگ براي عمود نشيني، داراي بدنة قطوري ميباشد و در آن از دو ورودي جانبي استفاده شده است كه در زير بال (مانند هواپيماهايF-22 ،F-18،F-14 وF-15) و يا در زير بدنه (مانند هواپيماهاي روسي) قرار ندارند بلكه به صورت خاصي در محل اتصال بال و بدنه محو گرديدهاند و به همين دليل هيچگونه جدايش جريان در مدخل وروديها بوجود نميآيد.

همچنين از ويژگيهاي خاص آن استفاده از دو دم عمودي با وجود يك اگزوز خروجي موتور ميباشد. در اين هواپيما مانند هواپيماي F-22بدليل سرعت مافوق صوت در رژيم كروز، وروديها به صورت خاصي جلوتر از وروديهاي بقيه جنگندهها قرار دارند تا از ورود هوا به صورت مافوق صوت به موتور جلوگيري شود. همچنين در هواپيماهاي F-22 وF-35 به صورت خاصي فضاي بسيار گستردهاي براي خلبان در نظر گرفته شده است.

تعدادی از کارمندان سابق گوگل، از موتورهای جستجوگر بزرگ و پر قدرت اینترنتی، یک موتور جستجوگر تازه را راه اندازی کردهاند.
نام این موتور جستجوگر تازه "Cuil" که تلفظ آن "کول" است، برگرفته از زبان "گیلیک" (از زبانهای قدیمی) اروپا است که مفهوم "دانش" را دارد.
بنیانگذاران این موتور جستجوگر تازه معتقدند که موتور تازه اینترنتی در جستجوهای خود (از رقبایش) بهتر عمل میکند.
آنها میگویند که موتور جستجوگر تازه آنها از تکنولوژیی استفاده میکند که میتواند مواد و ترکیبهای اطراف یک صفحه اینترنتی را درک کند و بفهمد.
اما تحلیلگران امور اینترنتی میگویند که موتور اینترنتی تازه، مانند بسیاری از موتورهای جستجوگر دیگر رقابت بسیار سختی با "گوگل" دارد.
سازندگان "کول" میگویند که موتور تازه آنها میتواند بیش از 120 میلیارد صفحه اینترنتی را برای فهرست کردن مورد جستجو، بگردد.
مقامات "کول" میگویند که تکنولوژی موتور جستجوگر آنها از تکنولوژی "گوگل" فراتر رفته است. به گفته آنها فقط بجای نگاه کردن به تعداد لینکهای اینترنتی یا کمیت آنها، که اساس کار "گوگل" است، موتور "کول" تلاش میکند تا اطلاعات یک صفحه و موارد جستجوی مشتریانش را درک کند. همچنین نتایج جستجوها بجای اینکه فهرست وار و پشت سر هم باشد در چارچوب و فرمتی که بیشتر مانند یک مجله است فهرست میشوند.
"کول" همچنین برخلاف "گوگل" اطلاعات درخصوص آنچه را که مشتریانش جستجو میکنند، نگهداری نخواهد کرد.

