
قشون اسکندر از لحاظ عده زیاد نبود و از سی هزار پیاده و پنج هزار سواره تشکیل شده بود. که از این عده نه هزار نفر شش جناح را به وجود می آوردند و سه هزار نفر آنها سه دسته پیاده مسلح به اسلحه های میان وزن بودند. یکی از این دسته ها آگما نام داشت که گارد مخصوص اسکندر بود. پیاده های یونانی بطور تخمینی از دوازده هزار نفر تشکیل می شدند که شامل متحدین و مزدوران بودند. سایر قسمت های پیاده مرکب بود از دسته های مسلح به اسلحه سبک. پر ارزش تر از همه آنها کمان داران جزیره کرت (Crete) بودند.
سواره نظام از هشت دسته سنگین اسلحه شامل یاران پادشاه که از نجبا بودند و دسته سواره نظام فسال (Fesal) و سایر دسته های نسبتآ کوچک تشکیل می گردید. علاوه بر اینها اسکندر با خود حدود یکصد و شصت فروند کشتی به همراه آورده بود. به دنبال قشون عراده ها حرکت میکرد. در قشون اسکندر عملیات محاصره بسیار خوب انجام می شد و بنابراین در معیت عراده ها انواع ماشین های محاصره و دسته های مخصوصی که برای اینکار اختصاص داده بودند، حرکت می کرد.
ستاد فرماندهی ارتش عبارت بود از یک عده نزدیکان و دوستان مورد اعتماد پادشاه که به فنون جنگی کاملآ آشنا بودند. در میان این عده افراد برجسته ای وجود داشتند که بعدها در تاریخ آسیا نقش مهمی را ایفا کردند. لازم است در اینجا به وضع مرتب و نظم امور ستاد نیز اشاره شود. در این لشکر کشی روزانه کلیه وقایع ثبت می شد و همین یادداشت ها بعدعا پایه و اساس شرح لشکر کشی های اسکندر قرار گرفت.
حسن تهیه مقدمات لشکرکشی گواهی می دهد که اسکندر نقشه های وسیع جنگی داشته است، هر چند که این پادشاه جوان مقدونی در اولین مرحله فعالیت خود شاید تصور اینکه ممکن است بتواند حکومت ایران را در آن زمان مغلوب سازد و بر دنیا تسلط پیدا کند را محال می دانسته است … اما در اولین نبردی که در گرفت ضعف و ناتوانی حکومت هخامنشیان و در مقابل امکان فتوحات بعدی برای اسکندر آشکار گردید.
در مقابل ارتش کثیر داریوش سوم از عناصر و افراد مختلف تشکیل شده بود که از لحاظ نطامی ارزش آنان برابر نبود. انضباط، فوق العاده ضعیف بود و آن اراده و ایمانی که ارتش قلیل تعلیم یافته و مجرب اسکندر برای وصل به فتح و پیروزی در دل داشتند، در ارتش داریوش وجود نداشت. از شرحی که هرودوت در باره ارتش خشایارشا بیان داشته معلوم می شود که پایه و اساس این ارتش را پیاده نظام و افراد داوطلب ایلاتی تشکیل می داده ولی سواره نظام اهمیت فوق العاده ای داشته است.
داریوش سوم برای اینکه با روش جنگجویان یونانی ارتش خود را هماهنگ نماید سعی می کرد که یک پیاده نظام منظم به وجود بیاورد و او قبل از همه چیز به مزدوران یونانی، که تعداد آنها چندان هم کم نبود، اتکا داشت و فرمانده بسیار لایقی بنام ممنون (Memnon) آن سپاه را رهبری می کرد.
آمار کلی ارتش داریوش معلوم نیست و فقط می توان حدس زد که عده افراد آن از سپاهیان اسکندر کمتر نبوده است.

آثار علمی ارشمیدس شاهکارهایی با زبان ریاضیات هستند و بسیار شبیه به مقالات امروزی در مجله های ریاضی می باشند و همگی آنها مهارت در بیان و استدلال در موضوعات مختلف توسط او را نشان می دهند.
از ارشمیدس حدود ده رساله برجای مانده است و بنظر می رسد که تعدادی نیز مفقود شده است. از جمله مهمترین آثار او می توان به روشهای محاسبه انتگرال ها، روشهایی برای اندازگیری دایره، مسئله تربیع سهمی، مسائلی در باب مارپیچ ها و … اشاره کرد.
ارشمیدس در مقوله هندسه فضایی نیز رساله هایی دارد از جمله می توان به رساله او در باب کره و استوانه و دیگری در باب شبه مخروطها و شبه کره ها اشاره کرد که در آنها راجع به نحوه محاسبه مساحت کره، عرقچین و … صحبت می شود. قضیه معروف زیر از او می باشد :
“از بین تمام قطعه های کروی با یک قاعده که دارای مساحت برابر باشند، نیمکره بزرگترین حجم را دارد.”
شکی در آن نیست که ارشمیدس رسالاتی نیز در زمینه فیزیک داشته است که مفقود شده است. در آثار برخی از دانشمندان بعدی او به کتبی اشاره می شود که وی در باب فیزیک نوشته است. از این دسته می توان به نوشته های او در زمینه اهرم ها و آینه ها اشاره کرد.

ارتفاع این منحنی با مقادیر میانگین (m) و انحراف میعای (s) ارتباط دارد. با وجود فرمول نسبتا” پیچیده و دخیل بودن پارامترهای ثابتی چون عدد (p) یا عدد (e) در این فرمول، می توان از آن برای مدل کردن رفتار میزان IQ، قد یا وزن انسان، پراکندگی ستارگان در فضا و … استفاده کرد.
این منحنی دارای خواص بسیار جالبی است از آن جمله که نسبت به محور عمودی متقارن می باشد، نیمی از مساحت زیر منحنی بالای مقدار متوسط و نیمه دیگر در پایین مقدار متوسط قرار دارد و اینکه هرچه از طرفین به مرکز مختصات نزدیک می شویم احتمال وقوع بیشتر می شود.

از مهمترین کاربردهای این تابع توزیع در دانش اقتصاد و مدیریت امروز می توان به مدل کردن پورتفولیوها (Portfolios) در سرمایه گذاری و مدیریت منابع نام برد. هنگامی که مقدار منفی برای متغییر معنی نداشته باشد معمولا” در محور x منحنی را منقل می کنند و مقدار میانگین - که دارای بیشترین احتمال وقوع هست - را به سمت مقادیر بزگتر شیفت میدهند.
در فلوئورسانس که نمونه آن نور مهتابی یا صفحه تلویزیون است تابش آنی است و تقریبا” بلافاصله بعد از قطع نور تمام میشود . در حالی که در فسفرسانس ماده بعد از قطع نور نیز تا مدتی به تابش ادامه میدهد که مقدار آن بسته به ماده مورد استفاده می تواند از چند ثانیه تا چندین روز طول بکشد . در فلوئورسانس برانگیختگی میان دو تراز اصلی با انرژی های E1,E2 اتفاق می افتد که جابجایی بین أنها کاملا” أزاد است .الکترون با دریافت انرژی بر انگیخته شده وبه تراز E2 می رود وپس از 8تا 10 ثانیه دوباره به تراز اول بر می گردد و فتونی با انرژی E2-E1 تابش می کند اما در فسفرسانس ماجرابدلیل وجود یک تراز میانی کمی پیچیده تر است این تراز که مابین تراز پایه و برانگیخته قرار دارد تراز نیمه پایدار می باشد و مانند یک دام برای الکترونها عمل میکند به خاطر شرایط خاص این تراز انتقال الکترون از أن به سایر ترازها ممنوع واحتمال أن بسیار کم است بنابراین چنانچه الکترونی پس از برانگیختگی از تراز E2 در دام تراز نیمه پایدار بیافتد انجا می ماند تا زمانی که به طریقی دیگر مجددا” برانگیخته شود وبه تراز E2 برگردداین اتفاق می تواند تحت تاثیر جنبشهای گرمایی اتمها یا مولکولهای مجاور ویا برانگیختگی نوری روی دهد اما احتمال وقوع أن بسیار کم است به همین دلیل چنین الکترونهایی تا مدتها در تراز میانی می مانند (بسته به ساختار اتمی ماده و شرایط محیطی) وهمین عامل تاخیر در باز تابش بخشی از انرژی دریافت شده است.تحریک این ماده ها به گونه های مختلف انجام می شوند: بمباران فوتونی، الکترونها، یونهای مثبت، واکنشهای شیمیایی، گرما و گاهی اوقات ( مخصوصاً در جانداران ) تنش های مکانیکی… راز کرمهای شب تاب در فسفرسانس است.
برای ساختن مواد درخشنده در تاریکی باید فسفری وجود داشته باشد که با استفاده از نور معمولی انرژی بگیرد و طول تابش ان زیاد باشد.برای مثال دو فسفری که این ویژگی ها را دارند مثل ( Zinc Sulfide ) و ( Strontium Aluminate ). که ( Strontium Aluminate ) بهتر است برای طول تابش بیشتر. این مواد با پلاستیک مخلوط میکنند و مواد درخشنده در تاریکی را میسازند.
بعضی مواقع ممکن است شما موادی را ببینید که میدرخشند ولی به انرژی احتیاجی ندارند!یکی از ان مثالها بروی عقربه های ساعتهای گران قیمت است.درانها فسفر با یک عنصر رادیو اکتیو مخلوط شده (مثل رادیوم- radium) که ان عنصر با انتشار رادیو اکتیو فسفر را مرتبا با انرژی میکند.
شرحی از نحوه ی کار لامپ های فلوئورسنت :
در این لامپها یک تخلیه ی الکتریکی در محیطی از بخار جیوه و یک گاز
خنثی ( مانند آرگون ) انجام می شود. بخار جیوه بر اثر این تخلیه ی انرژی و
جذب این انرژی، شروع به تشعشع می کند و طول موج این تشعشع ۲۵۳۷ آنگستروم
است که در محدوده ی طیف UV ( فرا بنفش ) است.
از دیگر سوی، دبواره ی
داخلی لامپ را با مواد فسفرسنتی پوشش می دهند و این مواد توسط اشعه ی UV
تحریک شده، نور مرئی تابش می کنند. در دهه ی ۱۹۴۰ این پوشش Zn2SiO4
(سیلیکات زیرکونیم) بود و از Mn بعنوان Activator استفاده می کردند. بعدها
یک محلول فسفاتی به صورت Ca5.(PO4)3.(Cl,F).Sb3+ion.Mn2+ion - که Sb3+ion
یعنی یون ۳ بار مثبت آنتیموان - استفاده شد که Activator ان، Sb (
آنتیموان ) بود.
چه موادی این گونه هستند (نام عنصر ها) و رنگ نور انها به چه بستگی دارد؟
| ماده ی زمینه | Activator | رنگ تشعشع | کاربرد |
| CaWO4 | بدون Activator | آبی | لامپ آبی |
| CaWO4 | Pb | آبی کم رنگ | لامپ آبی |
| BaSi2O5 | Pb | فرا بنفش | لامپ تشعشع طولانی مدت فرابنفش |
| Zn2SiO4 | Mn | سبز | لامپ سبز |
| CaSiO3 | Pb3Mn | بین زرد و نارنجی | لامپ رنگی با کیفیت بالا |
| Cd2B2O5 | Mn | نارنجی / زرد | لامپ ترنر |
ماده ی زمینه
Activator
رنگ تشعشع
کاربرد
Zn2SiO4
Mn
زرد سبز
رادار و اسیلوگراف
CaSiO3
Pb3Mn
نارنجی
رادار
(Zn,Be).SiO4
Mn
سفید
تلویزیون های دقیق
سولفور هگزا فلوئورید گازی بی رنگ بی بو وغیر سمی است که خواص بسیار جالبی داردو با استفاده از آن می توان نمایشهای شیمی سر گرم کننده ای را ترتیب داد.
مثلا می توانید بزرگی صدای خود را تغییر دهید.یا با شناور کردن قایق کاغذی خود بر روی آن که گازی کاملا نامرئی است همه ی دوستان خود را متعجب کنید.
در واقع این گاز درست برعکس هلیم است یعنی هلیم 6 بار از هوا سبکتر است ولی این گاز 6 بار از هوا سنگین تر است.
مشخصات سولفور هگزا فلوئورید
¨ ترکیبی معدنی با فرمول SF6
¨ گاز غیر قطبی
¨ بی بو،بی رنگ وغیر سمی
¨ غیر قابل اشتعال در دما وفشار اتاق
¨ هشت وجهی منتظم
¨ انحلال پذیری بسیار کم در آب،به خوبی در حلال های غیر قطبی وآلی حل می شود.
¨ دانسیته 6.13 g/L در سطح آب دریا
انواع نمایش ها با استفاده از خواص ویژه سولفور هگزا فلوئورید
¨ قایق خود را شناور کنید
سولفور هگزا فلوئورید را در یک آکواریوم شیشه ای یا یک بشر بریزید.
از آنجا که SF6از هوا سنگین تر است پایینتر از آن قرار می گیرد واز ظرف خارج نمی شود.بنابراین شما می توانید یک جسم سبک را بر روی این گاز نامرئی شناور کنید مانند یک هواپیمای کاغذی یا یک قایق ساخته شده از فویل آلومینیومی.حتی شما می توانید در یک برنامه ی نمایشی با استفاده از یک لیوان SF6 رابه داخل قایق ریخته وآن را غرق کنید.
¨ بزرگی صدای خود را تغییر دهید
سولفور هگزا فلوئورید سنگین تر از هواست. بنابراین صدا از داخل آن با سرعت کم تری عبور می کند
اگر ریه های خود را از این گاز پر بکنید صدای شما بزرگ وعجیب خواهد شد.
گرچه سولفور هگزا فلوئورید گازی است غیر سمی وخطری شما را تهدید نمی کند ولی در هر حال دقت کنید که دچار کمبود اکسیژن نشوید توصیه می کنیم این نمایش را متناوب در یک زمان انجام ندهید.
سولفور هگزا فلوئورید را ازچه جاهایی می توان تهیه کرد؟
سولفور هگزا فلوئورید گاز ویژه ای است که در در پزشکی کاربرد دارد(در جراحی چشم وایجاد تصاویر فراصوتی بر روی صفحه)،در صنعت به عنوان یک ردیاب ،دی الکتریک(عایق)،مخلوط آن با آرگون به عنوان عایقبین دولایه در پنجره های دوجداره استفاده می شود به هر حال این گاز آن قدر کاربردهای متنوع وفراوانی دارد که شما با کمی جستجو در مراکز فروش گازهای تخصصی می توانید آن را پیدا کنید.
روابط پسران و دختران جوان، در كشور ما به عنوان يك معضل اجتماعي مطرح است لذا بر اولياي خانه و مدرسه و به تبع آنها مسئولين فرهنگي و اجتماعي لازم است اين مسئله را به طور علمي بررسي نمايند و از هرگونه تصميم احساسي خودداري كرده و با شناخت كامل آسيب ها، زمينه ها و راهكارهاي علمي و تخصصي با اين انحراف برخورد نمايند. زيرا به حكم "ولا تقف ما ليس لك به علم" (اسراء، 36) بايد از پيروي هر چيزي كه بدان علم نداريم پرهيز كنيم. درهر اعتقاد يا عملي كه تحصيل علم ممكن است، پيروي از غير علم حرام است و زماني اقدام و ارتكاب عملي جايز است كه دليل علمي آن را تجويز نمايد. (1) براي بررسي اين معضل با سؤال هايي روبرو هستيم: 1 - چه نوع روابطي، معضل اجتماعي به شمار مي رود؟ 2 - چه آسيب هايي دراين زمينه جوانان ما را تهديد مي كند؟ 3 - زمينه هاي اين روابط آسيب زا چيست؟ 4 - چه راهكارهايي براي پيشگيري و هدايت صحيح وجود دارد؟ در مقاله حاضر كه از انتخاب شده به اين پرسشها پاسخ داده مي شود كه با هم آن را مي خوانيم.
*روابط آسيب زا
ارتباط و
برخورد پسران و دختران، امري اجتناب ناپذير است زيرا بديهي است كه در
جامعه، كوچه و خيابان، هنگام خريد و هنگام معاشرت ها و... نمي شود ديوار و
حائلي بين دو جنس كشيد. هنگامي كه از روابط دختران و پسران به عنوان معضل
اجتماعي و آسيب زا ياد مي شود، منظور روابط پنهاني، غيرعادي و ناپخته اي
است كه به دور از هرگونه شناخت كافي بوده و به صورت هيجاني، تخيلات و
رؤياهاي غيرواقعي صورت مي گيرد. دختران و پسراني كه به منظور جلب توجه جنس
مخالف و با هدف دوست يابي از بين آنان، ساعت ها در خيابان ها و اماكن
عمومي از گوشه اي به گوشه ديگر مي روند و بدون اينكه به روشني بدانند به
دنبال چه چيزي هستند، وقت و انرژي خود را تلف مي كنند. گاهي اوقات افرادي
مانند خود را مي يابند و روابط نامتعادلي برقرار مي كنند، لكن در نهايت با
احساس سرخوردگي و بيهودگي و نيز احساس بيزاري از خود به خانه باز مي
گردند. تعاليم انسان ساز اسلام، اين نوع روابط را نهي مي كند نه اينكه
زنان و دختران را از جامعه طرد نمايد و از هرنوع حضور و فعاليت هاي آنان و
برخورد و ارتباط زنان و مردان جلوگيري كند.
اسلام حفظ حريم ميان زن و
مرد، عفت و حياء را مورد تاكيد قرار مي دهد. قرآن كريم يك نمونه از روابط
سالم را بيان مي كند؛ دختران حضرت شعيب براي سيراب كردن گوسفندان صبر
كردند تا مردان از سيراب كردن گوسفندانشان فارغ شوند و به كناري بروند.
(قصص. 23) و هنگامي كه يكي از دختران شعيب از طرف پدر مأمور شد تا حضرت
موسي را به خانه دعوت كند با كمال وقار و حياء با موسي سخن گفت (همان. 25)
و حضرت موسي نيز بعداز قبول دعوت به دختر شعيب فرمود: راه را به من نشان
بده و خودت پشت سر من بيا. براي اينكه ما دودمان يعقوب به زنان نگاه نمي
كنيم. (2)
اين الگوي شايسته به ما نشان مي دهد كه مي شود زنان و مردان
در جامعه با يكديگر برخورد و تعامل داشته باشند و در عين حال حريم يكديگر،
حياء و عفت خود را نيز حفظ كنند.
*آسيب شناسي
الف - آسيب رواني: فقدان حريم ميان زن و مرد وآزادي معاشرت هاي بي بند و بار، هيجان ها و التهاب هاي جنسي را فزوني مي بخشد. غريزه جنسي، غريزه اي نيرومند، عميق و دريا صفت است، هر چه بيشتر اطاعت شود، سركش تر مي گردد؛ همچون آتشي كه هر چه به آن بيشتر خوراك بدهند شعله ورتر مي شود. (3) روح بشر فوق العاده تحريك پذير است، اشتباه است كه گمان كنيم تحريك پذيري روح بشر محدود به حد خاصي است و از آن پس آرام مي گيرد. هيچ مردي ازتصاحب زيبا رويان و هيچ زني از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره دلي از هوس سير نمي شود. از طرفي تقاضاي نامحدود خواه ناخواه انجام نشدني است و هميشه مقرون است با نوعي احساس محروميت، دست نيافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحي و بيماري هاي رواني مي گردد. (4) حال اگر در سطح جامعه، جاذبه هاي جنسي رواج يابد و دختر و پسر روابطي آزاد داشته باشند، جلوه گري هاي موجود در برخورد و حالات دختران موجب جلب توجه پسران شده، انحراف اذهان و آشفتگي فكر و دل آنها را در پي دارد. البته خود دختران نيز ضربه پذير هستند زيرا چه بسيار دختراني كه سبب شوق دست يابي به نشانه هاي مقبول زيبايي و زنانگي به اختلالات رواني دچار مي شوند. (5) از طرف ديگر اگر در كوچه و خيابان، دلبري مرسوم گردد و جلوه گري، هنر دختران محسوب شود و در روابط دختر و پسر تجاذب و دلبندي به ميان آيد، دختراني كه از زيبايي لازم برخوردار نيستند، در فشار و استرس قرار مي گيرند و هميشه احساس كمبود و حقارت مي نمايند و لطمه هاي جدي بر روح و روان آنان وارد مي شود. آفت ديگر اين است كه افراد در اين نوع روابط كه معمولاً ناپايدار بوده و براساس سودجويي است نه تعهد، به شكست در عشق منتهي مي شوند. و در نتيجه روح لطيف و با نشاط آنها گرفتار افسردگي مي شود.
ويل دورانت مي گويد: "زني كه عاشق شد و معشوق خود را از دست داد، ممكن است اين گمشده برايش جبران ناپذير باشد. او روح خود را به تصوير خاصي پيوسته است وهر جا برود خاطراتش او را دنبال خواهند كرد. (6)
عشق بازي هاي خياباني قبل از ازدواج، آسيب ديگري نيز دارد وآن اين است كه دائماً از فاش شدن روابط گذشته و تاثير آن بر زندگي آينده دچار تشويش خاطر و نگراني هستند و اين نگراني اثر مخربي بر بهداشت رواني انسان مي گذارد.
ب - آسيب اجتماعي: آنچه موجب فلج كردن نيروي اجتماعي است، آلوده كردن محيط كار به لذت جويي هاي شهواني است(7) زيرا از طرفي شخصيت و كرامت زن را در حد يك كالا براي كام جويي مردان تنزل مي دهد و امنيت رواني لازم را براي فعاليت اجتماعي او از بين مي برد، و از طرف ديگر مردان، تمركز حواس و دقت كافي را براي كارهاي خود ندارند. هر چه روابط دختر و پسر ضابطه مند تر شود وجامعه از تحريكات شهواني وجلوه گري هاي جنسي دور گردد، اجتماع سالم تر خواهد شد و افراد جامعه بهتر به كار خود رسيدگي كرده، جوانان در محيط كار، درس و دانشگاه راحت تر خواهند بود و به پيشرفت هاي بيشتري خواهند رسيد.
ج - آسيب خانوادگي: معاشرت هاي آزاد و بي حد و مرز در برخي خانواده ها، زمينه بي بند و باري پسران و دختران را فراهم ساخته و ازدواج را به صورت يك وظيفه، تكليف و محدوديت در آورده است.
تفاوت جامعه اي كه روابط جنسي را به محيط خانوادگي و كادر ازدواج قانوني محدود مي كند با اجتماعي كه روابط آزاد در آن اجازه داده مي شود اين است كه ازدواج در اجتماع اول پايان انتظار و محروميت و در اجتماع دوم، آغاز محروميت و محدوديت است. در سيستم روابط آزاد جنسي، پيمان ازدواج به دوران آزادي دختر و پسر خاتمه مي دهد و آن ها را ملزم مي سازد كه به يكديگر وفادار باشند و در سيستم اسلامي به محروميت و انتظار آنان پايان مي بخشد. (8)
اختصاص يافتن استمتاعات و التذاذهاي جنسي به نهان خانه زناشويي و محيط خانواده و در كادر ازدواج، پيوند زن و شوهري را محكم مي سازد و موجب اتصال بيشتر زوجين به يكديگر مي شود. پس آسيب اول، بي رغبتي به ازدواج و تشكيل خانواده است. آسيب ديگر همان است كه ويل دورانت مي گويد: "مرد، نگران و مضطرب است كه مبادا كسي پيش از او زنش را تصرف كرده باشد." (9) پسري كه قبل از ازدواج با افراد زيادي ارتباط داشته است، به هنگام ازدواج به هر دختري كه نظر كند، مي پندارد او نيز با پسرهاي متعددي ارتباط داشته و پاك و عفيف نيست و در نتيجه روح بي اعتمادي و سوء ظن در جامعه ا وج مي گيرد و اين همان چيزي است كه قرآن كريم از آن نهي فرموده است (هجرات. 12) بنابر اين روابط آزاد، زمينه ساز بسياري از سوء ظن ها است.
نكته ديگري كه در جوامع آزاد و مختلط، خانواده ها را تهديد مي كند اين است كه زن و مرد، همواره در حال مقايسه اند، مقايسه آنچه دارند با آنچه ندارند وآنچه ريشه خانواده را مي سوزاند اين است كه اين مقايسه ها آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن مي زند. (10)
* زمينه ها و راهكارها
ما
در اين قسمت به عوامل ايجاد كننده اين روابط و راههاي پيشگيري آن مي
پردازيم و چون هر زمينه، راهكار مخصوص به خود را دارد، براي حفظ پيوستگي و
انسجام مطلب در ذيل هر يك از زمينه ها، راهكار آن را نيز ذكر مي كنيم.
1 - نگاه
يكي از زمينه هاي
ايجاد روابط ناسالم نگاه مسموم است. براي انساني كه حب شهوات براي او زينت
داده شده است (آل عمران. 14) يك نگاه كافي است تا او را از خود بي خود كند
ومتحول سازد. نگاه، تيري است از تيرهاي شيطان چه بسا نگاهي كه حسرت هاي
طولاني را در پي دارد. (11) لذا حضرت علي (ع) مي فرمايد: "ديده ها
شكارگاههاي شيطانند". (12) بعضي "نگاه ها"، ويروس "گناه" منتشر مي كنند،
پس فاصله چنداني بين نگاه و گناه نيست. كنار هر گناه دو فرمان است: شيطان
مي گويد: "چشم بدوز" خداي رحمان مي گويد: "چشم و ديده فرو بند" تنها
راهكار آسودگي دل و برچيدن اين زمينه همان است كه قرآن كريم مي فرمايد:
مومنان نگاه خود را از نامحرم بگردانند. "قل للمومنين يغضوا من ابصارهم"
(نور. 30) و در روايات نيز آمده است كه كسي كه چشم خود را فرو بندد دل را
آسوده كند (13) از پشت به زنان نامحرم نگاه نيفكنيد. (14) از رو به رو به
زن نامحرم خيره نشويد. (15) و اگر به طور اتفاقي نگاه به نامحرم افتاد چشم
را بگردانيد. (16) و بار ديگر نگاه خود را به وي نيفكنيد. (17) حفظ نگاه
مخصوص مردان نيست؛ زليخا اسير نگاه شده بود و زنان مصر با ديدن يوسف دست
خود را بريدند(يوسف. 31) لذا قرآن كريم به زنان مومن نيز دستور مي دهد كه
چشم را از نگاه به مردان اجنبي فرو بندند (نور. 31) لذا هنگامي كه مردي
نابينا خدمت رسول خدا (ص) آمد، آن حضرت از همسران خود خواست كه جلسه را
ترك كنند و پشت پرده قرار بگيرند. آنان با تعجب گفتند: "وي كور است." حضرت
فرمود: "شما كه كور نيستيد و او را مي بينيد" (18) و الگوي زنان عالم حضرت
زهرا(س) فرمودند: "خير زن در آن است كه نه او مردي را ببيند و نه مردي او
را ببيند". (19)
ز دست ديده و دل هر دو فرياد
كه هرچه ديده بيند دل كند ياد
بسازم خنجري نيشش ز فولاد
زنم بر ديده تا دل گردد آزاد(20)
2 - خودآرايي و خودنمايي
يكي
ديگر از علل گرايش جوانان به جنس مخالف، خودآرايي و خودنمايي است.
خودآرايي ناپسند نيست بلكه خودآرايي به قصد خودنمايي در برابر نامحرم
ناپسند است زيرا زمينه فساد جوانان است. جوان در اين سن، در برابر هزارها
محرك كه قبلا آنها را حس نمي كرد، حساس مي گردد. بعضي از صداها اين حساسيت
را بر مي انگيزد... بعضي از حركات اين حساسيت را نيرو مي دهد، بعضي از
مناظر در جلب آن بيش از همه مؤثر است، رنگها در فصل عشق، غوغايي برپا مي
كند و رنگ سرخ منادي تملك و تصرف است(21)
اگر جوان در معرض اين همه محرك هاي قوي قرار بگيرد، درياي شهوت او طوفاني مي شود و "غريزه جنسي، مخصوصا در پسران، تا سر حد وجدان نفوذ كرده و تحريكات شهواني همچون تصادم امواج به ساحل، شروع به مبارزه مي نمايد."(22)
قرآن كريم براي برچيدن اين زمينه فساد به زنان مؤمن دستور مي دهد كه در خانه هاي خود بنشينند و مانند زنان جاهليت نخست، خودنمايي نكنند. (احزاب. 33) زينت و آرايش خود را جز آنچه قهرا ظاهر مي شود بر بيگانه آشكار نسازند و بايد سينه و دوش خود را با مقنعه بپوشانند. (نور. 31) منظور از "زينت زنان" مواضع زينت است زيرا اظهار خود زينت از قبيل گوشواره و دست بند حرام نيست، پس مراد از اظهار زينت، اظهار محل آنهاست (23) زنان مؤمن نبايد پاي خويش را به زمين بكوبند تا آنچه از زينتشان كه پنهان است ظاهر شود. (نور. 31) طبيعي است كه جوان جذب مي شود. جواني از انصار رسول خدا(ص) در كوچه هاي مدينه زني را ديد - در آن زمان، زنان مقنعه را پشت گوش مي انداختند - وقتي زن از او گذشت، او را تعقيب كرد و از پشت او را مي نگريست تا داخل كوچه تنگي شد و در آنجا استخوان يا شيشه اي كه در ديوار بود، به صورت مرد برخورد كرده آن را شكافت، همين كه زن از نظرش غايب شد تازه متوجه گرديد كه خون به سينه و لباسش مي ريزد، با خود گفت: نزد رسول خدا مي روم و جريان را به او خبر مي دهم. رسول خدا از او پرسيد چه شده است؟ جوان جريان را عرض كرد. سپس جبرئيل نازل شد و حفظ حجاب و زينت را بر زنان مسلمان واجب نمود تا مردان مسلمان حفظ شوند. (24)
3 - طنازي در سخن
يعني زنان
در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازك و لطيف كنند، تا دل او را دچار ريبه
و خيال هاي شيطاني نموده شهوتش را برانگيزانند و در نتيجه آن مردي كه در
دل بيمار است به طمع بيفتد و منظور از بيماري دل نداشتن نيروي ايمان است،
آن نيرويي كه آدمي را از ميل به سوي شهوات باز مي دارد. (25) قرآن كريم
براي جلوگيري از روابط ناسالم ميان زنان و مردان مي فرمايد: "نازك و نرم
با مردان سخن مگوئيد مبادا آنكه دلش بيمار است به طمع افتد بلكه درست و
نيكو سخن بگوييد."(احزاب. 32) يعني سخن معمولي و مستقيم بگوييد، سخني كه
شرع و عرف اسلامي (نه هر عرفي) آن را بپسندد و آن سخني است كه تنها مدلول
خود را برساند، نه اينكه كرشمه و ناز را بر آن اضافه كني، تا شنونده علاوه
بر درك مدلول كلام، دچار ريبه هم بشود(26) تاثير كلام به قدري است كه
مولاي متقيان از سلام كردن به زنان جوان خودداري مي كند و مي فرمايد: "مي
ترسم از اين كه صداي آنها مرا خوش آيد و از اجرم كاسته شود."(27)
4 - تأخير در ازدواج
زن و
مرد، مكمل نيازهاي روحي و رواني يكديگرند و هر يك بدون ديگري احساس فقر و
نياز مي نمايد. زن به دنبال تقديس از جانب مرد و در آرزوي اين است كه تنها
ملكه كاخ عشق و محبتش باشد. (28) و به قول ويل دورانت: زن فقط وقتي زنده
است كه معشوق باشد و توجه كردن به او مايه حيات اوست. (29) و مرد نيازمند
كسي است كه قلبش براي او بتپد و با گرمي نگاه و كلام پرمهرش، او را در
مواجهه با ناملايمات زندگي اميد بخشد و خلاصه اينكه "هر يك از ما، در
جدايي فقط نيمه اي از انسان است و هميشه نگران آن نيم ديگر است"(30) و اين
نگراني به آرامش تبديل نمي شود مگر از طريق آن يگانه راهي كه خداوند متعال
ترسيم نموده و آسايش انسان را در آن قرار داده است. (روم. 21)
تا زماني كه دختر و پسر جوان اين نياز فطري را از راه ازدواج تأمين نكرده و به آرامش رواني نرسيده باشند در معرض خطر هستند لذا رسول خدا(ص) فرمود: آن كس كه ازدواج كند نيمي از دينش را حفظ كرده است." (31)
5 - بستر اجتماعي
يك عامل
بسيار مهم در ايجاد چنين روابطي، وجود زمينه اي اجتماعي و گاه پنهان در
ميان جوانان است. اگر در جامعه جوان چنين افكاري رايج شود كه داشتن دوست
پسر و يا دوست دختر، نشانه قدرت و جاذبه اجتماعي است و يا اين انديشه كه
داشتن چنين روابط، نشانه بزرگ شدن است و يا پيداكردن دوست براي يكديگر را
بخشي از پيمان دوستي به شمار آورند، روز به روز بر ميزان اين روابط افزوده
خواهد شد. براي رهايي از اين زمينه فساد راهكارهايي وجود دارد كه عبارتند
از:
الف - اصلاح فرهنگ جامعه: اگر چنين افكاري در جامعه رسوخ كرده باشد بر مسئولين فرهنگي جامعه واجب است كه تمام امكانات و تلاش خود را در اصلاح فرهنگ جامعه به كار بگيرند زيرا تا فرهنگسازي درست صورت نگيرد خورده كارها نتيجه مطلوب را به همراه نخواهد داشت.
ب - دقت در انتخاب همنشين: بايد راههاي صحيح دوست يابي را آموزش داد تا جوانان با ديد باز و انديشمندانه همنشين و دوست خود را انتخاب نمايند زيرا رسول خدا(ص) مي فرمايند: "دين و منش هر شخصي، متناسب با دوست و همراه است." (32)
6 - مرحله رشد
اريكسون سن
12 - 20 سالگي را مرحله احساس هويت در مقابل سردرگمي هويت مي داند و مي
گويد مشكل اين دوره خطر آشفتگي نقش به ويژه هويت جنسي و شغلي نوجوان است.
در بعضي موارد جواناني كه قادر به رو در رويي با سردرگمي نقش جنسي و شغلي
خود نيستند، هويتي منفي را انتخاب مي كنند و به هويت ها و نقش هايي متكي
مي شوند كه به صورت نامطلوب ترين و خطرناك ترين اعمال به آنها عرضه شده
است(33) كسي كه احساس پيشرفت و رضايت مندي از هويت، شغل و خانواده خود
ندارد به رفتارهاي ناهنجار روي مي آورد كه به اين رفتارها "رفتارهاي
جايگزين" مي گويند. يكي از اين رفتارهاي جايگزين، برقراري ارتباطهاي
ناسالم است.
براي پيشگيري از بروز اين مشكل، بايد به نوجوان و جوان در هويت يابي كمك كرد تا بتواند براي خويشتن، تصويري رضايت بخش و اميدآفرين به دست آورد. انسان بايد يك هويت منسجم داشته باشد زيرا هركس براساس ذات و طبيعت خود عملي انجام خواهد داد(اسراء. 84)
عمل انسان مترتب بر شاكله او است به اين معنا كه عمل هرچه باشد مناسب با اخلاق آدمي است چنانكه در فارسي گفته اند: "از كوزه همان برون تراود كه در اوست" پس شاكله يا هويت نسبت به عمل، نظير روح جاري در بدن است. (34) بنابراين بر والدين و مسئولين تعليم و تربيت واجب است كه در راه "هويت يا بي جنسي" به جوانان كمك كنند تا تصوير روشني از جنسيت خود و نقش هاي مربوط به آن، برخوردهاي اجتماعي و دوستي دختران و پسران و عشق و امثال آن پيدا كنند.
7 - عدم تقيد خانواده به مسائل ديني
جوانان اولين برخوردها و معاشرت هاي ناسالم و مختلط را در خانه تجربه مي كنند.
فرهنگ
خانواده است كه حد و مرزها را به فرزندان مي آموزد. اگر خانواده ها حدود
شرعي را در روابطشان مراعات نكنند، ديگر چه انتظاري از جوانان با آن شرايط
روحي و هيجاني مي توان داشت لذا قرآن كريم مي فرمايد: "اي مومنان! خود و
خانواده خويش را از آتش دوزخ نگاه داريد."(تحريم. 6) يعني خود و زن و بچه
خود را تعليم خير دهيد و ادب نماييد. (35) و در نگهداري خانواده همين بس
كه به آنها امر كنيد بدان چه كه خدا امر كرده و نهي كنيد از آنچه خدا نهي
كرده است. (36)
8 - بي توجهي به نيازهاي جوانان در خانه
جوانان
به محبت، برقراري صميميت، تنوع، تفريح و هر چيزي كه شور و نشاط آنان را
حفظ كند، نيازمند هستند. اگر والدين اين نيازها را تأمين نكنند، خود آنان
دست به كار مي شوند و از آنجا كه معمولا جوانان شتابزده و ناپخته عمل مي
كنند، از هر طريقي براي رفع نياز خود اقدام مي كنند.
نكته ديگري كه بايد به آن توجه داشت، پرهيز از بيكاري است. خداوند متعال به پيامبر گرامي اسلام(ص) توصيه مي فرمايد: "هنگامي كه از كار مهمي فارغ شدي خود را به كار ديگري مشغول كن"(انشراح. 7) والدين بايد براي اوقات فراغت جوانان خود برنامه داشته باشند. فعاليت هاي اجتماعي، فرهنگي، ورزشي و تفريحي علاوه بر اينكه آنها را از بسياري از فسادها حفظ مي كنند، در رشد ابعاد مختلف جوان موثر است.
والدين در برخورد با جوانان بايد طريق اعتدال را پيش بگيرند و از هرگونه افراط، تفريط، برخورد خشك، خشن و انعطاف ناپذير خودداري كنند. و در ضمن نظارت و كنترل نامحسوس بر رفت و آمد و رفتارهاي آنان، شخصيت و حريم خصوصي آنان راحفظ نمايند زيرا اگر شخصيت او از بين برود و عزت و كرامتي نداشته باشد، هيچ اميد خيري در او نيست. (37) و از سرزنش و ملامت نيز پرهيز كنند كه آتش لجاجت را در آنان شعله ورتر مي كند. (38)
9 - رسانه
يكي ديگر از
عوامل زمينه ساز روابط دختر و پسر رسانه ها اعم از صدا و سيما، نشريات،
اينترنت و ماهواره است كه بررسي ميزان تأثير آنها و چگونگي مقابله با آنها
به تدوين مقاله اي مستقل نياز دارد.


